اوسنه

فرهنگ معین

(او سَ نِ ) (اِ. ) افسانه .

پیشنهاد کاربران

۱. معنی در کلیدر
در کلیدر، آوسنه به معنی افسانه، قصه، حکایت کهن یا روایت عامیانه است؛ داستانی که سینه به سینه نقل شده و لزوماً واقعی نیست.
وقتی شخصیتی می گوید چیزی �آوسنه است�، معمولاً منظورش این است که آن ماجرا بیشتر رنگ وبوی افسانه و روایت مردمی دارد تا واقعیت تاریخی.
...
[مشاهده متن کامل]

۲. معنی در فارسی معیار
معادل فارسی معیار:
افسانه
قصه
حکایت
روایت عامیانه
۳. کاربرد
از واژه های رایج در گویش های خراسانی و برخی دیگر از گویش های شرق ایران.
در داستان های شفاهی، لالایی ها، متل ها و روایت های محلی.
امروزه در فارسی رسمی کمتر به کار می رود، اما در ادبیات بومی هنوز زنده است.
۴. ریشه شناسی ( Etymology )
آوسنه شکل گویشیِ واژهٔ افسانه است.
ریشهٔ واژه به فارسی میانه بازمی گردد و در گذر زمان، در برخی گویش ها تغییرات آوایی پیدا کرده است. یکی از این دگرگونی ها تبدیل تدریجی افسانه به اوسنه/آوسنه است؛ تغییری که در گویش های شرقی فارسی طبیعی و شناخته شده است.
هم خانواده ها:
افسانه
افسانه گو
افسانه پردازی
۵. تحول تاریخی
مسیر تقریبی تحول واژه:
فارسی میانه → افسانه → اوسنه / آوسنه ( در برخی گویش های خراسانی )
این نوع تغییرهای آوایی در گویش های محلی رایج است و بسیاری از واژه های کهن به همین شکل تا امروز حفظ شده اند.
۶. نکات فرهنگی
در فرهنگ روستایی خراسان، آوسنه فقط یک داستان خیالی نیست. آوسنه ها راهی برای انتقال:
باورهای مردم،
تاریخ شفاهی،
تجربه های نسل های گذشته،
و ارزش های اخلاقی و اجتماعی
بوده اند. شب نشینی ها و قصه گویی پیران، مهم ترین بستر نقل آوسنه ها بود.
۷. مثال
پیرمرد، آوسنه ای از پهلوانان قدیم برای بچه ها تعریف کرد.
بعضی ها آن ماجرا را تاریخ می دانند و بعضی دیگر آوسنه.
۸. نزدیک ترین معادل های انگلیسی
بسته به بافت:
legend ⭐ ( اگر روایت محلی یا تاریخی باشد )
folktale ( اگر قصهٔ عامیانه باشد )
folk legend
myth ( اگر جنبهٔ اسطوره ای داشته باشد )
fairy tale ( اگر داستان خیالی با عناصر جادویی باشد )
تفاوت مهم:
Legend معمولاً به روایتی مربوط به شخصیت یا مکان واقعی اشاره دارد که با گذر زمان اغراق آمیز شده است.
Folktale قصه ای است که در فرهنگ عامه نقل می شود و الزاماً ادعای واقعیت ندارد.
Myth به روایت های اسطوره ای دربارهٔ خدایان، آفرینش یا جهان مربوط می شود.
۹. نکات زبانی
واژه های مرتبط:
افسانه
متل
قصه
حکایت
روایت
اسطوره

اَوسنه/ �šne : افسانه
مانند: - اوسنه ی او تمام نشد.
اَوسَان/ owsāna : افسانه، قصه
واژه نامه ی گویش تون ( فردوس )
در گویش آذری: افسانا/ afsāna : افسانه. این واژه ( ( ابسنه ) ) هم گفته می شود
...
[مشاهده متن کامل]

فرهنگ واژگان آذری
( با گزارش همانندی ها با دیگر گویش های ایران )
فیروز منصوری

شاید: افسانه
/owsane/
( سَ ) افسانه
از واژه نامه ی رمان کلیدر اثر محمود دولت آبادی
قصه ، داستان ، افسانه در زبان تربت حیدریه
افسانه