اوزی

لغت نامه دهخدا

اوزی. [ اِوْ ز زی ی ] ( ص نسبی ) منسوب به اوز. بطمانند. ( ناظم الاطباء ).

اوزی. [ اِ وَزْ زا ] ( ع اِ ) رفتنی چون رفتن مرغابی. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ).

فرهنگ فارسی

رفتنی چون رفتن مرغابی

گویش مازنی

/oozi/ آب تنی – شنا

واژه نامه بختیاریکا

کمک خرج یا کادوی عروسی که شخص جهت رسیدن به آن عمدتا قبل از عروسی به خانه های فامیل جهت گرفتن آن مراجعه می کرد.

دانشنامه عمومی

اوزی (ورزقان). اوزی یکی از روستاهای استان آذربایجان شرقی است که در دهستان بکرآباد بخش مرکزی شهرستان ورزقان واقع شده است.
عکس اوزی (ورزقان)
این نوشته برگرفته از سایت ویکی پدیا می باشد، اگر نادرست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید: گزارش تخلف

دانشنامه آزاد فارسی

تغییرمسیر به:
کنه، فرانسوا (۱۶۹۴ـ۱۷۷۴)

پیشنهاد کاربران

یه نوع فحش هم به حساب میاد به معنی:. . . کردن
در زبان لری بختیاری به معنی
::هدیه عروس
Oozi