اوجابن

لغت نامه دهخدا

اوجابن. [ ب ِ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان سدن رستاق بخش مرکزی شهرستان گرگان دارای 265 تن سکنه. آب آن از قنات و محصول آنجا غلات ، لبنیات ، برنج و شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی زنان بافتن پارچه های ابریشمی و کرباس است. راه مالرو دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 3 ).

گویش مازنی

/oojaa ben/ از محله های قدیمی شهرستان بابل - مرتعی در شرق روستایی کدیر نوشهر

پیشنهاد کاربران

اوجابن یکی از روستای شهرستان گرگان می باشد زبان مردم روستای در گذشته طبری بوده اما امروزه به فارسی تبدیل شده اما فارسی تحت تاثیر طبری ؛ هنوز هم مردم اوجابن به زبان طبری مسلط هستند. اوجا در طبری یعنی درخت
...
[مشاهده متن کامل]
نارون و بن هم از بنه می آید که به معنای زمین است ، اوجابن به معنای جایی که اوجا قرار دارد . در گذشته حدود 150 سال پیش مکان امروز اوجابن کاملا پوشیده از جنگل بود.