اوام
فرهنگ اسم ها
معنی: فام، لون، رنگ
برچسب ها: اسم، اسم با ا، اسم دختر، اسم فارسی
لغت نامه دهخدا
اوام. [ اَ ] ( اِ ) ابام. قرض و وام. ( از برهان ) ( انجمن آرا ) ( از آنندراج ) : پس خواجه ابوطاهر را بسبب صوفیان اوامی افتاد.
( اسرارالتوحید ).
وگر از تنگ شکر خرج نخواهی که کنی
با وام از سخن من بستان شیرینی.
کمال اسماعیل.
تا در این شهر آمدم از بس اوام من رهی بفروختم کاشانه را.
کمال اسماعیل ( آنندراج ) ( انجمن آرا ).
مریدی گفت اگر چیزی قبول کردی تا در وجه اوام کرده بودیم بگزاردیمی بد نبودی. ( تذکرةالاولیاء ). || رنگ و لون. ( انجمن آرا ) ( برهان ). پام. فام. ( انجمن آرا ) ( از آنندراج ).اوام. [ اُ ] ( ع اِ ) تشنگی یا گرمی آن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). تشنگی.( مهذب الاسماء ). || دود. ( از منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). || دوار سر و سرگیجه. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). گردش سر. ( آنندراج ). || زه کمان. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). رودساز. ( از آنندراج ). || بانگ و فریاد تشنه. ( منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ) ( آنندراج ).
فرهنگ فارسی
وام، قرض
( اسم ) رنگ لون .
فرهنگ معین
( اِ. ) رنگ ، لون . اوام نیز گویند.
( اَ ) (اِ. ) وام ، قرض .
( اَ ) (اِ. ) رنگ ، لون .
فرهنگ عمید
پیشنهاد کاربران
منبع. عکس فرهنگ ریشه شناختی زبان فارسی دکتر محمد حسن دوست
ببینیم در زبان پارسی باستان آیا زبان های دیگر هستند لینک پایین قرار می دهم
زبان های ترکی�در چند مرحله بر�زبان فارسی�تأثیر گذاشته است. نخستین تأثیر زبان ترکی بر پارسی، در زمان حضور سربازان تُرک در ارتش�سامانیان�روی داد. پس از آن، در زمان فرمان روایی�غزنویان، �سلجوقیان�و پس از�حملهٔ مغول، تعداد بیشتری�وام واژهٔ�ترکی به زبان فارسی راه یافت؛ اما بیشترین راه یابی واژه های ترکی به زبان فارسی در زمان فرمانروایی�صفویان، که ترکمانان�قزلباش�در تأسیس آن نقش اساسی داشتند، و�قاجاریان�بر ایران بود.
... [مشاهده متن کامل]
• منابع ها. تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. اول و دوم، انتشارات ققنوس، ۱۳۷۴
• تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. سوم، انتشارات بدیهه، ۱۳۷۴
• حسن بیگ روملو، �احسن التواریخ� ( ۲ جلد ) ، به تصحیح�عبدالحسین نوایی، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۴۹. ( مصحح در پایان جلد اول شرح مفصل و سودمندی از فهرست لغات�ترکی�و�مغولی�رایج در متون فارسی از سده هفتم به بعد را نوشته است )
• فرهنگ فارسی، محمد معین، انتشارات امیر کبیر، تهران، ۱۳۷۵
• غلط ننویسیم، ابوالحسن نجفی، مرکز نشر دانشگاهی، تهران، ۱۳۸۶
• فرهنگ کوچک زبان پهلوی، دیوید نیل مکنزی، ترجمه مهشید فخرایی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ۱۳۷۹



ببینیم در زبان پارسی باستان آیا زبان های دیگر هستند لینک پایین قرار می دهم
زبان های ترکی�در چند مرحله بر�زبان فارسی�تأثیر گذاشته است. نخستین تأثیر زبان ترکی بر پارسی، در زمان حضور سربازان تُرک در ارتش�سامانیان�روی داد. پس از آن، در زمان فرمان روایی�غزنویان، �سلجوقیان�و پس از�حملهٔ مغول، تعداد بیشتری�وام واژهٔ�ترکی به زبان فارسی راه یافت؛ اما بیشترین راه یابی واژه های ترکی به زبان فارسی در زمان فرمانروایی�صفویان، که ترکمانان�قزلباش�در تأسیس آن نقش اساسی داشتند، و�قاجاریان�بر ایران بود.
... [مشاهده متن کامل]
• منابع ها. تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. اول و دوم، انتشارات ققنوس، ۱۳۷۴
• تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. سوم، انتشارات بدیهه، ۱۳۷۴
• حسن بیگ روملو، �احسن التواریخ� ( ۲ جلد ) ، به تصحیح�عبدالحسین نوایی، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۴۹. ( مصحح در پایان جلد اول شرح مفصل و سودمندی از فهرست لغات�ترکی�و�مغولی�رایج در متون فارسی از سده هفتم به بعد را نوشته است )
• فرهنگ فارسی، محمد معین، انتشارات امیر کبیر، تهران، ۱۳۷۵
• غلط ننویسیم، ابوالحسن نجفی، مرکز نشر دانشگاهی، تهران، ۱۳۸۶
• فرهنگ کوچک زبان پهلوی، دیوید نیل مکنزی، ترجمه مهشید فخرایی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ۱۳۷۹



اوام در پارسی میانه بمعنای زمانه، روزگار، دوران، فصل، دوره بکار می رفته است و در متون پارسی میانه و لغت نامه ها پیداست و همچنین به زبان عربی وام داده شده است.
منبع. عکس فرهنگ ریشه واژگان فارسی دکتر علی نورایی








قرض گرفتن
همچنان که جناب دارا فرمودند، واژه ی آوام در پارسی میانه به معنای زمانه و روزگار بوده است که امروز نیز بدین چم ها می تواند به کار رود و به عنوان جایگزینی دیگر برای واژگانی چون دوران، دهر، عصر، عهد، و… از زبان پارسی میانه به پارسی نو به مردری برسد.
آوام: زمان، روزگار، دوران.
andar ān ī wattom āwām, murw - ē āzarm wēš dārēd kū ōy ēr ī dēn - burdār.
اندر آن بدترین آوام ( زمانه ) ، مرغی آزرم بیش دارد از آن آزادهٔ دین بردار.
( زند بهمن یسن )
... [مشاهده متن کامل]
čē har kē andar āwām ka sad sāl zīwist bē pas - iz āmad rāh ō puhl.
چراکه هرکس در آوام ( دوران ) حتی اگر صدسال زیست، اما سپس راه ( او ) به پل آمد ( پایان یافت ) .
( اندرز بهزاد فرخ پیروز )
āwām ī nēk ud xweŝ - kārīh.
آوام ( روزگار ) نیک و خویشکاری ( وظیفه شناسی ) .
( یادگار بزرگمهر )
andar ān ī wattom āwām, murw - ē āzarm wēš dārēd kū ōy ēr ī dēn - burdār.
اندر آن بدترین آوام ( زمانه ) ، مرغی آزرم بیش دارد از آن آزادهٔ دین بردار.
( زند بهمن یسن )
... [مشاهده متن کامل]
čē har kē andar āwām ka sad sāl zīwist bē pas - iz āmad rāh ō puhl.
چراکه هرکس در آوام ( دوران ) حتی اگر صدسال زیست، اما سپس راه ( او ) به پل آمد ( پایان یافت ) .
( اندرز بهزاد فرخ پیروز )
āwām ī nēk ud xweŝ - kārīh.
آوام ( روزگار ) نیک و خویشکاری ( وظیفه شناسی ) .
( یادگار بزرگمهر )