اهسته رو
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
دانشنامه عمومی
مترادف ها
اهسته رو، زحمتکش
شل، اهسته رو، نرم، قابل انحناء
کند، تنبل، اهسته رو، بطی ء، کساد، لش، گرانجان
اهسته رو، گربه وار
اهسته رو، سرد ومرطوب، بی حرارت، تروچسبناک
فارسی به عربی
پیشنهاد کاربران
آهسته کلمه ای تورکی است که در اصل آستا بوده و به معنی یواش میباشد و از دو قسمت آست به معنی پایین و آ به معنی در تشکیل یافته و با هم به معنی در پایین و یواش می باشد کلماتی مثل آستین آستر از همین ریشه است
به ترازی که دهقانین در جلو اب به خویر که زراعت شده می بندند تا سرعت اب خاک را از زمین نبرد و مخفف ان اِسترو است


