انوشگ روان

پیشنهاد کاربران

انوشیروان=انوشه روان ( فارسی میانه: anushag rovan ) =
اَن هوش - اَگ یا - ه رَو آن
۱. اَن=در فارسی میانه پیشوند منفی ساز بوده مثلا اَنیران یعنی ناایرانی، کسی که ایرانی یا آریایی یا زرتشتی نبوده.
...
[مشاهده متن کامل]

۲. هوش=این هوش با هوش به معنی عقل و ذهن تفاوت دارد، این هوش به معنی "مرگ" بوده و در ادب فارسی به کار رفته است!
بگویید هوشت فرازآمده ست
به خون و به خاکت نیاز آمده ست ( دقیقی )
- - - - -
ورا هوش در زابلستان بود ( مرگ او در زابل رخ داد )
به دست تهم پور دستان بود ( بدست رستم تهمتن پسر زال دستان بود ) ( فردوسی )
۳. اَگ یا ه پسوند نام ساز در فارسی میانه و نو مانند وازگ در فارسی میانه و واژه در فارسی نو، آموزَگ در فارسی میانه و آموزه در فارسی نو، فرزانگ در فارسی میانه و فرزانه در نو
پس تا اینجا
انوشگ= جاویدان و بی مرگ
روان هم که دیگر گفتن ندارد، روان را تقریبا میتوان همان روح و بعد مینویی انسان در نظر گرفت
انوشگ روان= کسی که روانش جاودان و بی هوش ( بی مرگ ) است.
بازهم تاکید میشود
این هوش با آن هوش تفاوت دارد!
این هوش به معنی مرگ و نیستی است!
آن هوش به معنی خرد و دانایی و عقل!

انوشیروان یا انوشه روان ( فارسی میانه: انوشگ رُوان به معنی کسی که روان جاویدان و نامیرا دارد )
این واژه در فارسی میانه بیشتر نه اسم بلکه یک لقب بوده برای بزرگان کشوری و لشکری و دینی
برای نمونه بیشتر اندرزهای موبدان در پایانش ان موبد را انوشگ روان می خواندند.
...
[مشاهده متن کامل]

مثل انوشگ روان آذرباد مهرسپندان موبدان موبد بزرگ ساسانی
خسرو انوشیروان معروف در زمان زندگی خود نامش صرفا خسرو بود ( خسرو یکم ) که به سنت بیشتر بزرگان انوشگ روانش هم می خواندند منتها به خاطر جایگاه بزرگی که به ویژه در آیین زرتشتی داشت این نام انوشیروان برایش ماندگار شد.