انقلابی
/~enqelAbi/
مترادف انقلابی: چریک، مبارز، اخلالگر، شورشگر، شورشی
معنی انگلیسی:
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
فرهنگ معین
واژه نامه بختیاریکا
مترادف ها
برنگ خون، قرمز، سرخ، قزل، انقلابی
تحولی، انقلابی، تحویلی، دارای دوره تحول کوتاه
چرخشی، انقلابی، انقلاب اور
انقلابی
فارسی به عربی
احمر , ثوری
پیشنهاد کاربران
آشوب به چیم اغتشاش و بی نظمی و یا اغتشاش کردن و به هم ریختن نظم ( وینار ) است، و بخشی از انقلاب و یا انقلاب از دیدگاه سامانه فرمانروایی است. واگَشت را من نتوانستم دریابم، چون وا در زبان پارسی به چیم باز و گشوده است و نه واژگون و واژ!!! شاید واژگَشت گزینه بهتری می بود! در زبان پارسی پهلوی، ویهیر به چیم تغییر و دگرگونی است.
... [مشاهده متن کامل]
به گمان می رسد که با اَبَرنگَرش به داد ( تاریخ ) کهن ایران، واژه آشوب همان واژه همچیم با انقلاب است و آشوبگََریه یا آشوبگَری همان دستندرکاری در آشوب است و آشوبگَر همان واژه پارسی پهلوی برای کسی است که انقلاب می کند. آشوبیگ یا آشوپیگ همان انقلابی است، برای نمونه سرودهای آشوبیگ : سرودهای انقلابی. شورش که برابر پهلوی آن شوریشن است به گمان می رسد بیشتر به چیم به شور آوردن و تهییج ( به هیجان آوردن ) و به شور و هیجان آمدن است که باز بخشی از دگرگونی و ویهیر، و یا آشوب است و نه برابر با آن!!! خیزش نیز برابر با قیام و به پا خاستن است و بیشتر نگاهی اَستیگ نگر ( مثبت نگر ) دارد تا نگاه از دیدگاه سامانه فرمانروایی که خواستار وینار ( نظم ) خودخواسته است. در زبان پهلوی که بیشتر از نگاه بهدینی و مزدایَسنی ( زرتشتی ) هَناییسته ( تاثیر پذیرفته ) است، یک کار بسته به چیم ( هدف ) کُننده آن با دو واژه ناهمگون برای یَتَگان ( حالات ) نیک و بد نامیده شده است و از این روی، شاید خیزش یک واژه آیینَگیگ ( آینه ای ) از دیدگاه اَنَستیگ ( منفی ) نگر هم داشته است که در سخن گفتن از دیوها و ددها به کار می رفته است.
... [مشاهده متن کامل]
به گمان می رسد که با اَبَرنگَرش به داد ( تاریخ ) کهن ایران، واژه آشوب همان واژه همچیم با انقلاب است و آشوبگََریه یا آشوبگَری همان دستندرکاری در آشوب است و آشوبگَر همان واژه پارسی پهلوی برای کسی است که انقلاب می کند. آشوبیگ یا آشوپیگ همان انقلابی است، برای نمونه سرودهای آشوبیگ : سرودهای انقلابی. شورش که برابر پهلوی آن شوریشن است به گمان می رسد بیشتر به چیم به شور آوردن و تهییج ( به هیجان آوردن ) و به شور و هیجان آمدن است که باز بخشی از دگرگونی و ویهیر، و یا آشوب است و نه برابر با آن!!! خیزش نیز برابر با قیام و به پا خاستن است و بیشتر نگاهی اَستیگ نگر ( مثبت نگر ) دارد تا نگاه از دیدگاه سامانه فرمانروایی که خواستار وینار ( نظم ) خودخواسته است. در زبان پهلوی که بیشتر از نگاه بهدینی و مزدایَسنی ( زرتشتی ) هَناییسته ( تاثیر پذیرفته ) است، یک کار بسته به چیم ( هدف ) کُننده آن با دو واژه ناهمگون برای یَتَگان ( حالات ) نیک و بد نامیده شده است و از این روی، شاید خیزش یک واژه آیینَگیگ ( آینه ای ) از دیدگاه اَنَستیگ ( منفی ) نگر هم داشته است که در سخن گفتن از دیوها و ددها به کار می رفته است.
انقلابی
| Revolutionary |
طرفدار تغییرات بنیادین و سریع
طرفدار تغییرات بنیادین و سریع
خیزشی و خیزشگر هم درست هست، چون این واژه کاربرد سازگار هم دارد. به ویژه در پیشرفت ناگهانی در یک پیشه و فناوری.
جدید و متفاوت
انقلابی به کسی اطلاق میشود نوع گرا باشد مداوم از تغییر شگرف، سریع و آنی حمایت می کند