انشار

لغت نامه دهخدا

انشار. [ اِ ] ( ع مص ) زنده گردانیدن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ) ( آنندراج ). زنده کردن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( غیاث اللغات ) ( مصادر زوزنی ). || اره کردن. ( یادداشت مؤلف ): الرخام ، حجر... یقطع من معادنه و ینشرو ینجر. ( ابن البیطار ذیل رخام از یادداشت مؤلف ).

فرهنگ معین

(اِ ) [ ع . ] (مص م . ) زنده کردن .

پیشنهاد کاربران

در مدخل �نشر� که �انشار� از باب چهارم آن است، معانی مختلفی ذکر شده، اما یکی از معانی اصلی و اولیه ی آن زنده کردن یا احیا کردن است، به خصوص در مورد مردگان.
�خداوند انشار دهنده ی مردگان است. �

...
[مشاهده متن کامل]

معنی دیگر آن در متون قدیمی عربی برش دادن، اره کردن و یا قطع نمودن است. این معنی با توجه به جمله "الرخام ، حجر. . . یقطع من معادنه و ینشرو ینجر. " ازیادداشت های مولف ابن البیطار ذیل رخام استخراج میشود، به معنی "مرمر، سنگ. . . از کانی هایش بریده و اره شده و کشیده شده. " همانگونه که مشاهده میکنید نشر به معنی اره شدن آورده شده. مثال زده شده عربی است و متاسفانه مثال فارسی دقیقی در دسترس نیست.
میتواند به ریشه ""نشر"" مربوط باشد و معانی دیگری همچون پخش نمودن را دربر گیرد. نیازمند بررسی بیشتر در این باره.

زنده کردن
زنده گردانیدن
حجت انکار شد انشار تو
از دوا بدتر شد این بیمار تو
✏ �مولانا�
پدر آنو ایزد سومری