اندای

لغت نامه دهخدا

اندای. [ اَ ] ( نف مرخم ) اندودکننده و کاهگل مالنده. ( ناظم الاطباء ). کاهگل کن وکاهگل کننده. ( مؤید الفضلاء ) ( از شرفنامه منیری ). || ( اِ ) آژند و گچ. || شکوه و شکایت. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به اندا و اندودن شود.

اندای. [ اَ ]( مغولی ، اِ ) دوست. رفیق. اندا. رجوع به اندا شود.

اندای. [ اَ ] ( اِخ ) دهی است از بخش تربت جام شهرستان مشهد با 449 تن سکنه. آب آن از قنات و محصول آن غلات و پنبه است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9 ).

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱ - گلابه کاهگل . ۲ - ( اسم ) در ترکیب بجای (انداینده ) استعمال شود: بام اندا.
ده از بخش تربت جام شهرستان مشهد . آب از قنات . محصول : غلات و پنبه .

پیشنهاد کاربران

درباره " دودَن/دای - " :
ما در زبانِ پارسی واژگانی همچون " زدودن/زدای - ، اندودن/اَندای - " را داریم که یکمی دارایِ پیشوندِ " زُ" است که ریختِ نوترِ پیشوندِ " اوز" در زبانِ پارسیِ میانه و اوستایی می باشد و دومی دارایِ پیشوندِ " اَن" است. با جداسازیِ پیشوندها، آنچه می ماند، واژه یِ " دودن" با بُن کنونیِ " دای - " است.
...
[مشاهده متن کامل]

پس داریم:
" دودَن" با بُن کنونیِ " دای - "
نکته: فراموش نکنید که واژه یِ " دودَن، دای - " در رَسته یِ واژگانی جای می گیرد که دارایِ نشانه یِ مصدریِ " - ودَن" با بُن کنونیِ انجامیده به " - آی" هستند:
نمونه: " آلودن/آلای - ، پالودن، پالای - " ، " مودَن، مای - " ، " نمودن/نمای - " ، " آزمودَن/آزمای - " ، " سُرودن/سرای - " ، " اَفزودن/افزای" و . . . .
شما در زبانِ اوستایی بُنهایِ کُنونیِ هیچ یک از ریشه هایِ واژگانِ بالا را به این ریخت، انجامیده به " - آی" ، نمی یابید. شما این رسته از واژگان را از زبانِ پارسیِ میانه به این سو می بینید. من باور دارم که این رسته از واژگان گونه هایی ویژه از ریختهایِ سببی ( Kausativ ) هستند که رفتاری بمانندِ فعلهایِ ساده در گزاره ندارند. این رسته از ریختهایِ سببی بمانندِ " ریختهایِ سببیِ زبانِ آلمانی" هستند، هرچند چنانکه روشن است، در زبانِ پارسی این ریختهایِ سببی اَرتومند ( =قانونمند ) هستند.

آندای = طمع و آرزو
#نظام_الاطباء