انحصار طلبی

/~enhesArtalabi/

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] انحصارطلبی تلاش برای محدود ساختن برخی امتیازات به خویش و نفی آن از دیگران می باشد.
واژه انحصار مصدر باب انفعال از ریشه «ح - ص - ر» است که با کارکردهای سیاسی، اقتصادی و فرهنگی در حوزه علوم اجتماعی به صورت یک اصطلاح در آمده و معنای آن مخصوص بودن کاری یا امری یا فروش کالایی به کسی یا مؤسسه ای است.
در اصطلاح
در اصطلاح مالیه محدود کردن ساخت، توزیع یا فروش چیزی برای دولت ، مؤسسه یا شرکتی است. این واژه در معنای گسترده به هر نوع تخطّی از حدود اخلاقی و قانونی اطلاق می شود که حریم آزادی دیگران را مختل سازد و امتیازهایی فراتر از حد لازم یا شایستگی به فرد یا گروهی خاص عطا کند.
در قرآن کریم
واژه انحصارطلبی در قرآن کریم مستقیماً نیامده است؛ ولی از دو گروه از آیات قرآن این مفهوم برداشت می شود:
← عملکرد انحصارطلبانه افراد
...

[ویکی فقه] انحصارطلبی (قرآن). انحصار در لغت به معنای کوتاهی و محدودیت، و در اقتصاد ، اختصاص امری به کسی یا مؤسسه ای است.
مقصود از انحصارطلبی در این مدخل، روحیه ای است که فرد یا گروهی، همه چیز و یا چیزی را منحصر به خود بداند و از جمله هایی مانند «نحن احق بالملک»، «لن یدخل الجنة الا من کان هودا او نصارا»، «یخل لکم وجه ابیکم»، «ما علمت لکم من الـه غیری» و... برداشت شده است.
آثار انحصارطلبی
۱. ↑ یوسف/سوره۱۲، آیه۸.
...

مترادف ها

monopolization (اسم)
انحصار طلبی، انحصار کردن

فارسی به عربی

اِحْتِکار ، اِحْتِکارُ السُّلطَة ، احْتکارُ القَرار

پیشنهاد کاربران

میل یا گرایش انحصار طلبی در وجود افراد انسانی از همان دوران کودکی قابل مشاهده و تجربه میباشد. بعضی از کودکان، اسباب بازی ها را فقط برای خود میخواهند و اگر بچه های دیگر هم دوست داشته باشند با آن اسباب بازی ها بازی کنند، آنگاه آن کودکان گریه و زاری راه میندازند. اگر در یک خانواده فقط یکی از فرزندان در مرکز توجه و لطف والدین قرار گیرد، موجب تحریک و بیداری حس حسادت در فرزندان دیگر در آن خانواده میشود. مانند یوسف و بنیامین که از زن چهارم جاکوب ( یعقوب ) بوده و مورد توجه خاص یعقوب قرار داشته اند و حس حسادت ده برادر دیگر را که از سه زن دیگر بوده، نسبت به آن دو برادر کوچکتر و به ویژه یوسف برانگیخته شده. پس از این مقدمه کوتاه از دیدگاه فردی من، بنیانگذاران آئین ها و ادیان و مخترعین یوغ های سنگین و سبک شرایع آئینی و دینی انحصار طلب ترین نوع انسان ها در بین همه ی افراد انسانی در طول اعصار گذشته بوده اند در میدان نامجویی، نام آوری و شهرت طلبی، برتر بینی خود و ایل و طایفه و قبیله و قوم خودی در رقابت سرسختانه با نام ها و ایلات و طوایف و قبایل و اقوام بیگانه یا غیر خودی . انسانی که فقط برای خود و اهل بیت یا اعضای خانواده خود و پیروان محصولات احساسات، عواطف، اندیشه ها یا افکار، خیالات و اوهامات کلامی خود آرزوی زندگی جاودانه بهشتی بهمراه پاداش های فراوان و برای دیگران، دگر اندیشان و پیروان آئین ها و ادیان دیگر آرزوی حیات خلد یا جاودانه جهنمی بهمراه عذاب های شدید را در سر و دل خویش به پروراند و آنرا تبلیغ و ترویج نماید، انحصار طلب ترین فرد انسانی در بین جوامع مختلف بشری محسوب میشود و چنین فردی حقیقتا از نسل دو موجود خیالی - اوهامی تحت نام های بابا آدم و ننه حوا میباشد تحت القاب نیمه سنگینی از قبیل ابو - و اُم البشر و به تمام معنا آدمیزاده محسوب میشود. برای خود ما ایرانیان امروز و آینده شاید مفید، ثمر بخش و راه گشا باشد بدانیم که وعده های بهشت و جهنم از طرف خدای حقیقی و واقعی و به امر و خواست وی به انسان داده نشده اند بلکه از طرف بنیانگذاران آئین ها و ادیان و مخترعین یوغ های سنگین و سبک شرایع آئینی و دینی به عنوان دو ضمانت نامه سفت و سخت اجرائی در دفاع جانبازانه از آئین و دین و حفظ یوغ شریعت بر دوش پیروان در عمل، با هدف و قصد و نیت و انگیزه باطنی و آرزوی پنهانی زنده نگه داشتن نام و نشان و اثر خویش پس از مرگ بطور جاودانه در ذهن و زبان و خط و خاطره انسان بخصوص پیروان و به ویژه در حافظه تاریخ . آئین یکتا پرستی هم از طرف خدای حقیقی و واقعی و به امر و خواست وی و از آسمان نازل نشده و بر هستی و وجود انسان تحمیل نگردیده بلکه بر خاسته از دل و زمینه های دوران حاکمیت آیین های بت پرستی بوده و لذا هیچ تهفه بدرد بخوری به حال انسان نبوده و هیچ چیز دیگری نمی باشد غیر از فرزند راستین و غیور و جسور، وارث برحق، ادامه دهنده راه و کمال نهائی جمیع آئین های بت پرستی. تکالیف سنگین و اعمال دست و پاگیر و بازدارنده رشد و نمّو قوای ادراکی فهم و عقل انسان و کُند کننده احساسات و عواطف و افکار و خیالات و تصورات و در عوض تقویت کننده ابهامات و اوهامات و خرافات از قبیل ستایش و پرستش، نیایش و مناجات، دعا و عبادات، تسبیح و ذکر، احداث معابد و قربانی حیوانات در اطراف آنها، زیارت اماکن به اصطلاح مقدسه و سرانجام تعیین قبله گاه و اوقات شرعی از طرف خدای حقیقی و واقعی و به امر و خواست وی و از آسمان نازل نشده و در پیش پا و روی انسان قرار داده نشده اند بلکه جملگی بدون استثناء میراث دوران حاکمیت آیین های بت پرستی بوده و میباشند. یَهوَه تحت عنوان آقا یا سرور دنیا در زبان و فرهنگ قوم یهود؛ آبّا یا بابای ایسا و یا پدر آسمانی اقوام مسیحی تحت عنوان آقا یا سرور؛ الله تحت عنوان نور سماوات و الارض در زبان و فرهنگ قوم عرب ساکن سرزمین حجاز و بقیه اقوام مسلمان فقط کلمه اند و فاقد قابلیت یا اسعتداد حرف زدن می باشند. نتیجه اینکه کلمه ی یَهوَه با موسا هیچ حرفی نزده و دو کلمه ی پدر آسمانی هم از طریق زبان ایسا با شنوندگان سخن نگفته و یک موجود خیالی - اوهامی تحت نام گابرئیل ( Gabriel ) از طرف پدر آسمانی به ماریا مادر ایسا یا مریم باک راه یا باکره، پیام فرزند دار شدن از راه همبستری با روح مقدس نداده و بعد ها همان فرشته ی خیالی - اوهامی مریم با تلفظ جبرئیل به زبان عربی از طرف کلمه ی الله و به امر و خواست وی هیچ گونه حرفی در قالب وحی در گوش سر و دل مبارک محمّد ابلاغ و نجوا و زمزمه نکرده. خدای حقیقی و واقعی ، اول ، وسط، آخر، ظاهر و باطن همه چیز و همه کس است و لذا هیچ موجود دیگری چه شهودی و چه غیبی غیر از او نه وجود دارد و نه میتواند وجود داشته باشد. در عوض خدای آئینی و دینی با نام های گوناگون در زبان های مختلف انسانی فقط لفظ، کلمه یا واژه، مفهوم محض و ایده انتزاعی در زبان و خط و فهم و عقل محدود و ناقص انسانی است و در خارج از آنها هیچگونه مصداق و مثال بیرونی ندارد و درست به همین علت و دلیل کلیه سعی و کوشش های انسان در اثبات وجود این نوع خدا در اعصار گذشته و حال و آینده همیشه با شکست مواجه بوده و هست و خواهد بود. هر اندیشمند، متفکر، خیال پرداز و تصویر سازی که خدا را غیر از ظاهر و باطن این واقعیت و طبیعت و یا بطور کلی غیر از محتوا و محیط این گیتی یا کیهان و یا این جهان جستجو نماید، نه تنها گمراه محسوب میشود بلکه به تمام معنا گمراه می باشد و هر فرد انسانی که از طریق معارف وحیانی و حدیثی و روائی دینی به خدا باور داشته باشد، در طول زندگی دنیوی خود تا لحظه فرا رسیدن اجل مرگ در باره ی چیستی و کیستی خود و خدا در ظلمت ژرف و جهل علاج ناپذیر به سر خواهد برد، چه یک موئمن و پیرو ساده در پائین باشد و چه پیشوا و مرجع تقلید در بالا و به قول حافظ چه شاه باشد چه پاسبان. نتیجه کلی اینکه پیروان ادیان ابراهیمی یعنی یهودیت و مسیحیت و اسلام، تا زمانیکه نتوانند دو داستان مبدئی - بنیادی این سه دین؛ یکی آفرینش شش روزه جهان و دیگری خلق بابا آدم و ننه حوا را پشت سر رها کنند، هیچگاه نمیتوانند از نو و به روش دیگری به چگونگی آفرینش این گیتی یا کیهان و یا این جهان و موجودات درون آن به امر و خواست خدای حقیقی و واقعی و هدف از این آفرینش بیندیشندیا فکر کنند، خیال نمایند و تصور کنند. آن دو داستان افسانه ای، دو قفل سنگین و انحصاری اند که بر روی دراوزه ی حصار های فهمانی و عقلانی پیروان این سه دین زده شده اند به ویژه حصار قوای ادراکی فهم و عقل فقیهان، متکلمین، مفسرین آیات و روایات و احادیث، الهی دانان، ادیبان و شاعران و حکیمان و عارفان پیرو این سه دین. این دو قفل سنگین به کمک کلید های معمولی و زمینی غیر قابل باز کردن و گشودن می باشند بلکه به کمک یک پاراکلید ( به زبان عربی : فراقلیط ) آسمانی و معجزه آسا و یا به کمک کلید صنعتی و به روش علمی.
...
[مشاهده متن کامل]

ای آقا، ای سرور دنیا بیا تا آن قفل سنگین زده شده توسط موسا و ایسا و محمّد بر باب های سر و دل مبارک ات را با این فرا کلید طلائی بگشایم!!! تا در طول همین زندگی کوتاه مدت دنیوی ات بتوانی به حالت سعادت و احساس خوشبختی و رهایی و رستگاری و نجات و شفای حقیقی دست یابی و بیشتر از این دیگر وقت و انرژی حسی و فکری و خیالی خود و پیروان را روی پر کردن و بستن کوله پشتی راه آخرت تلف ننمایی.
حدیث از مُطرب و مَی گو و راز دهّر کمتر جو/ که کس نگشود و نگشاید به حکمت این معما را/ حافظا !!!؟/ بیا تا باهم پیاله ای از شراب کودکانه این حکیمک نوشیم در همین جا و حال بر گرد این میز زرین/ که به قول سخنان شیرین خود نمونه اش را نیابی در قنات کوثر و جویبار زمزم در بهشت برین/شیخا، فقیها گر خود نمی خواهی نخواه، اما دست کم بگذار که دیگران رسند به سعادت های نسبی دینوی در همین جا و حال درین زمان و مکان/ در عوض پیشکش خود و جمیع گذشتگان و حال آیندگانت باد انشاالله کلیه ی سعادت های برزخی و اُخروی در لازمان و لامکان/تاکنون گر نمیدانستی حال بدان که آفریدگار کائنات نیافریده ست ما را بهر طاعت و بندگی یا به لسان قرآن الا یعبدون/ بلکه تا کند مارا راست و درست و حسابی وان هم نه به سان ماریا مادر ایسا یا مریم پاک راه/ الا یعنی بلکه یا مگر به معرفت کامل ابعاد فراوان و بیکران خویش هدایت و رهنمون مارا/ تا سهیم گرداند و بهره مند نماید از عشق و زندگی بی آغاز و بی پایان، لایزال و جاودانه خویش مارا/ ز بند و کمند عشق تو ای یار ای پروردگار هیچ امید رهایی و رستگاری نیست به کمک تسبیح به انگشت و لب به ذکر و کمر به رکوع سر و زانو به سجده رو به زمین و آسمان دست به دعا/ کجا و کی توانند گریزند این مخلوقات ناچیز زین خال ها داغ های زیبا معجزه آسا به امر و خواست تو نهاده بر سر و دل و دست و پا/؟ . . .

انحصار طلبی /enhesārtalabi/، ها/ اسم. وضع یا کیفیت انحصار طلب بودن ( انحصار طلبی معمولاً به استبداد می انجامد )
( صدری افشار، غلامحسین، فرهنگ معاصر فارسی )
دربست خواهی، دربستگی خواهی
خودخواهی ✔
انحصارطلبی = ویژه خواهی
انحصار طلبی یعنی من
possessiveness

بپرس