از منظر جامعه شناسی، انتقادپذیری سرمایه ای اجتماعی و شاخص سلامت مدنی است که در سنت اسلامی - ایرانی در قالب نصیحت و تلاش برای اصلاح اجتماعی، بازنمایی می شود. در روان شناسی، انتقادپذیری جلوه ای از انعطاف شناختی و عزت نفس سالم است. پرورش خودآگاهی، بازسازی شناختی، کنترل هیجان و تفکر نقاد، در کنار آموزه های دینی مانند محاسبهٔ نفس، زمینهٔ روان شناختی لازم برای انتقادپذیری را فراهم آورد. مقاومت در برابر نقد نیز از دیدگاه روان شناسی شناختی، بیشتر ناشی از خطاهای ادراکی است، مانند همسان سازی نقد با بی آبرویی یا ناکافی بودن تمایز میان رفتار و هویت.
... [مشاهده متن کامل]
انتقادپذیری در عرصه فرهنگ، نقد به معنای بازاندیشی در نمادها، کلیشه ها و ارزش های اجتماعی است و جامعه را قادر می سازد هنجارهای فرهنگی خود را دوباره تفسیر کرده و با شرایط جدید منطبق سازد. نقد در حوزهٔ سیاست و حقوق، ابزاری برای فعال سازی �خوداصلاحی نهادی� است. زمانی که نهادها نقد منصفانه را بپذیرند، اعتماد عمومی تقویت شده و مردم احساس می کنند صدای آنها بازتاب یافته است. از این منظر، انتقادپذیری سیاسی نشانه ای از بلوغ شناختی جمعی و شرط تداوم عدالت و پاسخگویی است.
... [مشاهده متن کامل]
انتقادپذیری در عرصه فرهنگ، نقد به معنای بازاندیشی در نمادها، کلیشه ها و ارزش های اجتماعی است و جامعه را قادر می سازد هنجارهای فرهنگی خود را دوباره تفسیر کرده و با شرایط جدید منطبق سازد. نقد در حوزهٔ سیاست و حقوق، ابزاری برای فعال سازی �خوداصلاحی نهادی� است. زمانی که نهادها نقد منصفانه را بپذیرند، اعتماد عمومی تقویت شده و مردم احساس می کنند صدای آنها بازتاب یافته است. از این منظر، انتقادپذیری سیاسی نشانه ای از بلوغ شناختی جمعی و شرط تداوم عدالت و پاسخگویی است.
نکوهش پذیری