انتخاب طبیعی


معنی انگلیسی:
natural selection

فرهنگستان زبان و ادب

{natural selection} [روان شناسی ، زیست شناسی- علوم گیاهی] نظریه ای که براساس آن در طبیعت، موجوداتی که می توانند با تغییرات محیط تطابق یابند بیشتر بخت زنده ماندن و ادامۀ حیات دارند

دانشنامه عمومی

انتخاب طبیعی (فیلم). انتخاب طبیعی ( انگلیسی: Natural Selection ) فیلمی آمریکایی در سبک کمدی درام به نویسندگی و کارگردانی رابی پیکرینگ است که در سال ۲۰۱۱ منتشر شد. از بازیگران آن می توان به راچل هاریس، مت اولری، جان دیهل و جون گریس اشاره کرد.
عکس انتخاب طبیعی (فیلم)
این نوشته برگرفته از سایت ویکی پدیا می باشد، اگر نادرست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید: گزارش تخلف

دانشنامه آزاد فارسی

انتخاب طبیعی (natural selection)
فرآیندی که طی آن فراوانی های ژنی در یک جمعیت تغییر می کند، زیرا برخی افراد به علت پایداری و بقای بهتر در محیط، تولیدمثل موفق تری دارند. انباشتگی انتخاب طبیعی موجب سازگاری هایی مانند پوشش بدن عایق خرس قطبی در نواحی سرد و اندام های حرکتی جلویی بیل مانند موش کور شده است. این فرآیند کند است و پیش از هر چیز به گوناگونی اتفاقی در ژن هایی بستگی دارد که بر اثر جهش۱ در موجود زنده پدید آمده اند. همچنین، نوترکیبی ژنتیکی۲ ناشی از تولیدمثل جنس نیز در آن دخیل است. این رویداد را چارلز داروین۳ و طبیعی دان انگلیسی، آلفرد راسل والاس۴، به منزلۀ سازوکار اصلی پیش برندۀ تکامل معرفی کردند. داروین انتخاب طبیعی را، که منجر به تکامل می شود، این گونه شرح داده است: هر موجود زنده در یک گونۀ خالص ممکن است به سبب تفاوت در ژن ها دامنۀ وسیعی از گوناگونی ها را نشان دهد. شکار، بیماری، و رقابت موجب مرگ افراد می شود. افرادی با خصوصیات سازگارتر با محیط احتمال بیشتری برای بقا و تولیدمثل موفق دارند و بنابراین، ژن های عامل بقای این موجودات به نسل بعد منتقل می شوند. اگر محیط در حال تغییر باشد، برخی ژن ها در نسل بعدی فراوان ترند و به این ترتیب موجود تکامل می یابد. انتخاب طبیعی معمولاً فرآیندی طولانی است، ولی در موجوداتی با تولیدمثل سریع تر، ممکن است با سرعت بیشتری رخ دهد. انتشار بعضی باکتری های مقاوم به آنتی بیوتیک از آن جمله است.
mutationgenetic recombinationCharles DarwinAlfred Russel Wallace

پیشنهاد کاربران

انتخاب طبیعی، گزینش طبیعی یا به گُزینی طبیعی فرایندی است که در نسل های پیاپی، سبب شیوع آن دسته از صفات ارثی می شود که احتمال زنده ماندن و موفقیت زادوولد یک جاندار را در یک جمعیت افزایش می دهند. به بیانی دیگر انتخاب طبیعی فرایندی است که طی آن افراد سازگار با محیط شانس بیشتری برای بقا و تولیدمثل دارند و می توانند ژن خود را به نسل بعدی منتقل کنند. در مقابل، افراد ناسازگار با محیط از گونه حذف می شوند و نمی توانند ژن خود را منتقل کنند. طی این فرایند ژن های سازگار با محیط در گونه باقی می ماند.
...
[مشاهده متن کامل]

این فرایند، از سازوکارهای کلیدی فرگشت ( تکامل ) به شمار می رود. درون یک جمعیت از جانداران، تنوع ژنتیکی سبب می شود که در زیستگاه کنونی آن جمعیت، برخی از افراد گروه برای بقا و زادوولد احتمال موفقیت بیشتری نسبت به دیگران داشته باشند. به عنوان نمونه می توان شب پره فلفلی ( Biston betularia ) را نام برد که در بریتانیا یافت می شود و هر دو رنگ روشن و تیره آن را می توان در طبیعت دید. در طول انقلاب صنعتی، که بسیاری از درختانی که بیدها بر روی آن ها استراحت می کردند توسط دوده سیاه شدند. بیدهای تیره رنگ به دلیل پنهان بودن از دید شکارچیان امتیاز بیشتری برای زنده ماندن و تولیدمثل پیدا کردند و تنها با گذشت چند نسل، گروه تیره رنگ اکثر بیدها را تشکیل دادند. عواملی که روی زادوولد موفق مؤثرند نیز از اهمیت بالایی برخوردارند. این امر را داروین در ایده های خود به عنوان انتخاب جنسی مطرح کرد. اگرچه انتخاب طبیعی بر روی صفات ظاهری ( فنوتیپ ) یک جاندار عمل می کند اما در حقیقت، ژن که بخش توارث پذیر و پایه تمامی این گونه صفات ظاهری ( فنوتیپ ) جاندار است، با افزایش شیوع خود در جمعیت، سبب افزایش شیوع این گونه صفات مثبت انتخاب شده می شود. با گذشت زمان، این فرایند می تواند سبب انطباق جاندار با یک زیستگاه ویژه شده و ممکن است که سرانجام به پدیدار شدن گونه های جدید بینجامد. اگرچه انتخاب طبیعی تنها فرایندی نیست که سبب فرگشت در درون یک جمعیت از جانداران می شود، باید آن را یکی از مهم ترین فرایندهای اثرگذار دانست. به گزینی طبیعی یکی از بنیان های اساسی زیست شناسی امروزی است. این واژه توسط چارلز داروین در کتاب معروفش «اصل انواع» یا «خاستگاه گونه ها» در سال ۱۸۵۹ معرفی شد. داروین در آن کتاب از راه قیاس انتخاب مصنوعی با انتخاب طبیعی، به تشریح این پدیده می پردازد. انتخاب مصنوعی، فرایندی است که در آن گیاهان و جانوران بر اساس صفات مطلوب خود از نظر انسان، توسط پرورش دهندگان برای زادوولد برگزیده می شوند ( اصلاح گیاهان، اصلاح دام و اصلاح میکروبی ) . به گزینی طبیعی هنگامی مطرح شد که هنوز هیچ نظریهٔ معتبری برای توضیح وراثت وجود نداشت. اگرچه گریگور مندل پدر علم ژنتیک، هم عصر با داروین بود ولی تا آغاز سدهٔ بیستم، علم و نامش همچنان ناشناخته باقی ماند و در زمان داروین، هیچ مطلبی دربارهٔ علم ژنتیک نوین منتشر نشد. امروزه به پیوند فرگشت داروینی و یافته های مربوط به ژنتیک کلاسیک و ژنتیک مولکولی، سنتز نوین فرگشت گفته می شود. انتخاب طبیعی کماکان و تا به امروز تشریح کننده اصلی فرگشت تطبیقی به شمار می رود.

انتخاب طبیعیانتخاب طبیعیانتخاب طبیعیانتخاب طبیعیانتخاب طبیعیانتخاب طبیعی
منابع• https://fa.wikipedia.org/wiki/انتخاب_طبیعی
گاهی اوقات از خودم می پرسیدم که چرا داروین بجای انتخاب طبیعی از عبارت زیر استفاده نکرده است: طبیعت انتخاب می کند!
همین امروز بخودم می گویم که اگر چنین میکرد، آنگاه راز را فاش می نمود، یعنی یکی بودن طبیعت و خداوند. نتیجه بر ملا نمودن این راز این می بود که سران کلیسا نهایت سوء استفاده از این ایده علمی به نفع دین می کردند و از طرف دیگر دانشمندان علوم طبیعی و تجربی بخصوص علم زیست شناسی برچسب دینی بودن به ایده علمی وی می زدند. ایده مرکزی انتخاب طبیعی از دیدگاه پنهانی ( و نه آشکار ) داروین این حقیقت ژرف بوده است که طبیعت یک موجود زنده می باشد و مستقل و خودکفا و خود مختار دارای آگاهی و برخوردار از استعداد تصمیم گیری و خود حرکتی و انتخاب راه. منظور اینکه طبیعت در چارچوب طرح مطلق آفرینش و بر اساس مفاد و آئین نامه های اجرایی ثابت و پایدار و تغییر ناپذیر و جاودانه آن حرکت و عمل می کند و نه کورمالانه یا تصادفی و احتمالی و یا مشغول و سرگرم بازی شانسی و یا به قول انشتاین تاس اندازی و یا گرفتن فال دلفی یا حافظ و یا متوصل شدن به اصل عدم قطعیت هایزنبرگ برای روئیت یا دیدن و یا مشاهده آینده و انتخاب راه راست و یقینی در لحظه بعدی و برداشتن قدم بعدی در طول آن بسوی آینده با اطمینان و بدون شک و تردید و ترس و لرز از منحرف شدن به چپ یا راست ؛ بالا و پایین یا جلو و عقب . به زبان ساده و روزمره می توان گفت که در این واقعیت و طبیعت یا محتوای این کیهان ، طراح و معمار ؛ طرح ؛ بنا و سازنده ؛ افزار و وسائل سازندگی ؛ خمیر مایه ساختاری و زمینه ای که روی آن احداث می شود، جملگی یکی اند و نه مختلف و جدا از هم. یا اینکه طبیعت از درون به خود شکل می بخشد و نه از بیرون.
...
[مشاهده متن کامل]

یک مثال ساده در مورد انتخاب طبیعی :
من دارای یک نیم زوج ملکوتی یا آسمانی خاص و ویژه خویش می باشم با جنسیت معکوس و در آفرینش اولیه یا بنیادین و یا آغازین این واقعیت و طبیعت و کیهان در سطح کمال ایده آل خوبی و زیبایی با کمیت و کیفیت بهشت، بطور همزمان و هم سن و هرکدام در سطح کمال ایده آل خوبی و زیبایی و هنرمندی و دانایی و توانایی آفریده شده و از عشق و زندگی جاودانه برخوردار گردیده ایم و در قدم اول با هدف زوجیت با خود و تجربه عشق خویشتن به روش غیر همجنس یا هترو و بدون استعداد تولید مثل از طریق آمیزش جنسی ( در طول زندگی بسیار طولانی در حالت بهشت برین و نه در زندگی های فراوان دنیوی ) . حال سوال این است که در این عالم و زیر سقف این آسمان و روی این کره زمین، طبیعت چگونه آگاه بوده است که این بار نوبت من است که از مادر متولد شوم و زندگی کوتاه مدت دنیویم را تجربه و سپری نمایم و نه نوبت نیم زوج آسمانی من ؟
اگر داروین با این هوش و استعداد خارقالعاده در عصر خویش با تئوری علمی مه بانگ آشنایی می داشت، آنگاه علاوه بر تکامل تدریجی می توانست بنیاد تکامل جهشی را هم پایه ریزی نماید، مشروط بر اینکه حداقل به این حقیقت ژرف دست می یافت که طبیعت ( بطور کلی : محتوای کیهان یا جهان ) بهمراه اجزاء و انواع کثیر و گوناگون در طول راه و سفر مقطعی نزولی و صعودی می باشد با هدف بازگشت به حالت آفرینش اولیه یعنی بهشت برین قبل آغاز سفر و نه با هدف رجعت یا بازگشت به پیشگاه خداوند و دادگاهی شدن انسان و سپس بهشت یا جهنم . اگر هگل فیلسوف آلمانی در علم منطق و سپس داروین در پیرامون اصل انواع این راز را بدون پیچش کلمات و عبارات بطور آشکار فاش می نمودند، آنگاه سران واتیکان با شنیدن این خبر یا پیام فلسفی و علمی به سان پیشوایان دینی جناح فاریزی در عصر ایسا مسیح نه تنها یخه ها بلکه خشتک های خودرا بر سر آن جِر می دادند.
بهر حال امروز می توان بطور مطمئن و بدون شک و تردید دانست که تئوری تکاملی در علم زیست شناسی و تئوری علمی مه بانگ در شاخه های نجوم و کیهان شناسی بزرگترین ضربه و صدمه را بر دو ستون بنیادی کاخ های مجلل و باشکوه سه دین به اصطلاح توحیدی ابراهیمی یعنی یهودیت و مسیحیت و اسلام؛ یکی آفرینش شش روزه جهان و دیگری بابا آدم و ننه حوا وارد نموده اند و بطور غیر مستقیم موجود بودن طرح مطلق آفرینش را به اثبات رسانده اند. اثرات تخریب کننده این ضربات غیر قابل جبران و تعمیر و رفع و رفو می باشند. لذا سعی و کوشش های همه جانبه پیروان خیالپردازِ وهمگرا و تولید کنندگان ابهام این سه دین در سطوح بالای رهبریت و پیشوائی و مرجعیت تقلید و الهیات دان و متکلم و مفسر و حکیم و عارف در گچ کاری و ماسمالی نمودن و رنگ و روغن زدن بر روی شکاف های ژرف ایجاد شده روی این دو ستون بیهوده می باشد.
در پایان کلام کودکانه و عامیانه امروز خویش که امیدوارم سر خوانندگان گرامی را به درد نیاورده باشد، به یک نکته بسیار مهم و جالب اشاره می نمایم و آن اینکه : خبر یا پیام شاد جاودانه بودن عشق و زندگی انسانی به عنوان برترین هدیه معنوی و امید بخش برای اولین بار توسط نوآه ( نوح ) ؛ آبراهام ( ابراهیم ) ؛ موسا ( موسی ) ؛ زرتشت ( سر ده ست ) ؛ بودا ( بود ده ) ؛ ایسا ( عیسی ) و سرانجام محمّد به عنوان خاتم آنان البته از دیدگاه مسلمانان، برای انسان به ارمغان آورده نشده است بلکه توسط خردمندان گم نام و آفرینندگان گردونه مهر و چرخه تولد و مرگ با دو سمبل کوچکتر روی آن چرخ های گردون ؛ یکی چلیپا و دیگری سواستیکا در اعصار دور دست تاریخ باستان در سرزمین های ایران و هندوستان قبل از پیدایش خطوط سه گانه میخی سومری و ایلامی و اوگاریتی و هیروگلیف مصریان و قبل از تولد نوآه.
داروین به معنای : درخت یا در یا دروازه پیروزی و برندگی.

بپرس