امکان نا پذیر

/~emkAnnApazir/

معنی انگلیسی:
impossible

مترادف ها

impossible (صفت)
غیر عملی، غیر ممکن، ممتنع، نشدنی، نامحتمل، امکان نا پذیر، غیر میسر

فارسی به عربی

مستحیل

پیشنهاد کاربران

به پارسی : شایش ناپذیر - نشدنی
امکان انجام ندادن یک کار
توانایی انجام ندادن یک کار
beyond the realm ( s ) of possibility
کاری که امکانش نیست
نشدنی
چیزی که امکان ندارد انجام شود
امکان نا پذیر / ~emkAnnApazir /
امکان ناپذیر ، یعنی کاری که امکان انجام او را نداریم
امکان پذیر
معنی امکان ناپذیر :کاری که ممکن نیست
چیزی که امکان ندارد
چیزی که به آسانی امکان پذیر نباشد.
غیر قابل امکان
چیزی که غیرممکن است
غیر قابل امکان پذیر
اتفاق و یا چیزی که امکان ندارد اتفاق بیوفتد
غیر قابل مکان، غیر ممکن
غیر قابل تشخیص
غیر قابل امکان ، چیزی که امکان ندارد
غیر قابل ممکن انجام نشدنی .
امکان دار نیست .
معنی امکان ناپذیر . ☝🏻✌🏻
غیر ممکن یا هرگز دست نیافتنی باشه یا غیر قابل امکان یا غیر قابل انجام
غیر ممکن ، غیر قابل امکان : معنی امکان ناپذیر
ناممکن

غیر قابل امکان یا ممکن
معنی امکان ناپذیر

غیر ممکن

غیرممکن
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ٢٨)