امتعاض

لغت نامه دهخدا

امتعاض. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) خشمناک شدن. ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). خشم گرفتن. ( مصادر زوزنی ). || دشوار آمدن کار بر کسی. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).

پیشنهاد کاربران

"فأخفی القاضی امتعاضه و قال فی شبه همس. . . "
یومیات نائب فی الاریاف، لتوفیق الحکیم، ص52
فاطرق المامور لحظة مفکرا فی ضیق و امتعاض
یومیات نائب فی الاریاف، توفیق الحکیم ص٣١