آماستریس، آمستریس یا آماسترین ( درگذشته: ۲۸۴ پیش از میلاد ) ملکه هراکلیا، دختر هوخشدره و برادرزادهٔ داریوش سوم، آخرین شاهنشاه هخامنشی بود.
اسکندر مقدونی پس از پیروزی بر ایرانیان آماستریس را به ازدواج یکی از نزدیکترین دوستانش به نام کراتروس درآورد اما کراتروس که به فیلا، دختر آنتیپاتر تمایل داشت پس از مرگ اسکندر از آماستریس جدا شد. آماستریس سپس در سال ۳۲۲ پیش از میلاد به همسری دیونسیوس، حاکم هراکلیه پونتیکا درآمد و آن دو صاحب سه فرزند، دو پسر به نام های کلیرخوس و هخشتره و یک دختر به نام آمستریس شدند. دیونسیوس در سال ۳۰۶ پیش از میلاد درگذشت اما پیش از مرگ، نایب السلطنتی پسران خردسال و ادارهٔ حکومتش را به آماستریس سپرد.
... [مشاهده متن کامل]
آماستریس با احتیاط و خردمندانه حکومت می کرد. او در سال ۳۰۲ پیش از میلاد با لیسیماخوس، پادشاه تراکیه، آسیای صغیر و مقدونیه، ازدواج نمود و از او صاحب یک پسر دیگر به نام الکساندر شد. با وجود این لیسیماخوس در سال ۳۰۰ پ. م از آماستریس جدا شد تا با آرسینوهه، دختر رقیبش بطلمیوس یکم ازدواج کند. آماستریس پس از این جدایی ادارهٔ هراکلیه را دوباره در دست گرفت و به احیای آن پرداخت. او احتمالاً باتوجه به سکه های ضرب شده با تصویر او به تنهایی به عنوان شهبانو حکومت کرد و شهر آماستریس ( آماسرای امروزی ) را بنیان نهاد.
کلیرخوس و هخشتره، پسران آماستریس که به سن بلوغ رسیده بودند اینک ادارهٔ شهر را در دست داشتند. آنها با زیردستانشان به ستمگری رفتار می کردند و علی رغم آنکه مادرشان در کارهای آنان چندان دخالت نمی کرد تصمیم به قتل او گرفتند. پس هنگامی که آماستریس سوار بر کشتی بود او را در دریا غرق کردند. اما خود آنان نیز به دست لیسیماخوس که از قتل همسر سابقش آگاه شده بود کشته شدند.
اسکندر مقدونی پس از پیروزی بر ایرانیان آماستریس را به ازدواج یکی از نزدیکترین دوستانش به نام کراتروس درآورد اما کراتروس که به فیلا، دختر آنتیپاتر تمایل داشت پس از مرگ اسکندر از آماستریس جدا شد. آماستریس سپس در سال ۳۲۲ پیش از میلاد به همسری دیونسیوس، حاکم هراکلیه پونتیکا درآمد و آن دو صاحب سه فرزند، دو پسر به نام های کلیرخوس و هخشتره و یک دختر به نام آمستریس شدند. دیونسیوس در سال ۳۰۶ پیش از میلاد درگذشت اما پیش از مرگ، نایب السلطنتی پسران خردسال و ادارهٔ حکومتش را به آماستریس سپرد.
... [مشاهده متن کامل]
آماستریس با احتیاط و خردمندانه حکومت می کرد. او در سال ۳۰۲ پیش از میلاد با لیسیماخوس، پادشاه تراکیه، آسیای صغیر و مقدونیه، ازدواج نمود و از او صاحب یک پسر دیگر به نام الکساندر شد. با وجود این لیسیماخوس در سال ۳۰۰ پ. م از آماستریس جدا شد تا با آرسینوهه، دختر رقیبش بطلمیوس یکم ازدواج کند. آماستریس پس از این جدایی ادارهٔ هراکلیه را دوباره در دست گرفت و به احیای آن پرداخت. او احتمالاً باتوجه به سکه های ضرب شده با تصویر او به تنهایی به عنوان شهبانو حکومت کرد و شهر آماستریس ( آماسرای امروزی ) را بنیان نهاد.
کلیرخوس و هخشتره، پسران آماستریس که به سن بلوغ رسیده بودند اینک ادارهٔ شهر را در دست داشتند. آنها با زیردستانشان به ستمگری رفتار می کردند و علی رغم آنکه مادرشان در کارهای آنان چندان دخالت نمی کرد تصمیم به قتل او گرفتند. پس هنگامی که آماستریس سوار بر کشتی بود او را در دریا غرق کردند. اما خود آنان نیز به دست لیسیماخوس که از قتل همسر سابقش آگاه شده بود کشته شدند.