در زبان پارسی یک واژه می تواند بون های گوناگون داشته باشد و چیم های گوناگونی هم داشته باشد ( همانند زبان انگلیسی ) .
آلیختن یا آلیزیدن از ریشه آلیز به معنی لگد زدن است.
در خراسان واژه آلیج به معنی لگد رایج است که از همین ریشست.
در خراسان واژه آلیج به معنی لگد رایج است که از همین ریشست.
آلیختَن ( آل - ) دگرگون شده اَلیتَن ( اَل - ) به چیم گرفتن است که چیم خرید کردن را می دهد. ما اکنون هم در هر گویشی از زبان پهلوی گرفتن را به جای خرید کردن و خریدن به کار می بریم و به هنگام خرید کردن پول می دهیم یا در خرید و فروش به جای پول، کالاها را به یکدیگر می دهیم که در گذشته پیش از ساخت پول، این گونه خرید و فروش پایاپای را انجام می دادند، از این رو افزون بر سُرخ کرد، آلیختن به چیم دادو ستد کردن هست. پس افزون بر سرخ کردن که پیشتر نوشتم، این کردبون ( مصدر ) می تواند چیمهای ( معانی ) زیر را هم داشته باشد:
... [مشاهده متن کامل]
آلیختَن ( آلیز - ) : دادو ستد کردن، خرید کردن
آلیزدار: دادو ستد کردنی، قابل دادوستد، خریدنی
آلیزین: آلیزدار
آلیزیدار: دادوستد کننده، خرید کننده، خریدار
آلیزیگ: آلیزدار؛ بسته به دادوستد کردن، تجاری، تجارتی، خریدنی
آلیزیر: آلیزیدار
آلیختار: آلیزیدار
آلیزاگ: آلیزیدار
آلیزان: آلیزیدار
آلیزیشن: آلیختن، آلیزیدن
آلیزیشنیه: آلیختن، آلیزیدن
آلیزیشنیها: با آلیختن، با آلیزیدن
آلیزَگ: ابزاری برای خرید کردن، ابزاری برای دادوستد کردن، دادوستد کننده، تاجر، بازرگان؛ دادوستد، معامله
آلیزینَگ: ابزاری برای دادوستد کردن، ابزاری برای خرید کردن
پَدیشالیز: ابزاری برای دادوستد کردن، ابزاری برای خرید کردن
آلیخت: خرید کرد، دادوستد کرد؛ خرید شده، دادوستد شده
آلیختَگ: خرید کرده، دادوستد کرده؛ خرید شده، دادوستد شده
... [مشاهده متن کامل]
آلیختَن ( آلیز - ) : دادو ستد کردن، خرید کردن
آلیزدار: دادو ستد کردنی، قابل دادوستد، خریدنی
آلیزین: آلیزدار
آلیزیدار: دادوستد کننده، خرید کننده، خریدار
آلیزیگ: آلیزدار؛ بسته به دادوستد کردن، تجاری، تجارتی، خریدنی
آلیزیر: آلیزیدار
آلیختار: آلیزیدار
آلیزاگ: آلیزیدار
آلیزان: آلیزیدار
آلیزیشن: آلیختن، آلیزیدن
آلیزیشنیه: آلیختن، آلیزیدن
آلیزیشنیها: با آلیختن، با آلیزیدن
آلیزَگ: ابزاری برای خرید کردن، ابزاری برای دادوستد کردن، دادوستد کننده، تاجر، بازرگان؛ دادوستد، معامله
آلیزینَگ: ابزاری برای دادوستد کردن، ابزاری برای خرید کردن
پَدیشالیز: ابزاری برای دادوستد کردن، ابزاری برای خرید کردن
آلیخت: خرید کرد، دادوستد کرد؛ خرید شده، دادوستد شده
آلیختَگ: خرید کرده، دادوستد کرده؛ خرید شده، دادوستد شده
آلیختَن ( آلیز - ) برَهمی ( شکلی ) دیگر از بُن آلوختَن ( آلُوچ - و آلُوز - ) می باشد که از واژه آل برگرفته شده اند که به چیم سُرخ می باشد و هر دو بُن دارای چیم سُرخ کردن می باشند و آلُوچه ( آلُوزَگ یا آلُوچَگ ) و آلیزه ( آلیزَگ ) و آلوزان از ایین ریشه ها هستند.
... [مشاهده متن کامل]
آلوختَن ( آلُوچ - ، آلُوز - ) یا آلیختَن ( آلیچ - یا آلیز - : سُرخ کردن
آلُوچدار، آلُوزدار، آلیچدار یا آلیزدار: سُرخ کردنی
آلیچین، آلیزین، آلُوزین یا آلُوچین: سُرخ کردنی
آلُوچیگ، آلُوزیگ، آلیچیگ یا آلیزیگ: سُرخ کردنی؛ بسته به سُرخ کردن
آلُوچیز ، آلُوزیر، آلیزیر ، آلیچیر: سُرخ کننده
آلُوزاگ، آلُوچاگ، آلیچاگ، آلیزاگ: سُرخ کننده
آلُوزان، آلُوچان، آلیزان، آلیچان: سُرخ کننده
آلیختیر یا آلوختیر: سُرخ کننده
آلُوزیشن، آلُوچیشن، آلیزیشن، آلیچیشن: سُرخ کردن
آلُوزیشنیگ، آلُوچیشنیگ، آلیزیشنیگ، آلیچیشنیگ: سُرخ کننده؛ سُرخ کردنی؛ بسته به سُرخ کردن
آلُوزیشنیه، آلُوچیشنیه، آلیزیشنیه، آلیچیشنیه: سُرخ کردن
آلُوزیشنیها، آلُوچیشنیها، آلیزیشنیها، آلیچیشنیها: با سُرخ کردن
آلُوچَگ، آلُوزَگ، آلیچَگ، آلیزَگ: سُرخ کننده؛ ابزاری برای سُرخ کردن
آلُوچینَگ، آلُوزینَگ، آلیزینَگ، آلیچینَگ: ابزاری برای سُرخ کردن
پَدیشآلُوچ، پَدیشآلُوز، پَدیشآلیچ، پَدیشآلیز: ابزاری برای سُرخ کردن
آلوخت، آلیخت: سُرخ کرد؛ سُرخ کرده؛ سُرخ کرده شده
آلُوختَگ یا آلیختَگ: سُرخ کرده؛ سُرخ کرده شده
... [مشاهده متن کامل]
آلوختَن ( آلُوچ - ، آلُوز - ) یا آلیختَن ( آلیچ - یا آلیز - : سُرخ کردن
آلُوچدار، آلُوزدار، آلیچدار یا آلیزدار: سُرخ کردنی
آلیچین، آلیزین، آلُوزین یا آلُوچین: سُرخ کردنی
آلُوچیگ، آلُوزیگ، آلیچیگ یا آلیزیگ: سُرخ کردنی؛ بسته به سُرخ کردن
آلُوچیز ، آلُوزیر، آلیزیر ، آلیچیر: سُرخ کننده
آلُوزاگ، آلُوچاگ، آلیچاگ، آلیزاگ: سُرخ کننده
آلُوزان، آلُوچان، آلیزان، آلیچان: سُرخ کننده
آلیختیر یا آلوختیر: سُرخ کننده
آلُوزیشن، آلُوچیشن، آلیزیشن، آلیچیشن: سُرخ کردن
آلُوزیشنیگ، آلُوچیشنیگ، آلیزیشنیگ، آلیچیشنیگ: سُرخ کننده؛ سُرخ کردنی؛ بسته به سُرخ کردن
آلُوزیشنیه، آلُوچیشنیه، آلیزیشنیه، آلیچیشنیه: سُرخ کردن
آلُوزیشنیها، آلُوچیشنیها، آلیزیشنیها، آلیچیشنیها: با سُرخ کردن
آلُوچَگ، آلُوزَگ، آلیچَگ، آلیزَگ: سُرخ کننده؛ ابزاری برای سُرخ کردن
آلُوچینَگ، آلُوزینَگ، آلیزینَگ، آلیچینَگ: ابزاری برای سُرخ کردن
پَدیشآلُوچ، پَدیشآلُوز، پَدیشآلیچ، پَدیشآلیز: ابزاری برای سُرخ کردن
آلوخت، آلیخت: سُرخ کرد؛ سُرخ کرده؛ سُرخ کرده شده
آلُوختَگ یا آلیختَگ: سُرخ کرده؛ سُرخ کرده شده
وانگهی تنها یافتن واژگان با واگها یا شیوه گویش همانند در زبان های بیگانه نیز نمی بَسَندَد، و باید چیم آنها با واژگان هم ریشه در زبان پارسی همخوانی داشته باشد. برای نمونه من کِلوین را در یک زبان اروپایی
... [مشاهده متن کامل]
... [مشاهده متن کامل]
یافتم که دارای چیم رود تنگ و باریک و ژرف بود، واژه کِلیو در زبان آذری هم بود که گددی بهار عمروموز ایت کِلیودَن گچَن گیبی ( بهار عمرمان بمانند گذشتن سگ از جوی تنگ دیوار باغ سپری شد ) و کِلیو با همان کِلو همریشه بود و افزون بر این در ایران نیز جاهایی با نام های کِلوانَق ( واژه پارسی پهلوی دگردیسی یافته به دنبال تاخت و تاز اعراب و مغولان چنگیزی و تیموری؛ کِلوانَگ ) در آذربایجان، و کِلوان نام جاهایی در استان های مرکزی و هم البرز نیز به خوبی نشان می دادند که این واژه خاستگاه آریایی و ایرانی دارد که به بیرون راه یافته است.
آلیختن ( آلیز - ) نمی تواند یک کردبون ( مصدر فعل ) ) ) لازم مانند بازی کردن یا جفتک انداختن باشد. این دیس از کردبون برای ساخت کردبونهایی به کار برده می شود که به کردَگ یا مفعول نیاز دارند.
آلیز، آلیزیدن، آلیختن ( به چَم:جفتک انداختن ) . پارسی هستند.
ALEEZ, ALIEEZEEDAN
در سانسکریت: RAJATI, REJATE ( به چم:لرزیدن )
در کُردی: LIZIM, BE - LEZIOM ( به چم:بازی کردن )
واژگان دیگر هند و اروپایی همریشه:
... [مشاهده متن کامل]
یونانی:ELEZIO
گوتیک:LAIKAN, LAIKS ( به چم: جست و خیز کردن، رقصیدن )
انگلیسس کهن: LAC, LACAN ( به چم:پریدن )
آلمانی کهن: LEIH, LEICHEN ( به چم:پریدن )
آلمانی نو: LAICH ( به چم: ماهی، تخم ریزی کردن ، بچه آوردن )
لیتوانی: LAIGYTI
ایرلندی: LOIG ( به چَم: گوساله )
برتونی: LUE
نکته: واژه لِی لِی، بازی پریدن با پا از همین ریشه است.
پَسگشت:برگه 69 از نبیگِ ( فرهنگ ریشه های هند و اروپایی زبان پارسی ) آمده است.
در سانسکریت: RAJATI, REJATE ( به چم:لرزیدن )
در کُردی: LIZIM, BE - LEZIOM ( به چم:بازی کردن )
واژگان دیگر هند و اروپایی همریشه:
... [مشاهده متن کامل]
یونانی:ELEZIO
گوتیک:LAIKAN, LAIKS ( به چم: جست و خیز کردن، رقصیدن )
انگلیسس کهن: LAC, LACAN ( به چم:پریدن )
آلمانی کهن: LEIH, LEICHEN ( به چم:پریدن )
آلمانی نو: LAICH ( به چم: ماهی، تخم ریزی کردن ، بچه آوردن )
لیتوانی: LAIGYTI
ایرلندی: LOIG ( به چَم: گوساله )
برتونی: LUE
نکته: واژه لِی لِی، بازی پریدن با پا از همین ریشه است.
پَسگشت:برگه 69 از نبیگِ ( فرهنگ ریشه های هند و اروپایی زبان پارسی ) آمده است.
#آلیختن
نخستین باری است که این واژه را می شونید؟
از این واژه , واژه leka در زبان سوئدی به چم بازی کردن ساخته شده است.
آلیختن از ریشه *r�yǰati رایجاتی ایرانی کهن و آریایی است. این واژه در زبان پارسی باستان به ریخت lig - e - لگه در آمده است و پس از آن در پارسی نو به رخت آلیز و آلی در آمده است
... [مشاهده متن کامل]
آلیز و الی به چم کف پا پراندن است که آن را لگد گوییم .
ما دو گونه زدن با پا داریم :
الف - لگد که در آن با کف پا به سوی پایین کتک میزنیم و بیشتر با یک پا است.
نمونه:
چرخ را ز آه من زیان چه بود
پیل را از پشه لگد چه سود
ب - آلیز یا آلیختن که با دو پا انجام میشود و آن را امروز جفتک گویند
از واژه الیز و الی واژه لی لی به چم بازی و پریدن بر روی یک پا گرفته شده است.
این واژه به زبان های اروپایی راه یافته و از واژه leyg لایگ. به چم پریدن و جستن واژگان زیر بدست امده است:
سوئدی : leka لییکا بازی کردن
لتونیایی: l�gus لایگاس. یکنواخت کردن ( با پا صاف کردن همان لگد کوب است )
@iranaryan
نخستین باری است که این واژه را می شونید؟
از این واژه , واژه leka در زبان سوئدی به چم بازی کردن ساخته شده است.
آلیختن از ریشه *r�yǰati رایجاتی ایرانی کهن و آریایی است. این واژه در زبان پارسی باستان به ریخت lig - e - لگه در آمده است و پس از آن در پارسی نو به رخت آلیز و آلی در آمده است
... [مشاهده متن کامل]
آلیز و الی به چم کف پا پراندن است که آن را لگد گوییم .
ما دو گونه زدن با پا داریم :
الف - لگد که در آن با کف پا به سوی پایین کتک میزنیم و بیشتر با یک پا است.
نمونه:
چرخ را ز آه من زیان چه بود
پیل را از پشه لگد چه سود
ب - آلیز یا آلیختن که با دو پا انجام میشود و آن را امروز جفتک گویند
از واژه الیز و الی واژه لی لی به چم بازی و پریدن بر روی یک پا گرفته شده است.
این واژه به زبان های اروپایی راه یافته و از واژه leyg لایگ. به چم پریدن و جستن واژگان زیر بدست امده است:
سوئدی : leka لییکا بازی کردن
لتونیایی: l�gus لایگاس. یکنواخت کردن ( با پا صاف کردن همان لگد کوب است )
۱. لگد زدن
۲. جستجو ( ن، س )
۲. جستجو ( ن، س )