البحر المحیط فی التفسیر

دانشنامه اسلامی

[ویکی اهل البیت] تفسیر«البحر المحیط» اثر ابو حیان اندلسی به زبان عربی، در بردارنده تمامی قرآن و محور اصلی آن ادبی، لغوی و بلاغی می باشد. این تفسیر از جامع ترین تفاسیر مشتمل بر نکات ادبی شگفت و بدیع قرآن است و بحثهای فراوانی درباره بدایع قرآن دارد. امتیاز این تفسیر در اهمیت دادن به ابعاد ادابی، لغوی، نحوی و بلاغی است و مجموعه ارزشمندی از اشعار ناب و شواهد ادبی و اعرابی و قرائات و لهجه ها، را در خود جای داده است که از دانش و آگاهی گسترده مفسر در این زمینه حکایت می کند. البته پرداختن عمیق به مباحث نحوی( که ویژگی اصلی این کتاب است) چنان پر رنگ بوده که برخی گفته اند: بحر المحیط بیشتر از آنکه به تفسیر همانند باشد، کتابی نحوی می ماند مؤلف به معانی لغوی واژگان، اسباب نزول، ناسخ و منسوخ، قرائتهای وارده نیز عنایت دارد و در ذیل آیات احکام به مباحث فقهی هم پرداخته است.
خود در مقدمه تفسیر روش آن را اینگونه توضیح می دهد:«روش من در این تفسیر، نخست پرداختن به معانی مفردات الفاظ، چه از لحاظ لغت و چه از لحاظ اعراب و بلاغت است، یعنی هر حالتی که لفظ قبل از ترکیب دارد. اگر کلمه ای دارای دو یا چند معنا بود، در موضع اول، آنها را بیان کرده، موارد بعد را به آن ارجاع می دهم. سپس به تفسیر آیات پرداخته، در صورت وجود شأن نزول، آن را مطرح می نمایم. در پی آن به نسخ احتمالی و مناسبت و ارتباط با آیات پیشین و پسین اشاره می کنم. قراءات شاذ مستعمل و مشهور را ذکر و توجیه ادبی آن را متعرض می شوم. سپس اقوال مفسرین( از قدیم و جدید) را که در فهم معانی ظاهری و پنهان آیه، مؤثر است نقل نموده و در جهت آشکار ساختن کامل مفهوم آن از هیچ تلاشی فروگذار ننمودم. مشکلات اعراب و دقایق ادبی، از بدیع و بیان را توضیح... و دلائل آن را به کتب مفصل ارجاع داده ام. از تکرار مباحث پرهیز نموده، موارد آن را به مباحث قبل ارجاع می دهم. سپس اقوال فقهای مذاهب اربعه و دیگران را در احکام شرعیه تا آنجا که با الفاظ قرآنی مرتبط است، مطرح کرده، دلائل آن را جز در مواردی که حکم غریب یا خلاف مشهوری باشد، به کتب فقهی ارجاع داده ام. در خاتمه در برخی آیات، خلاصه ای از بحثهای بدیع و بیان را که از دیگران نقل نموده، با دیدگاه خود مطرح می نمایم و بنابر همین دیدگاه آیه را شرح می دهم. پس از آن اشاره ای به برخی کلمات صوفیه، که مناسب مدلول لفظی آیات بوده، نموده ام و از تأویلات ملحدین و دیگران که خلاف ظاهر قرآن باشد، پرهیز کرده ام.»
ابو حیان با وجود تفصیل مباحث نحوی در تفسیر خود، به تفصیلهای مربوط به علوم مختلف برخی مفسرین انتقاد شدید دارد. مانند، نقد وی بر فخر رازی در تفصیل بحث اصولی( اصول فقه) نسخ ذیل آیه 106 سوره بقره«ما ننسخ من آیة او ننسها».
نکته قابل توجه ابو حیان در تفسیرش این است که با وجود اهتمام به مباحث نحو، امّا هیچگاه نظرات نحویین را بر بلاغت قرآن ترجیح نداده و معتقد بود که بلاغت و بیان و نحو قرآن بالاتر و محکمتر از این است که آن را تماما در قالب اصول نحوی، نحویین، قرار دهیم. ایشان در مقدمه خود بر تفسیر می نویسد شایسته نیست که حکایات نامناسب و قصص تاریخی اسرائیلی را در تفسیر داخل کرد. با این وصف بحر المحیط از وجود اسرائیلیات مصون نمانده و برخی روایات جعلی منتسب به پیامبران( گر چه به شکل اندک) در این زمینه نقل شده است مانند قصه حجر موسی( ع)، داود و زوجه اوریا و قصه ارم ذات العماد. البته در برخی موارد به نقد آن نیز می پردازد مانند قصه هاروت و ماروت که بعد از نقل روایات به نقد آنها می پردازد.
ابو حیان این تفسیر را در 710 ق در روزگار حکومت الناصر، هنگامی که در قبه منصوریه به تدریس تفسیر مشغول بود، نوشته است. در مورد انگیزه خود در مقدمه می نویسد:«در تألیف این تفسیر هیچ مخلوقی را قصد نکرده ام، و جز خشنودی خداوند چیزی را درخواست ننموده ام، کتاب خداوند بر در معانی آن را انیس خود قرار داده، زیرا افضل مونس خواهد بود. دیگر اینکه افضل علوم، علم به کتاب الله و تفسیر آن است، که مقصود از آن سعادت ابدی انسان می باشد و این خود مقصود بالذات خواهد بود.»
تفسیر کشاف و المحرر الوجیز فی تفسیر الکتاب العزیز ابن عطیه از منابع اصلی و مهم مفسر بوده و به ویژه در مسائل نحوی و وجوه اعراب از آنها نقل کرده و احیانا به ردّ نظریات آنها پرداخته است. و گاهی آرای اعتقادی اعتزالی زمخشری را به ریشخند گرفته و مردود دانسته است، امّا هرگز مهارت و استادی وی را در شناخت بلاغت قرآنی انکار نمی کند. یکی دیگر از منابع بسیار مهم بحر المحیط، تفسیر التحریر و التحبیر ابن نقیب بوده است. وی لابلای تفسیر خود به 39 کتاب که مراجعه نموده، تصریح دارد و به 7 کتاب از تألیفات خود احاله داده است.

[ویکی نور] البحر المحیط فی التفسیر، تألیف محمد بن یوسف بن علی بن حیان نفری غرناطی (654 - 745ق) مشهور به ابوحیان غرناطی، نحوی، شاعر و ادیب عصر بنی نصر در غرناطه و ممالیک در مصر است که با اشراف صدقی محمد جمیل منتشر شده است.
تفسیر «البحر المحیط» به زبان عربی، دربردارنده تمامی قرآن و محور اصلی آن ادبی، لغوی و بلاغی می باشد. این کتاب از تفاسیر مهم قرآن کریم بشمار می رود و مؤلف، آن را در 710ق، در روزگار حکومت الناصر هنگامی که در قبه منصوریه به تدریس تفسیر مشغول بوده، نوشته است.
کتاب در ده جزء و یازده جلد تدوین شده است که جلد یازدهم به فهارس اختصاص دارد. در هریک از جلدهای کتاب، تعدادی از سوره های قرآن شرح و تفسیر شده است.
تفسیر «کشاف» و «المحرر الوجیز فی تفسیر الکتاب العزیز» ابن عطیه از منابع اصلی و مهم مفسر بوده و به ویژه در مسائل نحوی و وجوه اعراب از آنها نقل کرده و احیاناً به ردّ نظریات آنها پرداخته است و گاهی آرای اعتقادی اعتزالی زمخشری را به ریشخند گرفته و مردود دانسته است، امّا هرگز مهارت و استادی وی را در شناخت بلاغت قرآنی انکار نمی کند. یکی دیگر از منابع بسیار مهم «بحر المحیط»، تفسیر «التحریر و التحبیر» ابن نقیب بوده است. وی لابه لای تفسیر خود به 39 کتاب که مراجعه نموده، تصریح دارد و به هفت کتاب از تألیفات خود ارجاع داده است.
این تفسیر از جامع ترین تفاسیر مشتمل بر نکات ادبی شگفت و بدیع قرآن است و بحث های فراوانی درباره بدایع قرآن دارد. امتیاز این تفسیر در اهمیت دادن به ابعاد ادبی، لغوی، نحوی و بلاغی است و مجموعه ارزشمندی از اشعار ناب و شواهد ادبی و اعرابی و قرائات و لهجه ها را در خود جای داده است که از دانش و آگاهی گسترده مفسر در این زمینه حکایت می کند. البته پرداختن عمیق به مباحث نحوی (که ویژگی اصلی این کتاب است) چنان پررنگ بوده که برخی گفته اند: «بحر المحیط» بیشتر از آنکه به تفسیر همانند باشد، به کتابی نحوی می ماند. مؤلف به معانی لغوی واژگان، اسباب نزول، ناسخ و منسوخ، قرائت های وارده نیز عنایت دارد و در ذیل آیات احکام به مباحث فقهی هم پرداخته است.

پیشنهاد کاربران

بپرس