الاش
/~AlAS/
لغت نامه دهخدا
الاش. [ اَ ] ( اِ ) خاس. راج. کنگه منزل.
فرهنگ عمید
= آلش۱
گویش مازنی
دانشنامه عمومی
آلاش. آلاش ( به فرانسوی: Allauch ) یک کمون در فرانسه است که در پروانس آلپ - کوت دازور واقع شده است. [ ۱]
آلاش ۵۰٫۳ کیلومترمربع مساحت و ۱۸٬۶۴۶ نفر جمعیت دارد و ۲۲۳ متر بالاتر از سطح دریا واقع شده است.


این نوشته برگرفته از سایت ویکی پدیا می باشد، اگر نادرست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید: گزارش تخلفآلاش ۵۰٫۳ کیلومترمربع مساحت و ۱۸٬۶۴۶ نفر جمعیت دارد و ۲۲۳ متر بالاتر از سطح دریا واقع شده است.



wiki: آلاش
دانشنامه آزاد فارسی
رجوع شود به:راش
wikijoo: الاش
پیشنهاد کاربران
آلاش: این واژه در سنسکریت، مصدر فعل سببی از آلَش می باشد و به معنی به هوس انداختن، آرزویی در دل کسی پدید آوردن است و صرف آن چنین است:
ālāŝayāmi به آرزو کردن بسیار برمی انگیزم، ālāŝayasi به آرزو کردن بسیار برمی انگیزی، ālāŝayati به آرزو کردن بسیار برمی انگیزد.
ālāŝayāmi به آرزو کردن بسیار برمی انگیزم، ālāŝayasi به آرزو کردن بسیار برمی انگیزی، ālāŝayati به آرزو کردن بسیار برمی انگیزد.
واژه ای ترکی - اسم پسرانه
آل: بگیر، دریافت کُن، بدست بیار، مال خود کُن
آش: باز کُن، گسترش بده، گُشادن - ایجاد، بنا کردن - بِستر لازم را فراهم کردن، مُرتفع ساختن - روشن ساختن، تشریح کردن. مثل:داداش
... [مشاهده متن کامل]
یعنی: کسی که نعمت و برکات زندگی رو گسترش میده، مجاز از کسی که با رانت ( زد و بند، گاوبندی ) ، اختلاس، فساد و. . . مبارزه می کند و اون ها رو از بین می برد، پاکرای، یکی از لقب های حضرت مهدی موعود ( عج )
آل: بگیر، دریافت کُن، بدست بیار، مال خود کُن
آش: باز کُن، گسترش بده، گُشادن - ایجاد، بنا کردن - بِستر لازم را فراهم کردن، مُرتفع ساختن - روشن ساختن، تشریح کردن. مثل:داداش
... [مشاهده متن کامل]
یعنی: کسی که نعمت و برکات زندگی رو گسترش میده، مجاز از کسی که با رانت ( زد و بند، گاوبندی ) ، اختلاس، فساد و. . . مبارزه می کند و اون ها رو از بین می برد، پاکرای، یکی از لقب های حضرت مهدی موعود ( عج )