اقلیت و اکثریت

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] اقلیت و اکثریت به گروه کمتر و بیش تر افراد هر مجموعه گفته می شود.
اقلیت به معنای اندک بودن در برابر اکثریت به معنای بسیاری و افزونی دو مفهوم نسبی است که در مقایسه با یکدیگر معنا می یابد، در اصطلاح معاصر به بخش کمتر یا بیش تر افراد یک کشور یا منطقه یا شهر یا هر مجموعه دیگری مانند پارلمان، اقلیت و اکثریت گفته می شود.
در قرآن
واژه «اکثر» در قرآن ۸۰بار و «اقل» تنها دو بار آمده است؛ اما دیگر مشتقات هر دو ریشه نزدیک به ۲۳۹ بار در قرآن به کار رفته که گاه در معنای کمّی برای شمارش افراد و گاه در معنای کیفی برای مقایسه حالت ها آمده است. همچنین هر یک از آن دو گاه در مقام تجلیل یا تحقیر متعلقشان به کار می رود.
← نگاه اول
در پاره ای آثار فقهی معاصر نیز به تلاش برای مشروعیت بخشیدن به رأی اکثریت در دوره نبود امام معصوم برمی خوریم. در دیدگاه این گروه، آیات نفی اعتبار اکثریت تنها ناظر به اظهار نظر آن ها در مسائل غیبی مانند صفات و افعال خدا، قضا و قدر، قیامت و... است که دور از دسترس آنان بوده و شامل پیمان ها و مقررات اجتماعی نمی شود، افزون بر این، اقلیت مورد نظر خداوند لزوماً در یک قشر و گروه محصور نبوده و ممکن است میان آن ها نیز در مسائل اجتماعی اختلاف نظر باشد، بنابراین باز گزیری از مراجعه به اکثریت نیست. ، افزون بر این از دیرباز در منابع فقهی در این باره که آیا اظهار نظر در تعیین حاکم و حکومت در صلاحیت همه افراد جامعه بوده یا تنها در صلاحیت اقلیتی به نام « اهل حلّ و عقد » است، بحث دامنه داری وجود داشته که گاه با توجه به وجود روایاتی مانند:«انما الشوری للمهاجرین والأنصار» شمول آیات شوری را به چالش کشانده است.

پیشنهاد کاربران

دین اقلیت و دی اکثریت.
دین اقلی ودین اکثری؛
دین ؛ کمینه و بیشینه.
ویا؛دین کمینگی و دین بیشینگی.
بیشینه دین و کمینه دین.
بیشادین و کما دین.
بیشا دینه و کما دینه.
دین کم ودین بیش.
...
[مشاهده متن کامل]

کم دین و بیش دین.
بالا دین و پایین دین.
والا دین و پست دین.
فرا دین و فرو دین.
دین فرا ودین فرو.
پست دین و والا دین.
پایین دینی و بال دینی.
کم دینی و بیش دینی.
دین کمی و دین بیشی.
کمی دین وبیشی دین.
دین دست کم و دین دست بالا.
دست بالادین و دست کم دین.
فرودست دین و فرا دست دین.
دین فرو دست ودین فرودست.
دین کم دین و دین بیش دین؛
و باید دین در دسترس همه باشد . تاهرکسی نسخهء خود را به دست آورد چه دانشگاهی و سکولار و چه حوزوی و اسکولار و چه میان این دو که یکپارچگی و اتحاد و یکه بودن آنها که در هر جایی هست و می توانند بود. و با جدایش و یا زنگار زدایی و بیگانه زدایی از دین چه سکولار و دانشگاهی و چه اسکولار و حوزوی و چه اتحاد و یکشی تا هر کسی نسخهء خود رادر جایگاه خود داشته باشد. تا روشن اندیش آن دانستنی هارا از دانستوران بگیرد وبه تکایه و زمایه برساند. تا کمینه و بیشینه و یکینه با هم باشند.