اقتدار در لغت به معنای توانایی انجام کار و علامت غالب شدن و استیلا است. اقتدار در خانواده به معنای توان و اجازۀ تصمیم گیری دربارۀ امور مختلف خانواده بوده و مهم ترین مؤلفۀ آن، قدرت تصمیم گیری در اموری چون تعداد فرزندان، تربیت فرزندان، امور اقتصادی و هزینه ها و خرید است. در تحلیل توزیع قدرت در خانواده، اصطلاحاتی چون پدرسالاری، زن سالاری و مادرسالاری استفاده شده که هر یک، جایگاه یا قدرت مرد و زن در تصمیم گیری و مدیریت خانواده را به صورت خاصی معنا می کند.
... [مشاهده متن کامل]
اندیشمندان دینی از مفهوم قرآنی قوّامیت استفاده کرده اند که اقتدار در خانواده را هم حق و هم تکلیف مرد می دانند که در دو بعد قوّامیت شوهر بر زن و ولایت پدر بر فرزند تجلی می یابد و به طور کلّی به معنای سرپرستی، حمایت، محافظت و تشخیص و رعایت مصالح خانواده و اعضای آن توسط مرد ( شوهر و پدر خانواده ) است. از این منظر، مرد مقتدر در خانوادۀ خود:
1. توانایی بالایی در تامین نیازهای مادی و معنوی خانواده اش دارد؛
2. از خانوادۀ خود محافظت می کند؛
3. به اندازه و به صورت میانه، امورات زندگی اش را پیش می برد؛
4. نزد خانوادۀ خود دارای استحکام، قدر، منزلت و عظمت است؛
5. به خانوادۀ خود ظلم و تعدی نمی کند؛
6. بر امور خانواده چیرگی و تسلط دارد؛
7. دارای انعطاف، قبض و بسط در انجام امور خانواده است.
... [مشاهده متن کامل]
اندیشمندان دینی از مفهوم قرآنی قوّامیت استفاده کرده اند که اقتدار در خانواده را هم حق و هم تکلیف مرد می دانند که در دو بعد قوّامیت شوهر بر زن و ولایت پدر بر فرزند تجلی می یابد و به طور کلّی به معنای سرپرستی، حمایت، محافظت و تشخیص و رعایت مصالح خانواده و اعضای آن توسط مرد ( شوهر و پدر خانواده ) است. از این منظر، مرد مقتدر در خانوادۀ خود:
1. توانایی بالایی در تامین نیازهای مادی و معنوی خانواده اش دارد؛
2. از خانوادۀ خود محافظت می کند؛
3. به اندازه و به صورت میانه، امورات زندگی اش را پیش می برد؛
4. نزد خانوادۀ خود دارای استحکام، قدر، منزلت و عظمت است؛
5. به خانوادۀ خود ظلم و تعدی نمی کند؛
6. بر امور خانواده چیرگی و تسلط دارد؛
7. دارای انعطاف، قبض و بسط در انجام امور خانواده است.