در اینجا چند نمونه شعر از شاعران بزرگ فارسی با استفاده از ریشهٔ �قفا� یا ساخت �اقتفاء� آورده ام:
۱. مولوی ( در معنای پیروی از راه حق و سنت، مولانا اغلب به پیروی از سنت پیامبر و اولیاء ( اقتفاء آثار ) اشاره می کند:
... [مشاهده متن کامل]
هر که او یک ذره از عقل خدا
خواهد اقتفا آرد به راه مصطفی
توضیح: در اینجا، �اقتفا� به معنای پیروی کردن و قدم نهادن در راه پیامبر اکرم ( ص ) است.
۲. سعدی ( در معنای پیروی از بزرگان ) نیز در بوستان و گلستان از این مفهوم برای بیان اهمیت پیروی از نیکان استفاده کرده است:
هر آن کس را که اندر دل بود نور
به جای پا، نشانِ او بود حور
چو با نیکان نشینی، نیک گردی
به اقتفا بر راه ایشان پویَ
توضیح: شعر بر این نکته تأکید دارد که اگر با نیکان همنشین شوی، باید راه و رسم آن ها را دنبال کنی تا به کمال برسی.
۳. نظامی گنجوی ( در وصف پیر و مرید ) در ادبیات حماسی و عاشقانه، اقتفاء به معنای تقلید مرید از مرشد است:
مریدِ او به دل و جان شد و بگفت:
به اقتفا به راهت می روم، زین پس
مرا در این سفر تو رهنما باش
همانطور که مشاهده می کنید، در تمام این موارد، اقتفاء به معنای �قدم نهادن در جای پای دیگری� و �پیروی از رویهٔ او� آمده است، و نه توقف کردن ( وقف ) .
در اینجا مثالی از نثر عرفانی از کتاب �نفحاتُ الأُنسِ مِن جَمیعِ النَفَحاتِ� اثر عبدالرحمن جامی ( همان نویسنده ای که قبلاً از او مثال نثر خواستید ) آورده شده است که دقیقاً به پیروی از بزرگان اشاره دارد:
📝 مثال نثری از جامی: �شیخ بزرگوار، شیخ علاءالدوله سمنانی، از جمله کسانی بود که در حفظ اقتفاء آثار شیخ نجم الدین کبری اهتمام می ورزید. او می گفت: هر طریقت و سلوکی که در آن نباشد اقتفاء کاملِ طریقِ استاد، جز نَزْوه ای بیش نیست و به مقصد نخواهد رسید. �
در این عبارت، جامی اشاره می کند که شیخ سمنانی بر این باور بود که هر راه سلوکی ( عرفانی ) که با پیروی دقیق و کامل ( اقتفاء ) از روش و سنت استادش همراه نباشد، صرفاً یک جوشش زودگذر و بی ثمر ( نَزْوه ) است و سالک را به مقصد نخواهد رساند.
۱. مولوی ( در معنای پیروی از راه حق و سنت، مولانا اغلب به پیروی از سنت پیامبر و اولیاء ( اقتفاء آثار ) اشاره می کند:
... [مشاهده متن کامل]
هر که او یک ذره از عقل خدا
خواهد اقتفا آرد به راه مصطفی
توضیح: در اینجا، �اقتفا� به معنای پیروی کردن و قدم نهادن در راه پیامبر اکرم ( ص ) است.
۲. سعدی ( در معنای پیروی از بزرگان ) نیز در بوستان و گلستان از این مفهوم برای بیان اهمیت پیروی از نیکان استفاده کرده است:
هر آن کس را که اندر دل بود نور
به جای پا، نشانِ او بود حور
چو با نیکان نشینی، نیک گردی
به اقتفا بر راه ایشان پویَ
توضیح: شعر بر این نکته تأکید دارد که اگر با نیکان همنشین شوی، باید راه و رسم آن ها را دنبال کنی تا به کمال برسی.
۳. نظامی گنجوی ( در وصف پیر و مرید ) در ادبیات حماسی و عاشقانه، اقتفاء به معنای تقلید مرید از مرشد است:
مریدِ او به دل و جان شد و بگفت:
به اقتفا به راهت می روم، زین پس
مرا در این سفر تو رهنما باش
همانطور که مشاهده می کنید، در تمام این موارد، اقتفاء به معنای �قدم نهادن در جای پای دیگری� و �پیروی از رویهٔ او� آمده است، و نه توقف کردن ( وقف ) .
در اینجا مثالی از نثر عرفانی از کتاب �نفحاتُ الأُنسِ مِن جَمیعِ النَفَحاتِ� اثر عبدالرحمن جامی ( همان نویسنده ای که قبلاً از او مثال نثر خواستید ) آورده شده است که دقیقاً به پیروی از بزرگان اشاره دارد:
📝 مثال نثری از جامی: �شیخ بزرگوار، شیخ علاءالدوله سمنانی، از جمله کسانی بود که در حفظ اقتفاء آثار شیخ نجم الدین کبری اهتمام می ورزید. او می گفت: هر طریقت و سلوکی که در آن نباشد اقتفاء کاملِ طریقِ استاد، جز نَزْوه ای بیش نیست و به مقصد نخواهد رسید. �
در این عبارت، جامی اشاره می کند که شیخ سمنانی بر این باور بود که هر راه سلوکی ( عرفانی ) که با پیروی دقیق و کامل ( اقتفاء ) از روش و سنت استادش همراه نباشد، صرفاً یک جوشش زودگذر و بی ثمر ( نَزْوه ) است و سالک را به مقصد نخواهد رساند.
اقتاف: در زبان عربی از ریشۀ قَفَا / یَقْفُو به معنای �دنبال کردن، پی روی کردن، اقتدا کردن� گرفته شده است.
🔹 ریشه و ساخت: واژۀ اِقْتِفَاء ( مصدرِ باب اِفْتِعال از فعل قَفَا ) : پس از ریشۀ قَفَا است، که در عربی یعنی: پیِ کسی رفتن، در پشتِ او حرکت کردن، دنبال کردن. در قرآن نیز این معنا به روشنی آمده است: �وَالَّذِینَ اقْتَفَوْا أَثَرَهُم بِإِحْسَانٍ� ( کهف/30 ) : یعنی کسانی که راه آنان را با نیکی پی گرفتند.
... [مشاهده متن کامل]
🔹 در کاربرد عرفانی و ادبی: در متون عرفانی و ادبی �اقتفاء� معمولاً در معنای پیروی از آثار اولیاء یا انبیا به کار می رود؛ مانند: �اقتفاء آثار رسولان و اولیاء صراطِ مستقیم است. � و نیز: �عارفِ حقیقی، مقتفیِ آثارِ حق است نه تابعِ رسومِ خلق. �
🔹 نمونه هایی از ادب فارسی با ریشه ی عربی: در نثر فارسیِ متصوفه نیز تعبیر هایی چون: �اقتفاء آثار مشایخ� و �مقتفیِ اثرِ عقل و عشق� بسیار دیده می شود.
🔹 ریشه و ساخت: واژۀ اِقْتِفَاء ( مصدرِ باب اِفْتِعال از فعل قَفَا ) : پس از ریشۀ قَفَا است، که در عربی یعنی: پیِ کسی رفتن، در پشتِ او حرکت کردن، دنبال کردن. در قرآن نیز این معنا به روشنی آمده است: �وَالَّذِینَ اقْتَفَوْا أَثَرَهُم بِإِحْسَانٍ� ( کهف/30 ) : یعنی کسانی که راه آنان را با نیکی پی گرفتند.
... [مشاهده متن کامل]
🔹 در کاربرد عرفانی و ادبی: در متون عرفانی و ادبی �اقتفاء� معمولاً در معنای پیروی از آثار اولیاء یا انبیا به کار می رود؛ مانند: �اقتفاء آثار رسولان و اولیاء صراطِ مستقیم است. � و نیز: �عارفِ حقیقی، مقتفیِ آثارِ حق است نه تابعِ رسومِ خلق. �
🔹 نمونه هایی از ادب فارسی با ریشه ی عربی: در نثر فارسیِ متصوفه نیز تعبیر هایی چون: �اقتفاء آثار مشایخ� و �مقتفیِ اثرِ عقل و عشق� بسیار دیده می شود.