افمان

پیشنهاد کاربران

پیشنهادِ واژه ای پارسی به جای " حیث التفاتی/ قصدیت" با یاری گرفتن از واژه یِ " اَفمان":
به جایِ واژگانِ" حیث التفاتی" و " قصدیت"، می توان به زیبایی از واژه یِ " اَفمان/اَفمانِش/اَفمانه" بهره گرفت. براستی که بکارگیریِ واژه ی "اَفمان" به معنایِ "قصد، منظور" بسیار شایسته تر از خودِ واژگانِ " حیث التفاتی یا قصدیت" است. چرا؟
...
[مشاهده متن کامل]

چون واژه یِ "حیث التفاتی" از آنروی بکار می رود که ما همواره " به" چیزی " می اندیشیم". به دیگر سخن، عملِ "اَندیشیدن" همواره "به" چیزی است.
در واژه یِ "اَفمان =اَف. مان" ، پیشوندِ "اَف" عملگری برای نشان دادنِ "به، به سوی" است و " مان" از ریشه ی اوستاییِ "مَن" همان "اندیشیدن" است ( اندیشیدن به چیزی ) .
. . . . . . .
روشِ برخورد با واژه یِ " اَفمان" در گزاره ها بمانند واژه یِ " گُمان:گُ. مان" خواهد بود.
به باورِ من، به جایِ واژه یِ "حیث التفاتی" می توان از واژگان " اَفمانِش/ اَفمانِشمندی: اَف. مان. ِش. مند. ی" نیز بهره گرفت.
در این باره به زیرواژه یِ " اَفمان" در همین تارنما نگاه بیاندازید.
. . . . . .
رُک بگویم، این درست و بجاترین پیشنهادم در زمینه واژه گزینی بوده است. همه چیز جفت و جور است.

پیشنهاد واژه :
به جایِ " قصد کردن، نیت کردن، میل کردن " می توان از واژه یِ " abhi - man " در زبانِ سانسکریت یاری گرفت.
در زبانِ سانسکریت پیشوندِ " abhi " به چمِ " به سوی، به ، بر " بوده است که با پیشوندِ " اَف" در زبانِ پارسی همریشه و همکارکرد است.
...
[مشاهده متن کامل]

از سویِ دیگر، " مَن:man" در سانسکریت همان " مَن:man" در زبانِ اوستایی است که در زبانِ پارسی نیز درواژگانی همچون " گُمان، مَنِش و. . . " دیده می شود.
در واژه یِ " گُمان" ، " گُ " پیشوند است و اکنون به جایِ پیشوندِ " گُ" ، پیشوندِ " اَف" را می نشانیم و به همانگونه ای که واژه یِ " گُمان" را در گزاره ها بکار می بریم، اینبار از واژه یِ " اَفمان"بهره می گیریم ولی در معنای " قصد کردن، نیت کردن، میل کردن ".
پس داریم :
اَفمان کردن = اَفمانیدن = قصد کردن، نیت کردن، میل کردن . . . . . ( بسنجید با گُمان کردن )
اَفمان/ اَفمانِش داشتن = قصد داشتن، نیت داشتن، میل داشتن . . . . . ( بسنجید با گُمان داشتن )
اَفمانه = قصد، نیت، میل . . . . . . ( بسنجید با گُمانه )
" اَف " در اینجا به چمِ " به، به سوی " است و " مان/ مَن " به چمِ " اَندیشیدن".
پس رویهم رفته " اَفمان کردن/ داشتن" به چمِ " به/به سویِ چیزی نظر کردن/داشتن و اندیشیدن" است که همان " قصد کردن، نیت کردن، میل کردن" است.
. . . . . . .
پَسگشت :
روبرگهای 125 و 135 از نبیگ " فرهنگ سَنسکریت/فارسی" ( جلالی نائینی )

افمانافمان