افاده
/~efAde/
مترادف افاده: باد، پز، تبختر، تفرعن، تکبر، خودبینی، فیس، منی، نخوت، بهره دهی، سودرسانی
برابر پارسی: خود بینی، خودبرتری، خودنمایی
معنی انگلیسی:
لغت نامه دهخدا
- افاده کردن ؛ کبر نمودن. فیس کردن. ( یادداشت بخط مؤلف ). بخود بستن فضل و شرف. ( ناظم الاطباء ). افاده فروختن. رجوع به افاده فروختن و کردن شود.
- بی افاده ؛ بی کبر. بی نخوت. غیرمتکبر.
- پرافاده ؛ پرنخوت. بسیار متکبر. بسیار خودبین.
|| مأخوذ از تازی ؛ بخشش. فایده. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
۱ - ( مصدر ) فایده دادن سود رسانیدن ۲ - ( اسم ) تکبر خودبینی . جمع : افادات . یا افاد. کلام . مفهوم سخن معنی آن .
فایده گرفتن . کسب فائده کردن
فرهنگ معین
فرهنگ عمید
۲. فایده دادن، فایده رساندن.
۳. فایده گرفتن.
جدول کلمات
مترادف ها
تکبر، غرور، عظمت، افتخار، مباهات، فخر، سرافرازی، برتنی، افاده، سبب مباهات
افاده، رفتار از روی خودستایی، افاده فروشی
افاده
فارسی به عربی
پیشنهاد کاربران
واژه ی اصیل فارسی ( و نه عربی ) افاده به روش تجزیه و ترکیب دبستانی بصورت: ا ف ا د ه، با تلفظ های؛ الف ف الف دال ه یا الف فا الف دال ها، با توضیح کوتاه و فشرده به شرح زیر؛ سه حرف؛ ا ف ا، در ردیف حروف الفبای فارسی به ترتیب معادل اعداد ۱ ۲۳ ۱ میباشند و عدد ۲۳ با تلفظ سه و دو یا دو و سه مساوی با پنج و در بین دوتا یک به شکل؛ ۱ ۵ ۱ با تلفظ یک پنج یک برابر با دو تا پنج و در کنار هم بصورت زوج عددی ۵۵ ( از طرفی دیگر این سه حرف در پیوند با هم به شکل افا، حالت جمع اف میباشد یعنی اف ها؛ ۱ ۳۲ ها یا ۱ ۵ ها ) و حرف د ( دال ) معادل عدد ۱۰ و حرف ه در آخر کلمه حرف اول کلمه ی وجودی یعنی هست بوده .
... [مشاهده متن کامل]
لذا این واژه به احتمال قوی یا قریب به یقین از طریق بازی کردن با حروف و اعداد ساخته شده و از دیدگاه واژه سازان ماهر و خبره در میدان ناپیدای بازی کابلا با مرجعیت غیبی و نامعلوم، اشاره به دهگان های ملکوتی یا آسمانی هرکدام از افراد انسانی و دو جنسیتی بودن آنها داشته؛ مشتمل بر ۵ یک یا گان مردانه و شاهانه و ۵ یک یا گان زنانه و ملکهانه، جملگی خودی و غیر بیگانه از هم، پاراپارادیزی، فرافردوسی یا بهشت برینی و جاودانه.
پیشوایان و مراجع تقلید پیرو سه دین ابراهیمی یعنی یهودیت و مسیحیت و اسلام، به نفع قصه ی افسانه ای آدم و آدمه ی تورائی یا بابا آدم و ننه حوای بنیانگذاران و مخترعین یوغ های سنگین و سبک شرایع این سه دین و به ضرر حقیقت، معنای منفی به واژه ی " افاده " بخشیده اند.
... [مشاهده متن کامل]
لذا این واژه به احتمال قوی یا قریب به یقین از طریق بازی کردن با حروف و اعداد ساخته شده و از دیدگاه واژه سازان ماهر و خبره در میدان ناپیدای بازی کابلا با مرجعیت غیبی و نامعلوم، اشاره به دهگان های ملکوتی یا آسمانی هرکدام از افراد انسانی و دو جنسیتی بودن آنها داشته؛ مشتمل بر ۵ یک یا گان مردانه و شاهانه و ۵ یک یا گان زنانه و ملکهانه، جملگی خودی و غیر بیگانه از هم، پاراپارادیزی، فرافردوسی یا بهشت برینی و جاودانه.
پیشوایان و مراجع تقلید پیرو سه دین ابراهیمی یعنی یهودیت و مسیحیت و اسلام، به نفع قصه ی افسانه ای آدم و آدمه ی تورائی یا بابا آدم و ننه حوای بنیانگذاران و مخترعین یوغ های سنگین و سبک شرایع این سه دین و به ضرر حقیقت، معنای منفی به واژه ی " افاده " بخشیده اند.
افاده. [ اِ دَ / دِ ] ( از ع ، اِمص ) در تداول عامیانه ، کبر. برتنی. خودفروشی. تکبر. فیس. نخوت. عجب. ( یادداشت بخط مؤلف ) . مأخوذ از تازی ، اظهار فضل و شرف در صورتی که دارای آن نباشد. ( ناظم الاطباء ) .
... [مشاهده متن کامل]
- افاده کردن ؛ کبر نمودن. فیس کردن. ( یادداشت بخط مؤلف ) . بخود بستن فضل و شرف. ( ناظم الاطباء ) . افاده فروختن. رجوع به افاده فروختن و کردن شود.
- بی افاده ؛ بی کبر. بی نخوت. غیرمتکبر.
- پرافاده ؛ پرنخوت. بسیار متکبر. بسیار خودبین.
|| مأخوذ از تازی ؛ بخشش. فایده. ( ناظم الاطباء ) .
منبع. لغت نامه دهخدا
... [مشاهده متن کامل]
- افاده کردن ؛ کبر نمودن. فیس کردن. ( یادداشت بخط مؤلف ) . بخود بستن فضل و شرف. ( ناظم الاطباء ) . افاده فروختن. رجوع به افاده فروختن و کردن شود.
- بی افاده ؛ بی کبر. بی نخوت. غیرمتکبر.
- پرافاده ؛ پرنخوت. بسیار متکبر. بسیار خودبین.
|| مأخوذ از تازی ؛ بخشش. فایده. ( ناظم الاطباء ) .
منبع. لغت نامه دهخدا
افاده : بیان ( معنای حقیقی )
مترادف افاده در زبان سنگسری ( یَنگ ) می باشد
آدمی که فقط خودشو قبول داره
درفقه: فایده
مثل: افاده ملکیت
مثل: افاده ملکیت
فیس وافاده. . پز . .
فیس