اغاردن

لغت نامه دهخدا

( آغاردن ) آغاردن. [ دَ ] ( مص ) آغاریدن.
اغاردن. [ اَ دَ ] ( مص ) آغاردن و سرشتن. ( ناظم الاطباء ). سرشته کردن. ( از برهان ) ( آنندراج ). || بهم آمیختن. ( ناظم الاطباء ). درهم آمیختن. ( از برهان ) ( از آنندراج ). || خیسانیدن. ( ناظم الاطباء ) ( از برهان ) ( از آنندراج ). || برانگیزانیدن و تحریک نمودن. برانگیختن به جنگ. ( ناظم الاطباء ). برانگیزاندن و تحریک کردن بجنگ و حرب. ( از برهان ) ( آنندراج ). و رجوع به آغاردن شود.

فرهنگ معین

( آغاردن ) (دَ ) (مص م . ) آغاریدن .

فرهنگ عمید

( آغاردن ) ۱. تر کردن، خیسانیدن، نم کردن: پولاد نرم کی شود و شیرین / گرچه در انگبینْش بیاغاری (ناصرخسرو: ۴۸۹ ).
۲. سرشتن، آمیختن.
۳. (مصدر لازم ) نم کشیدن، خیسیدن.

پیشنهاد کاربران

آغاردن خیساندن است از آغار بمعنی رطوبت. جولیوس پوکورنی آنرا از یک ریشه پیش هند و اروپایی ( PIE ) به معنی شیر و کره میداند که فقط در زبانهای آریایی بکار رفته ولی جانی چیونگ آنرا از یک ریشه دیگر PIE میداند به معنی چکیدن یا نم دادن که در نمودار زیر نشان داده شده.
اغاردناغاردن
منبع. عکس فرهنگ ریشه واژگان فارسی دکتر علی نورایی
زبان های ترکی�در چند مرحله بر�زبان فارسی�تأثیر گذاشته است. نخستین تأثیر زبان ترکی بر پارسی، در زمان حضور سربازان تُرک در ارتش�سامانیان�روی داد. پس از آن، در زمان فرمان روایی�غزنویان، �سلجوقیان�و پس از�حملهٔ مغول، تعداد بیشتری�وام واژهٔ�ترکی به زبان فارسی راه یافت؛ اما بیشترین راه یابی واژه های ترکی به زبان فارسی در زمان فرمانروایی�صفویان، که ترکمانان�قزلباش�در تأسیس آن نقش اساسی داشتند، و�قاجاریان�بر ایران بود.
...
[مشاهده متن کامل]

• منابع ها. تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. اول و دوم، انتشارات ققنوس، ۱۳۷۴
• تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. سوم، انتشارات بدیهه، ۱۳۷۴
• حسن بیگ روملو، �احسن التواریخ� ( ۲ جلد ) ، به تصحیح�عبدالحسین نوایی، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۴۹. ( مصحح در پایان جلد اول شرح مفصل و سودمندی از فهرست لغات�ترکی�و�مغولی�رایج در متون فارسی از سده هفتم به بعد را نوشته است )
• فرهنگ فارسی، محمد معین، انتشارات امیر کبیر، تهران، ۱۳۷۵
• غلط ننویسیم، ابوالحسن نجفی، مرکز نشر دانشگاهی، تهران، ۱۳۸۶
• فرهنگ کوچک زبان پهلوی، دیوید نیل مکنزی، ترجمه مهشید فخرایی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ۱۳۷۹

اغاردناغاردناغاردناغاردن
آغاردن، آغاریدن ، به چم ( خیساندن ) پارسی هستند
در زبان آریایی سانسکریت نیز آمده است.
و همچنین واژه ایرلندیGERT از واژه ( آغاردن، آغاریدن ) ریشه دارد.
( مشاهده در تصویر پایین )
پَسگشت ( =مرجع ) :چنانکه در برگه66 از نبیگ ( فرهنگ ریشه های هند و اروپایی زبان پارسی ) آمده است.
اغاردن
کارواژه یِ ( آغاردن یا آغاریدن ) در زبانِ پارسی به چمِ ( خیساندن ) نیز می باشد. جالب است که بدانید در زبانِ ایرلندیِ میانه نیز واژه یِ Gert را داریم که نشان می دهد این واژگان از یک بُن و ریشه هستند.
آغاردن = آغاریدن : خیس کردن و سیراب کردن ( ب )