اعد

لغت نامه دهخدا

اعد. [ اَ ع َدد ] ( ع ن تف ) آماده تر. حاضرتر. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

( صفت ) آماده تر مهیا تر .

فرهنگ معین

(اَ عَ دّ ) [ ع . ] (ص تف . ) آماده تر، مهیاتر.

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] معنی أَعَدَّ: آماده نمود
معنی عَادَ: برگشت
معنی عَادٌ: نام قوم حضرت هود (علی نبینا وعلیه السلام)(مردمی عرب از انسانهای ما قبل تاریخ بوده و در جزیره زندگی میکردهانددرقرآن کریم از آنان به "عاد اولی" تعبیر شده ، و از آن به دست میآید که عاد دومی نیز بوده ،مردمی بودهاند که در احقاف زندگی میکردند و احقاف که جم...
ریشه کلمه:
عدد (۵۷ بار)

پیشنهاد کاربران

در سوره دهر یا انسان آیه 31 قرآن کریم آورده شده است:
یُدْخِلُ مَن یَشَاءُ فِی رَحْمَتِهِ وَالظَّالِمِینَ أَعَدَّ لَهُمْ عَذَاباً أَلِیماً
خداوند هرکس را بخواهد ( مشمول رحمت خود می سازد و ) به بهشت خویش داخل می گرداند ، ولی برای ستمکاران عذاب دردناکی را فراهم ساخته است