لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ۱ - ضایع کردن تباه ساختن تلف کردن : اضاعت اموال . ۲ - تیمار نکردن بی تیمار گذاشتن .
ضایع کردن .
فرهنگ معین
فرهنگ عمید
۲. ناچیز کردن.
۳. بسیار شدن ضیاع کسی، بسیار شدن آب و زمین کسی.
پیشنهاد کاربران
تلف کردن |
لیس اشق علی النفس و لا ادعی الی اضاعة الوقت. .
یومیات نائب فی الاریاف، لتوفیق الحکیم، ص50
لیس اشق علی النفس و لا ادعی الی اضاعة الوقت. .
یومیات نائب فی الاریاف، لتوفیق الحکیم، ص50