اصلاندوز
/~aslAnduz/
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
دانشنامه عمومی
اصلاندوز، شهری در بخش مرکزی شهرستان اصلاندوز در استان اردبیل ایران است. [ ۱] این شهر، مرکز شهرستان اصلاندوز است. [ ۲]
اصلاندوز در شمال استان اردبیل واقع شده است که، از شمال به رود ارس و مرز ایران و کشور جمهوری آذربایجان، از جنوب به شهرستان بیله سوار مغان و گرمی مغان، از شرق به بخش مرکزی شهرستان پارس آباد مغان و از غرب به شهرستان خدا آفرین استان آذربایجان شرقی محدود است.
از آثار تاریخی این شهر می توان به تپه نادری و سد میل مغان اشاره کرد.
• منطقه محافظت شدهٔ مغان
• عشایر شاهسون اصلاندوز
• سد میل مغان اصلاندوز
• حاشیه رود آراز یا ارس
• قیز قلعه سی اصلاندوز
• رودخانه دره یورت ( قره سو )
• پیر آغاجی
• مقصودلوی کورعباسلو
• تپه شاه مقصودلوی کورعباسلو
• مزارع و کشتزارهای منطقه اصلاندوز
• مزارع و شالیزارهای زیبا و دیدنی پنبه و برنج اصلاندوز مغان
• برج تاریخی قارلوجا
• تپه های تاریخی گوزل لی، بوران و ایدیر
• محوطه تاریخی و اوجاق کول تپه
• منطقه حفاظت شده پرورش آهوی مغان
• باغات شلیل روستاهای مقصودلو
• مراتع دیم در اطراف کوه آغ داغ[ ۳]
بر پایه سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۹۵، جمعیت شهر اصلاندوز برابر با ۶٬۳۴۸ نفر ( ۱٬۷۶۰ خانوار ) بوده است. [ ۴]
جیمز موریر، مؤلف «ماجراهای حاجی بابای اصفهانی»، [ ۵] که دویست سال پیش از اصلاندوز دیدن کرده شهر را چنین توصیف می کند، "وقتی به اصلاندوز رسیدیم، به جای روستا، مکانی را یافتیم شامل مجموعه ای از سرپناه هایی که تعدادی ایلات بدبخت فرار کرده از اراضی روسیه با نی و نمد برپا کرده بودند. در اینجا تپه ای مصنوعی مخروطی شکلی بود منسوب به تیمور لنگ، که ایرانیان با کشیدن نرده ای در اطراف آن را به صورت سنگری برای دفاع از سواحل ارس آماده می کردند. . . . "[ ۶]
در اواخر دهه ۱۳۲۰، بر اساس جلد چهارم فرهنگ جغرافیایی ایران، [ ۷] اصلاندوز ۲۵ تن سکنه داشت. [ ۸]
نبرد اصلاندوز میان ایران و روسیه ( اکتبر ۱۸۱۲ ) که به شکست ایران و امضای عهدنامه گلستان انجامید در این مکان انجام یافته است. [ ۹]
تپه نادری یکی از آثار تاریخی اصلاندوز می باشد که توسط نادرشاه افشار ایجاد شده است و شخص نادرشاه در این تپه تاج گذاری کرده است.
این نوشته برگرفته از سایت ویکی پدیا می باشد، اگر نادرست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید: گزارش تخلفاصلاندوز در شمال استان اردبیل واقع شده است که، از شمال به رود ارس و مرز ایران و کشور جمهوری آذربایجان، از جنوب به شهرستان بیله سوار مغان و گرمی مغان، از شرق به بخش مرکزی شهرستان پارس آباد مغان و از غرب به شهرستان خدا آفرین استان آذربایجان شرقی محدود است.
از آثار تاریخی این شهر می توان به تپه نادری و سد میل مغان اشاره کرد.
• منطقه محافظت شدهٔ مغان
• عشایر شاهسون اصلاندوز
• سد میل مغان اصلاندوز
• حاشیه رود آراز یا ارس
• قیز قلعه سی اصلاندوز
• رودخانه دره یورت ( قره سو )
• پیر آغاجی
• مقصودلوی کورعباسلو
• تپه شاه مقصودلوی کورعباسلو
• مزارع و کشتزارهای منطقه اصلاندوز
• مزارع و شالیزارهای زیبا و دیدنی پنبه و برنج اصلاندوز مغان
• برج تاریخی قارلوجا
• تپه های تاریخی گوزل لی، بوران و ایدیر
• محوطه تاریخی و اوجاق کول تپه
• منطقه حفاظت شده پرورش آهوی مغان
• باغات شلیل روستاهای مقصودلو
• مراتع دیم در اطراف کوه آغ داغ[ ۳]
بر پایه سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۹۵، جمعیت شهر اصلاندوز برابر با ۶٬۳۴۸ نفر ( ۱٬۷۶۰ خانوار ) بوده است. [ ۴]
جیمز موریر، مؤلف «ماجراهای حاجی بابای اصفهانی»، [ ۵] که دویست سال پیش از اصلاندوز دیدن کرده شهر را چنین توصیف می کند، "وقتی به اصلاندوز رسیدیم، به جای روستا، مکانی را یافتیم شامل مجموعه ای از سرپناه هایی که تعدادی ایلات بدبخت فرار کرده از اراضی روسیه با نی و نمد برپا کرده بودند. در اینجا تپه ای مصنوعی مخروطی شکلی بود منسوب به تیمور لنگ، که ایرانیان با کشیدن نرده ای در اطراف آن را به صورت سنگری برای دفاع از سواحل ارس آماده می کردند. . . . "[ ۶]
در اواخر دهه ۱۳۲۰، بر اساس جلد چهارم فرهنگ جغرافیایی ایران، [ ۷] اصلاندوز ۲۵ تن سکنه داشت. [ ۸]
نبرد اصلاندوز میان ایران و روسیه ( اکتبر ۱۸۱۲ ) که به شکست ایران و امضای عهدنامه گلستان انجامید در این مکان انجام یافته است. [ ۹]
تپه نادری یکی از آثار تاریخی اصلاندوز می باشد که توسط نادرشاه افشار ایجاد شده است و شخص نادرشاه در این تپه تاج گذاری کرده است.

wiki: اصلاندوز
دانشنامه آزاد فارسی
اَصلاندوز
شهری مرزی در استان اردبیل، شهرستان پارس آباد، و مرکز اداری بخش اصلاندوز. با ارتفاعی حدود ۱۷۰ متر، در ناحیه ای نیمه کوهستانی، در۴۸.۵کیلومتری جنوب غربی پارس آباد، محل تلاقی رودهای قره سو و ارس، و سر راه پارس آباد به جلفا، قرار دارد. اقلیم این شهر، معتدلِ مایل به گرم و نیمه خشک و جمعیت آن ۲,۸۴۰ نفر است.
شهری مرزی در استان اردبیل، شهرستان پارس آباد، و مرکز اداری بخش اصلاندوز. با ارتفاعی حدود ۱۷۰ متر، در ناحیه ای نیمه کوهستانی، در۴۸.۵کیلومتری جنوب غربی پارس آباد، محل تلاقی رودهای قره سو و ارس، و سر راه پارس آباد به جلفا، قرار دارد. اقلیم این شهر، معتدلِ مایل به گرم و نیمه خشک و جمعیت آن ۲,۸۴۰ نفر است.
wikijoo: اصلاندوز
پیشنهاد کاربران
با سلام به همه
و احترام به تمامی نظرات.
معنی کلمات ترکی را باید فقط و فقط یک متخصصی که تخصص در ترکی دارد بیان کند و تمام و یا اکثر معانی و تفسیرهای گفته شده در دیکشنری های فارسی از عهد قدیم تا جدید ، این معانی را به اشتباه بیان کرده اند و می کنند.
... [مشاهده متن کامل]
دوز در ترکی 6 معنی دارد که البته با توجه به شکل آوایی آن ، معانی متفاوتی از آن درک می شود:
1 - ریشه فعل چیدن ( چینش ) - سرجای درست قرار دادن. مثال : بشقابلاری دوز : یعنی بشقاب ها را بچین ، بشقاب ها را بطور مناسب قرار بده.
2 - ریشه ی فعل منتظر بودن . مثال : بیراز دوز ( Bir az D�z ) : یعنی کمی صبر کن.
3 - نمک . مثال دوز وور ( Duz Vur ) یعنی نمک بزن.
4 - درست و بجا. دوز ددی ( D�z dedi ) یعنی درست گفت - کاملا صحیح
5 - مسطح و دشت و سرزمین جلگه ای. دوز یرده اکین ( D�z yerdə Əkin ) یعنی در جای مسطح بکارید.
6 - عمود یا قائم. مثال : دوز دیواردان چیخان ( D�z Divardan �ixan ) یعنی کسی که از دیوار قائم بالا میره.
از بین 6 معنی بالا ، 5 مورد اول بسیار پر کاربرد و مورد آخری کم کاربرد هست.
حالا بنظر شما اصلان که بعضی جاها رسلان هم گفته میشه یعنی شیر ، به کدوم میخوره؟ معلومه به شماره ی 5 و میشه سرزمین شیر یا دشت شیر یا جلگه ای که در آن شیر هم زندگی می کنه.
و کسی که دوز را دژ معنی کرده مثل این که Book انگلیسی را کوه معنی کرده باشه.
در ضمن دیوار شکل فارسی دووار ترکی هست. چرا؟ چون "دو ( Du ) " مخفف دور یعنی در جا ایستاده و چیز بی تحرک هست و "وار" ( Var ) یعنی موجود بودن - هست ، هستی داشتن - زندگی داشتن - پایدار بودن - غیر قابل منسوخ شدن یا بودن و . . . در کل چی میشه ؟ یعنی چیزی که سر پا هست و بی تحرک . آیا این به معنی دیوار فارسی نمی خوره؟ بنابراین خواستم با کمال احترام و بصورت علمی ، معنی رو توضیح بدم و متاسفانه و یا خوشبختانه کلمات بسیاری هستند که در فارسی و ترکی کاملا و یا تقریبا به یک شکل هستند و خوانده می شوند . آنهایی که معنی معادل در ترکی دارند یعنی از ترکی به فارسی رفته اند و ممکن هم هست که یک کلمه ی کاملا یکسان ، معنی متفاوتی در دو زبان داشته باشد.
چون در بالا و در مثال ها بشقاب هم بود خواستم بگویم که بشقاب هم یک کلمه ی ترکی هست : بوش ( BoŞ ) یعنی خالی قاب : یعنی ظرف. و بنابراین در غذا خوردن میگوییم بشقاب بده ، یعنی یک ظرف خالی بده که غذا توش ریخته بشه و به مرور این کلمه در 90 درصد موارد به ظرف مشخصی که هم اکنون می شناسیم نسبت داده میشه.
یکی از دوستان باراندوز را دژ باران معنی کرده ، توضیح دادم که دژ کلا منسوخ و اشتباه هست و اما باران آن باران فارسی نیست ، درستش بارین دوز هست. بارین از باریندیران یعنی - شکوفا کننده - محل رشد و تکثیر - سرزمین یا مکان روییدن . و بنابراین بارین دوز یعنی دشت حاصلخیز - دشت . . . دیگه خودتون کلمات خوب را مثل مغز پسته براش بچینید.
و احترام به تمامی نظرات.
معنی کلمات ترکی را باید فقط و فقط یک متخصصی که تخصص در ترکی دارد بیان کند و تمام و یا اکثر معانی و تفسیرهای گفته شده در دیکشنری های فارسی از عهد قدیم تا جدید ، این معانی را به اشتباه بیان کرده اند و می کنند.
... [مشاهده متن کامل]
دوز در ترکی 6 معنی دارد که البته با توجه به شکل آوایی آن ، معانی متفاوتی از آن درک می شود:
1 - ریشه فعل چیدن ( چینش ) - سرجای درست قرار دادن. مثال : بشقابلاری دوز : یعنی بشقاب ها را بچین ، بشقاب ها را بطور مناسب قرار بده.
2 - ریشه ی فعل منتظر بودن . مثال : بیراز دوز ( Bir az D�z ) : یعنی کمی صبر کن.
3 - نمک . مثال دوز وور ( Duz Vur ) یعنی نمک بزن.
4 - درست و بجا. دوز ددی ( D�z dedi ) یعنی درست گفت - کاملا صحیح
5 - مسطح و دشت و سرزمین جلگه ای. دوز یرده اکین ( D�z yerdə Əkin ) یعنی در جای مسطح بکارید.
6 - عمود یا قائم. مثال : دوز دیواردان چیخان ( D�z Divardan �ixan ) یعنی کسی که از دیوار قائم بالا میره.
از بین 6 معنی بالا ، 5 مورد اول بسیار پر کاربرد و مورد آخری کم کاربرد هست.
حالا بنظر شما اصلان که بعضی جاها رسلان هم گفته میشه یعنی شیر ، به کدوم میخوره؟ معلومه به شماره ی 5 و میشه سرزمین شیر یا دشت شیر یا جلگه ای که در آن شیر هم زندگی می کنه.
و کسی که دوز را دژ معنی کرده مثل این که Book انگلیسی را کوه معنی کرده باشه.
در ضمن دیوار شکل فارسی دووار ترکی هست. چرا؟ چون "دو ( Du ) " مخفف دور یعنی در جا ایستاده و چیز بی تحرک هست و "وار" ( Var ) یعنی موجود بودن - هست ، هستی داشتن - زندگی داشتن - پایدار بودن - غیر قابل منسوخ شدن یا بودن و . . . در کل چی میشه ؟ یعنی چیزی که سر پا هست و بی تحرک . آیا این به معنی دیوار فارسی نمی خوره؟ بنابراین خواستم با کمال احترام و بصورت علمی ، معنی رو توضیح بدم و متاسفانه و یا خوشبختانه کلمات بسیاری هستند که در فارسی و ترکی کاملا و یا تقریبا به یک شکل هستند و خوانده می شوند . آنهایی که معنی معادل در ترکی دارند یعنی از ترکی به فارسی رفته اند و ممکن هم هست که یک کلمه ی کاملا یکسان ، معنی متفاوتی در دو زبان داشته باشد.
چون در بالا و در مثال ها بشقاب هم بود خواستم بگویم که بشقاب هم یک کلمه ی ترکی هست : بوش ( BoŞ ) یعنی خالی قاب : یعنی ظرف. و بنابراین در غذا خوردن میگوییم بشقاب بده ، یعنی یک ظرف خالی بده که غذا توش ریخته بشه و به مرور این کلمه در 90 درصد موارد به ظرف مشخصی که هم اکنون می شناسیم نسبت داده میشه.
یکی از دوستان باراندوز را دژ باران معنی کرده ، توضیح دادم که دژ کلا منسوخ و اشتباه هست و اما باران آن باران فارسی نیست ، درستش بارین دوز هست. بارین از باریندیران یعنی - شکوفا کننده - محل رشد و تکثیر - سرزمین یا مکان روییدن . و بنابراین بارین دوز یعنی دشت حاصلخیز - دشت . . . دیگه خودتون کلمات خوب را مثل مغز پسته براش بچینید.
در پاسخ به کاربر شهریار آریابد: دوز بر گرفته از دژ نیست و خود معنای مستقل و مشخص ترکی دارد و در جعرافیا به معنی منطقه و دشت محسوب می شود . اصلان دوز نیز به معنی دشت شیر است . ضمنا ترکانی که وارد آزربایجان
... [مشاهده متن کامل]
... [مشاهده متن کامل]
شدند مانند تمام ترکان دیگر دنیا آلتای از ریشه های سرزمینی آنها بود نه آن که از آلتای آمده باشند .
معنی اصلاندوز : اصلان به معنی شیر و دوز به معنی بیشه ودشت است یعنی دشت شیر
اصلان دوز از اصلان به معنای شیر ترکی دوز به معنای وایستادن ، صبر کردن، استقامت کردن و ایستادن هست
اصلاندوز یعنی استقامت شیر مثل اسم های پرتقالی و اسپانیای هستن برخی اسامی ترکی
مثل مونته نگرو یعنی کوه دیدم که این شکل در زبان های دیگر هم به چشم میخورد
اصلاندوز یعنی استقامت شیر مثل اسم های پرتقالی و اسپانیای هستن برخی اسامی ترکی
مثل مونته نگرو یعنی کوه دیدم که این شکل در زبان های دیگر هم به چشم میخورد
آصلاندوز با اون قدمتش الان خرابه ای بیش نیست
شهریار آریابد
واژه " اصلاندوز "یک واژه ترکی است به معنای " دژ شیر " و نام یکی از شهرهای استان آرتاویل می باشد و پس از چیرگی ترکان آلتایی که برخی از نام شهرها و روستا ها را به ترکی برگرداندند و یا ریخت ترکی به آنها دادند، نام این شهر نیز که در روزگار ساسانیان "شیردژ " بودبه ترکی دگرگون شد، بخش نخست " شیر" به" اصلان" و بخش دوم " دژ " که در زبان ترکی برای آن معادلی نبود به گونه " دوز " خوانده شد ، از این دست نام ها در ایران بسیار دیده می شود ، مانند : باران دوز ( باران دژ ) ، روان دوز ( روان دژ ) و . . .
... [مشاهده متن کامل]
واژه " اصلاندوز "یک واژه ترکی است به معنای " دژ شیر " و نام یکی از شهرهای استان آرتاویل می باشد و پس از چیرگی ترکان آلتایی که برخی از نام شهرها و روستا ها را به ترکی برگرداندند و یا ریخت ترکی به آنها دادند، نام این شهر نیز که در روزگار ساسانیان "شیردژ " بودبه ترکی دگرگون شد، بخش نخست " شیر" به" اصلان" و بخش دوم " دژ " که در زبان ترکی برای آن معادلی نبود به گونه " دوز " خوانده شد ، از این دست نام ها در ایران بسیار دیده می شود ، مانند : باران دوز ( باران دژ ) ، روان دوز ( روان دژ ) و . . .
... [مشاهده متن کامل]
درود
واژه اصلان دوز یک واژه ترکی است به معنای " دژ شیر " و نام یکی از شهرهای استان آرتاویل می باشد و پس از چیرگی ترکان آلتایی که برخی از نام شهرها و روستا ها را به ترکی برگرداندند و یا ریخت ترکی به آنها دادند، نام این شهر نیز که در روزگار ساسانیان "شیردژ " بودبه ترکی دگرگون شد، بخش نخست " شیر" به" اصلان" و بخش دوم " دژ " که در زبان ترکی برای آن معادلی نبود به گونه " دوز " خوانده شد ، از این دست نام ها در ایران بسیار دیده می شود ، مانند : باران دوز ( باران دژ ) ، روان دوز ( روان دژ ) و . . .
... [مشاهده متن کامل]
واژه اصلان دوز یک واژه ترکی است به معنای " دژ شیر " و نام یکی از شهرهای استان آرتاویل می باشد و پس از چیرگی ترکان آلتایی که برخی از نام شهرها و روستا ها را به ترکی برگرداندند و یا ریخت ترکی به آنها دادند، نام این شهر نیز که در روزگار ساسانیان "شیردژ " بودبه ترکی دگرگون شد، بخش نخست " شیر" به" اصلان" و بخش دوم " دژ " که در زبان ترکی برای آن معادلی نبود به گونه " دوز " خوانده شد ، از این دست نام ها در ایران بسیار دیده می شود ، مانند : باران دوز ( باران دژ ) ، روان دوز ( روان دژ ) و . . .
... [مشاهده متن کامل]