اصطلاح فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : کرُّو فَر - far Karru تجمّل، دبدبه، خودنمایی. مثال در گویش: با یک کرّ و فر آمد که گویا پادشاه شهر باشد، همیشه کرّ و فر کرده میگردد. به این معنی عثمان مختاری گفته است:
... [مشاهده متن کامل]
بیند فلک ترا چو زمانه به امر و نهی
یابد ترا زمانه چو گردون به کرّ و فر
کرّ و فر در اصل واژه عربی است و به معنی حمله و هجومی است که آوازه بیم انگیزی دارد، چنان که انوری گفته:
آن جا که کرّ و فر شبیخون قهر اوست
نصرت سلاح دار و نگهبان ممکن است
... [مشاهده متن کامل]
بیند فلک ترا چو زمانه به امر و نهی
یابد ترا زمانه چو گردون به کرّ و فر
کرّ و فر در اصل واژه عربی است و به معنی حمله و هجومی است که آوازه بیم انگیزی دارد، چنان که انوری گفته:
آن جا که کرّ و فر شبیخون قهر اوست
نصرت سلاح دار و نگهبان ممکن است