اشکانیان شمالی

لغت نامه دهخدا

اشکانیان شمالی. [ اَ نیا ن ِ ش َ / ش ِ / ش ُ ن ِ ] ( اِخ ) سلسله ای ازخاندان اشکانیان بودند که پس از انقراض اشکانیان ایران ، در ماوراء جیحون و سیحون همچنان باقی ماندند، چه برخی عقیده دارند که سلسله ای از اشکانیان در صفحات پُشت کوههای قفقاز و در دشت قبچاق هم سلطنت میکردند. سن مارتن گوید: اشکانیهای شمالی تا زمان نهضت هنها در قرن پنجم باقی بودند و در مقابل آتیلا عقب نشستند.بعد قسمتی از تبعه پادشاهان اشکانی در قفقاز و در کنار دریای بالتیک برقرار شدند و اعقاب آنها تا حال ( یعنی در اوایل قرن نوزدهم م. ) در آنجا هستند. قسمتی دیگر با مردمانی که امپراتوری روم را خراب کردند، مخلوط شدند و در مقابل هنها عقب نشستند و در سواحل اقیانوس اطلس برقرار گشتند. ( از تاریخ ایران باستان ج 3 ص 2613 و 2614 ). و رجوع به همان کتاب ص 2615 شود.

فرهنگ فارسی

سلسله یی از خاندان اشکانیان بودند که پس از انقراض اشکانیان ایران در ماورائ جیحون و سیحون همچنان باقی ماندند . چه برخی عقیده دارند که سلسله از اشکانیان در صفحات پشت کوههای قفقاز و در دشت قبچاق هم سلطنت میکردند .

پیشنهاد کاربران

هیچ کدام از شاهان تورکی که شما بهشان میبالید ذره ای رواداری دینی نداشته اند .
۱. محمود غزنوی هزاران هندو را در لشگرکشی به هند کشت و به سنت های ایشان بی احترامی کرد و اموالشان را به تاراج برد. همچین نفرت غزنویان از شیعیان به قدری زیاد بود که فردوسی را تاراندند و حسنک وزیر، وزیر خردمند و پاکدستشان را به جرم قرمطی بودن و گرفتن تحفه از فاطمیون مصر دار زدند. ( هرچند که اتهام او ثابت نشد و تهمت بدخواهان بود. )
...
[مشاهده متن کامل]

داستان ذکر بر دار کردن حسنک وزیر در تاریخ بیهقی روایت این رخداد است.
۲. تیمور لنگ چون خراسان زیر پرچم سربداران را شیعه یافت دست به شیعه کشی بزرگی زد که در تاریخ این حد از بی رحمی دیده نشده بود. این بلا را سر اصفهانی ها و. . . هم آورد.
۳. شاه اسماعیل صفوی چون به یکباره و بی مقدمه فرمان رسمیت مذهب شیعه را داد، مردم سخنش را گوش ندادند. و دست به سنی کشی زد. حداقل ۲۰هزار تبریزی به خاطر شیعه نشدن به دست اسماعیل صفوی کشته شده اند، ۲۰هزار آماری حداقلی است و منابع تاریخی از کشتار ۷۰هزار تبریزی سنی هم نوشته اند.
جالب اینجاست که یکی از مخالفان اصلی رسمیت شیعه در ایران آخوندهای شیعه بودند چرا که ناگهانی بودن این فرمان را خطری برای مذهب شیعه با شورش مردم میدانستند، و شاه اسماعیل چون نتوانست چندان یاوری برای گسترش شیعه بیابد حتی مجبور شد به علمای لبنانی رو اندازد، یکی از مشهور ترین این علمای لبنانی تبار شیخ بهایی بود که پدرش در زمان شاه تهماسب به ایران آمد. ( باز صد رحمت به بدو باد که افزون بر دین به دانش تجربی هم بها میداد. )
در زمان رسمیت مذهب شیعه تنها یک سوم ایران شیعه بود که غالبا در غرب خراسان ( که از زمان فردوسی و اسدی توسی و ابومنصور دقیقی و کسایی مروزی و ناصرخسرو قبادیانی رگه های شیعه گری داشت ) ، سیستان و شاید گیلان و مازندران بودند، فارس و اصفهان و آذربایجان و زاگرس و کرمان سنی بودند و بعدها در زمان صفوی شیعه شدند.
۴. شاه عباس صفوی به قاتل زرتشتیان معروف بود و دست به کشتار گسترده زرتشتیان ایران از شرق تا غرب زد، بسیاری را هم به مناطق مختلف ایران از جمله یزد و کرمان به زور تبعید کرد، شاه اسماعیل و عباس و سام/تهماسب صفوی که خود را از نسل شاهان ایران باستان و از دوده کیان میدانستند، چنان بلایی بر سر فرزندان معنوی کیانیان یعنی زرتشتیان آورند که هنوزه داغش بر دل ایشان است.
۵. ملاپرستی شاهان صفوی و علم کردن امثال مجلسی و ملایان خشک مغز دیگر دوگانگی شیعه - سنی را در ایران از این هم بیخ دار تر کرد که نتیجه آن شورش قبایل پشتون، قتل شاه صفوی که تا دیروزش سنی هارا انسان نمیشمرد، حکومت هوتکیان بر اصفهان، حکومت آزادخان افغان بر آذربایجان و جدایی ایران شرقی و غربی ( افغانستان و ایران امروزین ) برای همیشه از یکدیگر شد.
۶. ارمنی کشی و گرجی کشی و تبعید و حصر ایشان بدست شاهان صفوی را هم که با یک نگاه به فریدن و اصفهان میتوان دید و گفتن ندارد.
باز نادرشاه و دودمان افشار و سلاجقه را میتوان کمی در مسئله دین روادارتر یافت هرچند که ایشان هم بی نقص نبوده اند. در دوران قاجار اقلیت های دینی آزرده نمیشدند ولی خرافات بیش از پیش دامنگیر جامعه ایران شد.
حتی مغولان بسیار از شاهان صفوی و تیمور ی و گورکانی در بحث دین روادارتر بودند و چندان دنبال تغییر دین نبودند. تنها به مردم میگفتند "هر خدایی که دارید، به همان خدا برای سلامت خاقان دعا کنید. "
ما خشک مغزی ساسانیان را منکر نمیشویم، اگر ساسانیان بی ایراد بودند، به این سادگی ور نمی فتادند ولی خشک مغز خواند ساسانی و روشنفکر خواند شاهان ترک بی انصافی محض است.
این که مردمی در کار با اسب خوب باشند هم به هیچ وجه گواهی بر ترک بودن ایشان نیست.

منابع• https://fa.wikipedia.org/wiki/کوچ_اجباری_اهالی_مرو_به_امیرنشین_بخارا
ادامه
هخامنشیان آثار مادها را نابود نکردند، یک مادی به اندازه یک پارسی در امپراتوری ایشان ارجمند بود، چون خود هخامنشیان یک رگه مادی بودند! خود کوروش مادرش مادی بود! چرا باید مادی هارا نابود میکرد یا به حاشیه می راند یا آثارشان را از میان میبرد؟
...
[مشاهده متن کامل]

اشکانی زدایی ساسانی به خاطر کوتاهی اشکانیان در زنده سازی سنت ایری یا ایرانی بود، شاه اشکانی به صراحت روی سکه خودش را دوستدار یونان خطاب میکرد و از نظر فرهنگی از ایشان اثر میپذیرفت، حتی سربند معروف ایشان روی سکه هایشان ( به جای تاج ) یا بی ریش بودن شاهان نخستین اشکانی تحت تاثیر فرهنگ یونانی و رومی بود.
دین اشکانیان روشن نیست ولی به نظر می رسد زرتشتی بوده باشند یا حداقل آیینی نزدیک به زرتشت داشتند، چون از ایشان برخلاف هخامنشیان و همانند ساسانیان هیچ گوری یافت نشده ( درحالی که هخامنشیان و مادان که بسیار کهن تر بودند گور داشتند. )

ادامه
۴. اردوان واژه ای ایرانی به معنی نگهبان راستی است، از اَرد که در فارسی به معنی راستی است و بان یا وان ساخته شده است. اَرد را در اَردستان ( شهری در اصفهان، زادگاه خسرو انوشه روان ساسانی ) و اَردکان ( نام دو شهر یکی در یزد یکی در فارس ) و نام هایی از پهلوی ساسانی مانند اَرداویراف ( ویراف راستین، ویراف مقدس ) هم میتوان دید.
...
[مشاهده متن کامل]

نام های دیگر اشکانی
تیرداد=>بخشش و آفریده ایزد تیر ( تیر نام یک امشاسپند در ایین زرتشت است که نام یکی از ماه های تقویم ایرانی نیز هست. )
۲. فرهاد یا فرَهات=> از پیشوند فر یا فرا و هات به معنی آمدن است، به معنی به دست آمده. هنوزم در کردی و لکی هات به معنی آمدن است.
۳. مهرداد=>داده و آفریده ایزد مهر یا میترا، ایزد خورشید و نام یکی دیگر از نام های تقویم ایرانی
۴. خسرو=>ایرانی بودن این نام مشخص است و توضیح نمی خواهد. از خشثر در فارسی باستان میاید و نام چندین شخصیت ایرانی در شاهنامه و واقعیت است.
۵. کارن یا کاران=>از کار که اینجا به معنی کارزار و جنگ است و آن نسبی ساز.
۶. مهران
حالا می گوییم بلاش و سورنا و سنتروک و ونُن را نمی توان با قواعد امروزی زبان های ایرانی سازگار دانست، تیرداد و مهرداد و فرهاد و خسرو چی؟ چند سلسله باستانی ترک ( بجز آنها که متاثر از فرهنگ ایرانی بوده اند. ) چنین نام هایی در خود داشته اند؟

پاسخ به یاشار
۱. چیزی به نام قوم ترک ساکا وجود ندارد، وقتی نوشته های هخامنشی به قوم سکا اشاره میکنند مسلما به ترکان ساکن قطب شمال اشاره ندارند، بلکه به مردم افغانستان امروزی و دیگر ایرانیان شرقی اشاره میکنند. سرزمین سکاها سکستان یا سجستان نام داشته که سکستان همان سیستان است که میان ایران و افغانستان تقسیم شده و مردمش سکا یا سکزی هستند ( هم سنجی شود با مروزی به معنی اهل مرو یا رازی به معنی اهل ری. )
...
[مشاهده متن کامل]

ترکان ساخا در روسیه ارتباطی با سکا که همان سیستانی ها هستند در نوشته های ایرانی ندارند.
۲. شهر مرو تا ۲۵۰سال پیش فارسی زبان بود و جزو جغرافیای فرهنگی ایران بود، به خاطر بی لیاقتی قجرها با حملات ازبک ها و ترکمن ها شهر نابود شد و مردمش به سمرقند و بخارا در ازبکستان امروزی تبعید شدند، شماری از آنان هم که امروزه نام خانوادگی مروی یا مروزی دارند در ایران زندگی میکنند و از نسل همان مردم مرو ویران شده هستند.
تاجیک های مروی سمرقند و بخارا که از نسل ساکنان راستین مرو هستند به فارسی سخن میگویند.
امروزه دو مرو در ترکمنستان وجود دارد، یکی مرو امروزی که شهری کم سابقه است و به دست روس ها ساخته شده، یکی مرو کهن که شهری ویرانه است و در ۳۰کیلومتری شهر تازه قرار دارد.
۳. از زبان اشکانیان چندین نوشته ریز و درشت برجای مانده که کاملا دست مارا برای نوشتن دستور زبان برای آن و تحلیل متون آن باز میگذارد، به ویژه اینکه در ۱۰۰سال نخست دولت ساسانی همچنان زبان پهلوی اشکانی رسمی بوده و کم کم جای خود را به پهلوی ساسانی یا فارسی میانه یا پارسیگ داده.
اشکانیان به زبان خود پهلویگ یا پهلوانیگ میگفتند که به معنی زبان منسوب به پَهلَو یا پهله یا پرثوه ( فارسی باستان ) یا پارت بوده.
زبان های ایرانی شمال غربی مانند کردی ( به ویژه کردی زازا که در ترکیه سخن گفته میشود. ) ، بلوچی و زبان های کهن اصفهان ( مانند زبان روستای ابیانه/ویونا که شباهت بسیار بالایی با پهلوی نشان میدهد ) فرزندان پهلوی اشکانی هستند، همچنین زبان های تاتی اشتهاردی، هرزنی و کرینگانی هم مانستگی درخوری با پهلوی اشکانی نشان میدهند.