اسپنک و پنکه ؛
این کلیدواژه از ارگانیک وجود انسان عینیت یافته است. و ریشه ی اصلی این کلمه پنک یا پنگ یا پنج منشعب از پهنای کف دست به همراه پنج تا انگشت می باشد یعنی با ریخت پهنگه و پهنجه و پنجه که در زبان های مختلف، کلمات دچار تغییرات آوایی و نگارشی می شود. عینیت ایجاد عدد پنج در عالم واقع نیز بر مبنای پهنای کف دست به همراه تعداد انگشتانی که وصل به کف دست است می باشد.
... [مشاهده متن کامل]
یعنی ابتدایی ترین حالت ممکن در عالم واقع برای این کلمه، باد زدن با پنجه و کف دست به صورت برای خنک شدن انسان می باشد. و حالت صنعتی آن پنکه ی برقی می باشد که با پنجه های پرّه دار عمل ایجاد باد انجام می شود نمونه مشابه این کلمه در رشته والیبال با اصطلاح اسپنک که ورزشکار با کف دست به توپ ضربه می زند. یا در ورزشهای راکتی نیز این اصطلاح در حال استفاده می باشد.
نمونه ی مشابه کلمه پهنجه در یک موقعیت کاربردی دیگر کلمه ی فنجان یا پنجان یا پنگان می باشد یعنی ظرفی که بتواند در پنجه ی دست قرار بگیرد به صورتی که اگر ظرف چای خوری از فضای پنجه ی دست بزرگتر باشد مفهوم فنجان بودن ایجاد نمی شود و لیوان گفته می شود.
نمونه ی مشابه کلمه پهنجه به گونه ای دیگر کلمه ی پهنجره با ریخت پنجره می باشد.
هر چند کلمه ی پنجره یک کانسپت کلامی متشکل از دو کلمه ی پهنه و جریان می باشد. به طوری که مفهوم کلمه ی پنجره مرتبط با وجود پهنا و سطح در چیزی برای ایجاد جریان می باشد و صرفاً برای جریان نور در پنجره های امروزی نمی باشد مثل اصطلاح پنچری و پنچرگیری که در لاستیک های ماشین امروزی برای جلوگیری از عبور باد رایج می باشد.
کاربرد این کلمه در علم پزشکی، با اصطلاح اسفنکتر یا اسپنکتر بالا و پایین در سیستم دستگاه گوارش می باشد. که توسط عضلات روده ای عمل دفع توسط آن انجام می گیرد.
این کلیدواژه از ارگانیک وجود انسان عینیت یافته است. و ریشه ی اصلی این کلمه پنک یا پنگ یا پنج منشعب از پهنای کف دست به همراه پنج تا انگشت می باشد یعنی با ریخت پهنگه و پهنجه و پنجه که در زبان های مختلف، کلمات دچار تغییرات آوایی و نگارشی می شود. عینیت ایجاد عدد پنج در عالم واقع نیز بر مبنای پهنای کف دست به همراه تعداد انگشتانی که وصل به کف دست است می باشد.
... [مشاهده متن کامل]
یعنی ابتدایی ترین حالت ممکن در عالم واقع برای این کلمه، باد زدن با پنجه و کف دست به صورت برای خنک شدن انسان می باشد. و حالت صنعتی آن پنکه ی برقی می باشد که با پنجه های پرّه دار عمل ایجاد باد انجام می شود نمونه مشابه این کلمه در رشته والیبال با اصطلاح اسپنک که ورزشکار با کف دست به توپ ضربه می زند. یا در ورزشهای راکتی نیز این اصطلاح در حال استفاده می باشد.
نمونه ی مشابه کلمه پهنجه در یک موقعیت کاربردی دیگر کلمه ی فنجان یا پنجان یا پنگان می باشد یعنی ظرفی که بتواند در پنجه ی دست قرار بگیرد به صورتی که اگر ظرف چای خوری از فضای پنجه ی دست بزرگتر باشد مفهوم فنجان بودن ایجاد نمی شود و لیوان گفته می شود.
نمونه ی مشابه کلمه پهنجه به گونه ای دیگر کلمه ی پهنجره با ریخت پنجره می باشد.
هر چند کلمه ی پنجره یک کانسپت کلامی متشکل از دو کلمه ی پهنه و جریان می باشد. به طوری که مفهوم کلمه ی پنجره مرتبط با وجود پهنا و سطح در چیزی برای ایجاد جریان می باشد و صرفاً برای جریان نور در پنجره های امروزی نمی باشد مثل اصطلاح پنچری و پنچرگیری که در لاستیک های ماشین امروزی برای جلوگیری از عبور باد رایج می باشد.
کاربرد این کلمه در علم پزشکی، با اصطلاح اسفنکتر یا اسپنکتر بالا و پایین در سیستم دستگاه گوارش می باشد. که توسط عضلات روده ای عمل دفع توسط آن انجام می گیرد.
یعنی زدن در کون خمار
یعنی خمار کونه
در کونی زدن به شدت زیاد و دری باور نکردنی
وقتی میکنن اسپنک را میزنن ولی پا چوب ، بد دست ؛؛ را اسپنک می نامند
وقتی داری یکی میکنی میزنی والا
عژب جالبه
زد به باسن
در کونی یا اسپنک
به باسن ضربه زدن با دست یا هر وسیله ای را اسپنک ( درکونی ) می نامند
به باسن ضربه زدن با دست یا هر وسیله ای را اسپنک ( درکونی ) می نامند
اسپنک:ینی درباسن زدن درحال کارهای جنسی
اِسپَنکیدَن.
زدن بہ باسن کہ ضربہ ھا میتونہ محکم باشہ میتونہ ملایم باشہ با ھر وسیلہ ای ھم میشہ فقط باسن رو لخت میکنن
تنبیه مدرسه ای
زدن به باسن با دست یا خط کش
محکم زدن
زدن به باسن با دست یا خط کش
محکم زدن
تنبیه , با ضربه زدن به لمبرهای باسن
در کونی زدن
با سرعت حرکت کردن
با سرعت حرکت کردن
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ١٥)