اسوراب

پیشنهاد کاربران

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : سُوراب - Surob در اصل سَراب Sarob است. زمین شوره را گویند که در آفتاب میدرخشد ( برهان ) . سُوراب در سمرقند به معنی روی و اندام به منظور طنز و تحقیر بکار میرود. مثال
...
[مشاهده متن کامل]
در گویش: افت و سراب این شوره پشت را بینید، ای سرابت خشک شود!. در این مورد سراب به قصد تحقیر اندام است که به زمین شوره تشبیه شده است. اصطلاح اسُّوراب Assurab ( از سراب ) به منظور گمان و پندار مستعمل است. مثال در گویش: اسّراب امروز باران می بارد، اسّرابش ( یعنی از سراب وی پیداست که ) وی به این کار راضی نمیشود.