استوی
لغت نامه دهخدا
استوی. [ ] ( اِخ ) قریه ای از نیشابور. و رجوع به اُسْتُوا شود.
فرهنگ فارسی
مترادف ها
فقره، ستون فقرات، مهره، بندها، استوی، استخوانهای مهره
بندها، استوی، استخوانهای مهره
بندها، استوی
پیشنهاد کاربران
علامه طباطبایی می نویسد:
در این آیه منظور از برقرار شدن خدا بر عرش چیست؟ شنونده در اولین لحظه که آن را میشنود در معنایش تردید میکند، ولی وقتی مراجعه به آیه:" لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَیْءٌ"میکند میفهمد که قرار گرفتن خدا مانند قرار گرفتن سایر موجودات نیست و منظور از کلمه" استوا و برقرار شدن" تسلط بر ملک و احاطه بر خلق است، نه روی تخت نشستن، و بر مکانی تکیه دادن، که کار موجودات جسمانی است، و چنین چیزی از خدای سبحان محال است.
... [مشاهده متن کامل]
عرش هنگامی که در مورد خداوند به کار رود گفته میشود" عرش خدا"، منظور از آن مجموعه جهان هستی است که در حقیقت تخت حکومت پروردگار محسوب میشود.
اصولا جمله اسْتَوی عَلَی الْعَرْشِ کنایه از تسلط یک زمامدار بر امور کشور خویش است، همانطور که جمله" ثل عرشه" ( تختش فرو ریخت ) به معنی از دست دادن قدرت میباشد، در فارسی نیز این تعبیر کنایی زیاد به کار میرود، مثلا میگوئیم در فلان کشور، جمعی شورش کردند و زمامدارشان را از تخت فرو کشیدند، در حالی که ممکن است اصلا تختی نداشته باشد، یا جمعی به هواخواهی فلان برخاستند و او را بر تخت نشاندند، همه اینها کنایه از قدرت یافتن یا از قدرت افتادن است.
لذا باید عرض کنیم که اصلا آیه در این مقام نیست که به این سوال پاسخ دهد بلکه کنایه از احاطه کامل پروردگار و تسلط او بر تدبیر امور آسمانها و زمین بعد از خلقت آنها است.
https://www. pasokhgoo. ir/node/95869
در این آیه منظور از برقرار شدن خدا بر عرش چیست؟ شنونده در اولین لحظه که آن را میشنود در معنایش تردید میکند، ولی وقتی مراجعه به آیه:" لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَیْءٌ"میکند میفهمد که قرار گرفتن خدا مانند قرار گرفتن سایر موجودات نیست و منظور از کلمه" استوا و برقرار شدن" تسلط بر ملک و احاطه بر خلق است، نه روی تخت نشستن، و بر مکانی تکیه دادن، که کار موجودات جسمانی است، و چنین چیزی از خدای سبحان محال است.
... [مشاهده متن کامل]
عرش هنگامی که در مورد خداوند به کار رود گفته میشود" عرش خدا"، منظور از آن مجموعه جهان هستی است که در حقیقت تخت حکومت پروردگار محسوب میشود.
اصولا جمله اسْتَوی عَلَی الْعَرْشِ کنایه از تسلط یک زمامدار بر امور کشور خویش است، همانطور که جمله" ثل عرشه" ( تختش فرو ریخت ) به معنی از دست دادن قدرت میباشد، در فارسی نیز این تعبیر کنایی زیاد به کار میرود، مثلا میگوئیم در فلان کشور، جمعی شورش کردند و زمامدارشان را از تخت فرو کشیدند، در حالی که ممکن است اصلا تختی نداشته باشد، یا جمعی به هواخواهی فلان برخاستند و او را بر تخت نشاندند، همه اینها کنایه از قدرت یافتن یا از قدرت افتادن است.
لذا باید عرض کنیم که اصلا آیه در این مقام نیست که به این سوال پاسخ دهد بلکه کنایه از احاطه کامل پروردگار و تسلط او بر تدبیر امور آسمانها و زمین بعد از خلقت آنها است.
استوأ به معنای توجه، قصد، رو کردن، تسلط، استقرار بر چیزی، احاطة کامل و قدرت بر خلقت و تدبیر آمده است. ( ر. ک: مفردات الفاظ قرآن، راغب اصفهانی، ص 257 و 341، نشر اسماعیلیان. )
استوأ بر عرش در آیه مذکور کنایه از تسلط و قدرت خداوند متعال و احاطه کامل او نسبت به جهان و نفوذ فرمان و تدبیرش در سراسر عالم است.
... [مشاهده متن کامل]
، از آن جا که مُلک خداوند بر همه اشیأ احاطه دارد و تدبیرش بر همه امور عالم گسترده است، در نتیجه خداوند متعال مدبرالامر و استوی علی العرش میباشد
استوأ بر عرش در آیه مذکور کنایه از تسلط و قدرت خداوند متعال و احاطه کامل او نسبت به جهان و نفوذ فرمان و تدبیرش در سراسر عالم است.
... [مشاهده متن کامل]
، از آن جا که مُلک خداوند بر همه اشیأ احاطه دارد و تدبیرش بر همه امور عالم گسترده است، در نتیجه خداوند متعال مدبرالامر و استوی علی العرش میباشد
استوی از ماده استواء در اصل به معنی اعتدال یا مساوات دو چیز با یکدیگر است ، ولی به طوری که بعضی از ارباب لغت و مفسران گفته اند این ماده هنگامی که با علی متعدی شود به معنی استیلاء و سلطه بر چیزی است ، مانند
... [مشاهده متن کامل]
... [مشاهده متن کامل]
الرحمن علی العرش استوی خداوند بر عرش استیلا دارد ( طه - 5 ) . و هنگامی که با الی متعدی شود به معنی قصد می آید ، : ثم استوی الی السماء : سپس اراده آفرینش آسمان کرد . ( تفسیر نمونه ج : 20 ص : 229 )
پرداختن به کاری مانند استونی در جمله قرآنی ثم الاستوی علی العرش یعنی سپس به کار عرش پرداخت. اشاره به پس از خلقت زمین و آسمان توسط
خداوند بزرگ جل علی است.
خداوند بزرگ جل علی است.
استوی الی، ، :در نهایت چیرگی و زبر دستی و مهارت ، و دانش به ریزترین و درشت ترین جنبه ها، از در تدبیر و تدبّر بر کاری وارد شدن
الرحمن علی العرش استوی
چیره شد . استوار گردید.
یکی مهرورزی خداوندگار
به عرش او نشستی همی استوار
چیره شد . استوار گردید.
یکی مهرورزی خداوندگار
به عرش او نشستی همی استوار
ثم استوی الی السماء
قصد انجام کاری را داشتن
قصد انجام کاری را داشتن
استوى: این کلمه اگر با �علی� باشد به معنی استقرار آید، نظیر اسْتَوى عَلَی الْعَرْشِ یعلم بر تخت استقرار یافت و اگر با �الی� باشد به معنی قصد و توجه است.