استواران

فرهنگ معین

(اُ تُ ) (اِ. ) جِ اُستُوار، معتمدان ، اَمینان .

مترادف ها

troop (اسم)
گروه، دسته، خیل، عده سربازان، استواران

فارسی به عربی

قوات

پیشنهاد کاربران

افراد نزدیک
معتمدان
افراد مورد وثوق
همان استواران درگاه را
کز ایشان بدی ایمنی شاه را
✏ �نظامی�