استقامت کردن
معنی انگلیسی:
واژه نامه بختیاریکا
مترادف ها
ایستادگی کردن، مانع شدن، مخالفت کردن با، مخالفت کردن، خودداری کردن از، مقاومت کردن، استقامت کردن، پایداری کردن
شوریدن، استقامت کردن، بی میلی نشان دادن
فارسی به عربی
پیشنهاد کاربران
لری بختیاری
دَسزِیدِن، سِفت وُر کِفت زِیدِن: استقامت کردن
دَسزِیدِن، سِفت وُر کِفت زِیدِن: استقامت کردن
ممنونم عالی