استرضاع

لغت نامه دهخدا

استرضاع. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) شیر دادن خواستن. طلب شیر دادن. بمزد فراگرفتن کسی را تا فرزندک را شیر دهد. ( زوزنی ). دایه گرفتن فرزند را. ( تاج المصادر بیهقی ). دایه خواستن. به دایه دادن شیرخواره را. مرضعه خواستن. شیرده خواستن. یقال : استرضع؛ ای طلب مرضعةً. ( منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

طلب شیردادن کردن، دایه خواستن، دایه گرفتن برای کودک شیرخوار، به دایه دادن طفل شیرخوار
( مصدر ) طلب شیر دادن کردن دایه گرفتن برای کودک شیر خوار بدایه سپردن شیر خواره .
شیر دادن خواستن

فرهنگ معین

(اِ تِ ) [ ع . ] (مص م . ) دایه گرفتن برای شیر دادن به کودک .

پیشنهاد کاربران

بپرس