استخوان لای زخم گذاشتن
اصطلاحات و ضرب المثل ها
مشکلی / مسئله ای را کاملا حل نکردن ولی آن را حل شده اعلام کردن
مثال:
این موضوع باید به طور ریشه ای حل شود. استخوان لای زخم گذاشتن دردی را دوا نمی کند.
پیشنهاد کاربران
ضرب المثل �استخوان لای زخم گذاشتن� از وضعیت استخوانی گرفته شده است که درون زخم قرار می گیرد و باعث درد بیشتر و بهبود دیرتر می شود. استخوان در این ضرب المثل نماد چیزی است که نه تنها به بهبودی کمک نمی کند، بلکه شرایط را بدتر هم می کند. استخوان به عنوان چیزی سخت و دردناک، نمادی از رفتارها یا گفتارهایی است که به جای التیام، باعث رنج بیشتر می شوند.
... [مشاهده متن کامل]
ضرب المثل �استخوان لای زخم گذاشتن� برای توصیف افرادی به کار می رود که با ایجاد مشکل و مانع، از پیشرفت کارها جلوگیری می کنند. همچنین این اصطلاح، دربارۀ کسانی استفاده می شود که با حیله گری و ایجاد اشکال، روند پیشرفت دیگران را کند کرده و باعث بلاتکلیفی می شوند. این عمل ناشی از بی تدبیری یا منفعت طلبی افراد است.
... [مشاهده متن کامل]
ضرب المثل �استخوان لای زخم گذاشتن� برای توصیف افرادی به کار می رود که با ایجاد مشکل و مانع، از پیشرفت کارها جلوگیری می کنند. همچنین این اصطلاح، دربارۀ کسانی استفاده می شود که با حیله گری و ایجاد اشکال، روند پیشرفت دیگران را کند کرده و باعث بلاتکلیفی می شوند. این عمل ناشی از بی تدبیری یا منفعت طلبی افراد است.
ستخوان در زخم گذاشتن ، یا استخوان لای زخم گذاشتن ؛ کاری را بعمد بطول کشانیدن. گویند قصابی را استخوان خرده ای بر پلک خلیده او را بتعب میداشت. لاجرم به کحال شد. کحال او را عشوه ای میداد و هر روز داروگونه ای در چشم وی میکرد و او هر بامداد منی گوشت بمطبخ طبیب می فرستاد. روزی بعادت بیامد طبیب خانه نبود تلمیذ چشم او را بگشود. ریزه استخوان بدید و بیرون کرد. رنجور برفت و دیگر باز نگشت. کحال از شاگرد ماجری بپرسید گفت ریزه بر دیده داشت بدیدم و بر آوردم و بَلَسان بنهادم مانا که بهبودی یافته است کحال بخشم شد و گفت زهی ابله من هم آن استخوان میدیدم لیکن گوشت روزانه را نیز چشم میداشتم. ( امثال و حکم ج 1 ص 171 ) .
... [مشاهده متن کامل]
زخم سر سگ سگ کند علاج ؛ گویند چون سر سگی خستگی و جراحت یابد سگ دیگر آنرا لیسد و به شود. ملا پریشان گوید:
عمر بتعریف عثمان بی محتاج
زخم سر سگ سگ مکه علاج.
( از امثال و حکم ج 2 ص 900 )
... [مشاهده متن کامل]
زخم سر سگ سگ کند علاج ؛ گویند چون سر سگی خستگی و جراحت یابد سگ دیگر آنرا لیسد و به شود. ملا پریشان گوید:
عمر بتعریف عثمان بی محتاج
زخم سر سگ سگ مکه علاج.
( از امثال و حکم ج 2 ص 900 )
استخوان لای زخم گذاشتن: [عامیانه، کنایه ] بلاتکلیف گذاشتن، کاری را کش دادن .