استاد شدن


معنی انگلیسی:
master

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ماهر شدن بدرج. استادی و مهارت رسیدن حاذق گردیدن .

مترادف ها

master (فعل)
رام کردن، استاد شدن، ماهر شدن، خوب یاد گرفتن، تسلط یافتن بر

فارسی به عربی

سید

پیشنهاد کاربران

بیایید با دقت و قدم به قدم بررسی کنیم و این ادعای جعلی درباره ی �استاد� را رد کنیم، با استناد به منابع معتبر زبان شناسی.
- - -
۱. بررسی ادعای جعلی
ادعا:
> �استاد کلمه ای تورکی است که در اصل اوستاد بوده و از دو قسمت اوست به معنی والا و آد به معنی اسم تشکیل یافته و با هم به معنی اسم والا است…�
...
[مشاهده متن کامل]

مشکل های این ادعا:
1. عدم سند تاریخی: هیچ منبع تاریخی یا زبان شناسی معتبر ( فارسی، پهلوی، اوستایی، یا ترکی ) این تقسیم بندی �اوست آد� را تأیید نمی کند.
2. ریشه ی ترکی ندارد: واژه در ترکی وجود ندارد و هیچ سندی از ورود آن به فارسی از زبان ترکی در منابع معتبر وجود ندارد.
3. شکل اوستایی/فارسی میانه: واژه �استاد� در فارسی میانه به شکل ʾōstāg یا ustād ثبت شده است، که ریشه ای ایرانی دارد و نه ترکی.
4. تحلیل معناشناختی نادرست: ترکیب �اوست آد� ( به معنای �اسم والا� ) هیچ پایه ی زبانی در هیچ یک از زبان های مربوطه ندارد.
✅ نتیجه: این ادعا جعلی و نادرست است و در منابع علمی تایید نمی شود.
- - -
۲. ریشه واقعی واژه �استاد�
فارسی نو
واژه: استاد
معنا: معلم، ماهر، استادکار
فارسی میانه / پهلوی
شکل: ʾōstāg / ustād
معنا: کسی که استوار، ماهر و پایدار است ( در فن یا علم خود ) .
منابع:
Sedighi, Anousha. Pahlavi Dictionary, Tehran University Press, 2010
اوستا
واژه های نزدیک به stā - ، به معنی �ایستادن، استوار بودن�.
منبع: Bartholomae, E. Altiranisches W�rterbuch, 1904
سانسکریت
واژه ی sthā́ ( स्था ) به معنای �ایستادن، پایدار بودن�
منبع: Monier - Williams, Monier. A Sanskrit - English Dictionary, 1899
- - -
۳. جدول مقایسه ای ریشه ها و معناها
واژه فارسی نو فارسی میانه / پهلوی اوستا سانسکریت معنا
استاد استاد ʾōstāg / ustād stā - sthā́ معلم، ماهر / استوار، پایدار
- - -
۴. جمع بندی علمی
استاد از فارسی میانه آمده است.
با ریشه های اوستایی و سانسکریتی هم خانواده است، نه ترکی.
ادعای �اوست آد = استاد� فاقد پایه زبانی و تاریخی است و جعلی است.
- - -
۵. منابع معتبر
1. Anousha Sedighi, Pahlavi Dictionary, Tehran University Press, 2010 – فارسی میانه / پهلوی
2. Bartholomae, E. , Altiranisches W�rterbuch, 1904 – اوستایی و ریشه های ایرانی باستان
3. Monier - Williams, Monier, A Sanskrit - English Dictionary, 1899 – معادل های سانسکریتی
4. Windfuhr, Gernot, The Iranian Languages, 2009 – تحولات واژگان فارسی
- - -