اس باد
لغت نامه دهخدا
اسباد. [ اَ ] ( ع اِ ) جامه های سیاه. || سرهای گیاه نصی که اول روید. ( منتهی الارب ).
فرهنگ فارسی
آسیا که بقوت باد بگردد
جامه های سیاه
فرهنگ معین
پیشنهاد کاربران
آس یعنی سنگ و آب هم همان آب است
آس یاب سنگی که با آب می چرخد و گندم را نرم و آرد میکند.
از بیخ و بن ساخت آمیغ هایی چون "آسیاب بادی" و "آسیاب آبی" اشتباه است، دستگاهی که سنگ را با آب می چرخاند و گندم را نرم میکند "آسیاب" و دستگاهی که این کار را با باد انجام می دهد را "آسباد" میخواندند نه آسیاب بادی!
... [مشاهده متن کامل]
آسبادهای ایرانی با همین نام آسباد و نه آسیاب بادی، هنوز در خراسان ایران زنده و پوینده اند.
آس یاب سنگی که با آب می چرخد و گندم را نرم و آرد میکند.
از بیخ و بن ساخت آمیغ هایی چون "آسیاب بادی" و "آسیاب آبی" اشتباه است، دستگاهی که سنگ را با آب می چرخاند و گندم را نرم میکند "آسیاب" و دستگاهی که این کار را با باد انجام می دهد را "آسباد" میخواندند نه آسیاب بادی!
... [مشاهده متن کامل]
آسبادهای ایرانی با همین نام آسباد و نه آسیاب بادی، هنوز در خراسان ایران زنده و پوینده اند.
آسی که با نیروی باد= آس باد " به گردش در آید . هم چنان که " آسیاب= آس آب " " آسی که با نیروی آب به گردش در آید و نیز " دستآس = دست آس " آسی که با نیروی دست به حرکت در آید و الخ