اسای

لغت نامه دهخدا

( آسای ) آسای. ( نف مرخم ) رجوع به آسا شود.

فرهنگ فارسی

( آسای ) ( اسم ) در ترکیبات بمعنی آساینده آید : تن آسای جان آسای روان آسای .

پیشنهاد کاربران

آسای Asay
آسای در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی مثل و مانند است.
به عنوان مثال
خوم آسای یعنی مثل خودم
خود آسای یعنی مثل خودت
امر به استراحت کند