دیکشنری
مترجم
بپرس
ازهم گسیخته
معنی انگلیسی
:
fragmentary
دنبال کنید
پیشنهاد کاربران
بهوار دررفته
متلاشی شده
از هم جدا شده ، پاره شده ، ریش ریش شده ، شلخته ( برای مو )
+ عکس و لینک