ازمایه

شبکه مترجمین ایران

مترادف ها

exam (اسم)
محک، ازمایش، امتحان، رسیدگی، بازرسی، معاینه، ازمون، ازمایه

examination (اسم)
محک، ازمایش، امتحان، رسیدگی، بازرسی، معاینه، ازمون، ازمایه

فرهنگ معین

( آزمایه ) (یِ ) (اِ مص . ) امتحان ، آزمایش .

فرهنگستان زبان و ادب

آزمایه
{test case} [رایانه و فنّاوری اطلاعات] مجموعه ای از داده های آزمایشی و شرایط اجرا و نتایج مورد نظر آنها برای آزمایش بخش خاصی از نرم افزار
{trial} [روان شناسی] در آزمون ها و آزمایش ها، یک دورۀ (session ) تمرین (practice ) یا عملکرد در یک تکلیف مشخص

فارسی به عربی

( آزمایه ) امتحان
فحص

ارتباط محتوایی

فرهنگ معین( آزمایه ) (یِ ) (اِ مص . ) امتحان ، آزمایش .فرهنگستانآزمایه {test case} [رایانه و فنّاوری اطلاعات] مجموعه ای از داده های آزمایشی و شرایط اجرا و نتایج مور ...
معنی ازمایه، مفهوم ازمایه، تعریف ازمایه، معرفی ازمایه، ازمایه چیست، ازمایه یعنی چی، ازمایه یعنی چه،
برچسب ها: فرهنگ معین، فرهنگ معین با حرف ا، فرهنگستان زبان و ادب، فرهنگستان زبان و ادب با حرف ا، دانشنامه کاربران، دانشنامه کاربران با حرف ا
کلمه: ازمایه
کلمه بعدی: ازمایۀ برنولی
اشتباه تایپی: hclhdi
عکس ازمایه : در گوگل
معنی ازمایه

پیشنهاد کاربران

تجربه ، آزمون، امتحان
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما