اَزَل ؛ مرتبط با کلمه ی عُزلت با اصطلاح کنج عزلت به معنی تنهایی اشاره به ازلی بودن و یکتایی و یگانگی خداوند متعال دارد.
زمانی که کسی جز وجود پاک و مقدس خداوند متعال نبود و خداوند متعال تنهای تنها بود.
... [مشاهده متن کامل]
ابد ؛ مفهوم این کلمه اشاره به یک آبادی دیبا شده و بی انتها دارد
اَز ؛
نحوه ی ایجاد ریشه و جوانه زنی برای ساخته شدن ساختمان کلمات که از دستگاه موسیقایی خداوند متعال که در ارگانیک وجود انسان طراحی نموده است و از ترکیب و مشارکت و مزدوج شدن دو حرف با همدیگر با شخصیت های رفتاری و آوازی خاصی که دارند و باعث ایجاد قانون کانسپت حروف و قانون کانسپت کلمات در کانال و مسیر و جویبار جریان حروف و کلمات تحت عنوان جمله با اصطلاح آبراه سیال حروف و مفاهیم در پدیده ی ایجاد قانون بن واژه و ایجاد ریشه ی ثلاثی و کلمات هم خانواده در پهنه ی واژگان و دریای لغات می شود در کلمه ی ریشه ای ( از ) خدمت علاقه مندان به مبحث و مقوله ی زبانشناسی را می شود با کلمه ی ( از ) تبیین نمود.
فلسفه ی ایجاد و پیدایش کلیدواژه ی کلمه ی ( از ) در خصوص حرف ز در قانون قلب ها به دلیل محل و نقطه ی مشترک صدور آوا از ابزارهای ایجاد کلام واقع شده در دهان قابل تبدیل به حرف ( س ص ) می باشد مثل دو کلمه ی موسیقی و موزیک و فراوان از این دست کلمات دارای بار معنایی مقداری یا بخشی یا قسمتی از چیزی از جهت دریافت نمودن و کم شدن می باشد منشعب از کلمه ی اصغر با معنی تصغیر نمودن و با ریخت دیگر آن تسخیر جهت دریافت و تسخیر و تصاحب و کلماتی از قبیل اصغر آسیب آسیاب و. . . می باشد.
فلسفه ی معنایی مفهومی به نام تسخیر در روند معنا رسانی و دریافت آب زلال عالم معنا برای بینش و جهان بینی ما از طریق کلمات از پدیده ای به نام تصغیر و صغیر بودن در عالم غلیظ مادی که دارای قوانین مختص خودش برای ایجاد پدیده ی هستی می شود قابل وقوع است یعنی به زبان ساده تر صغیر بودن و تصغیر امکان و میل به تسخیر را در واقعیت فراهم می نماید.
کلمه ی دیگری که باعث کامل تر شدن معنای کلمه ی از می شود کلمه ی ( برخی ) می باشد
به طوری که کلمه ی برخی به همراه کلمه ی از در اصطلاح ( برخی از ) باعث ایجاد یک بار معنایی کامل و مرتبط با مفهوم کلمه ی از می شود.
روند افزایش و کاهش یا مضاعف و ضعیف شدن حروف در ریشه ی کلمات در مسیر و آبراه سیال مفاهیم و حروف و کلمات در خصوص کلمه ی ( از ) به معنی گرفتن که منتهی به کم شدن و کوچک شدن می شود در کلمه ی آس به معنی خورد و کوچک و مجزا باعث مشاهده شدن کلمه ی اصغر در این جریان می شود.
به گونه ای که افزونه ی حرف غ در کلمه ی اصغر که دارای یک ذات آوایی مستمر می باشد و مدل صدور آوای آن بین دو حرف ( ق ) و ( خ ) ایجاد می شود باعث خیز برداشتن کلمه ی تصغیر به سمت کلمه ی تسخیر می شود یعنی در کلمه ی تسخیر بمعنی مُسَخَّر نمودن و به تسخیر خود در آوردن با ترجمه ی موازی تصاحب نمودن، مفهوم چیزی را از چیزهایی جدا نمودن و کم کردن و کوچک نمودن و منحصر به فرد شدن وجود دارد.
شناخت مفهوم مجزا و منحصر به فرد و یکتا را اگر در کلمات با موقعیت های کاربردی دیگر جستجو کنیم در کلماتی از قبیل آسمان به لحاظ یکپارچگی و یا کلمه ی آسان از جهت به تنهایی از پس کاری بر آمدن و یا در کلمه ای به نام آسیا از جهت مستقل بودن یک قاره یا کلمه ی آسیاب به معنی خوردکن از جهت مجزا نمودن اعضا و قطعات یک سیستم مجتمع شده یا در کلمه ی آسیب مرتبط با کلمه ی آزار و اذیت از جهت ناقص شدن یک سیستم با از دست دادن اجزا و اعضای آن سیستم و یا در کلمه ی اسیر و اسارت از جهت جدا شدن از اجتماع و یا کلمه ی اسید از جهت عملکرد متلاشی کننده بودن این ماده ی شیمیایی و یا در کلمه با ریخت عَص در کلمه ی عصر به معنی برهه و قسمت و بخشی از زمان و یا در کلمه ی عُسر با اصطلاح در عُسر و حَرَج قرار گرفتن به معنی در تنگنا و تنهایی قرار گرفتن و فراوان از این دست مثال ها قابل دریافت و قابل مشاهده است.
حکمت نگارش و صورتگری حرف ( س ص ) با یک آوا و با دو صورت در کلمه ی اصغر و آسیب اشاره به مفهوم چیزی خورد و کوچک در یک محیط دارای پیرامون در حرف ص و چیزهای مجزا و قابل مشاهده در یک پهنه ی دارای وسعت در حرف س دارد.
معنا و مفهوم کلمه ی آسیب مرتبط با کلمه ی آسَک و آسیاب که دارای مفهوم خورد شدن و از هم پاشیدن و کوچک شدن می باشد در اصطلاح آس یدک بر سر در فروشگاه های لوازم یدکی خودروها اشاره به فروش قطعات مجزا دارد که با مونتاژ و سرهم بندی و تجمیع نمودن این قطعات مجزا باعث ایجاد یک سیستم در دستگاهی به نام خودرو می شود.
همچنین تعریف تک و واحد در جهت کوچک بودن و مجزا بودن در بازی پاسور با نام بازی حُکم با نماد A بر روی این ورقه، برگه ی آس با اصطلاح آس یا تک خودت را رو کن نیز یک اصطلاح رایج می باشد.
کلمه ی برخی نیز که یک کلمه ی مرتبط و مشترک با مفهوم کلمه ی از می باشد در مطلب زیر خدمت علاقه مندان به مقوله ی زبانشناسی تحلیل و تفسیر و تبیین شده است ؛
برخیدن ؛
تعاریفی مثل بدر آوردن ، جدا کردن ، بیرون کشیدن ، درو کردن ، جزء جزء کردن، بخش بخش کردن، پاره پاره کردن ، بریدن ، بُرش دادن از جهت این می باشد که مرتبط با معنا و مفهوم کلمه ی برخی می باشد.
برخی ؛
پاره ای از چیزی ، بخشی از چیزی ، مقداری از چیزی.
مدل ساختمان کلمه ی ( برخی ) که به همراه کلمه ی ( از ) در مکاتبات و مکالمات روزمره استفاده می شود از طریق قانون و قواعد ایجاد کلمات از قانون لاتین در پاتیل کلمات ایجاد شده است.
مصدر ثلاثی کلمه ی ( برخی ) سه حرف ( ب ر خ ) می باشد و ریشه ثلاثی این مصدر دو حرف ( ب خ ) می باشد.
اتحاد و اجتماع سه حرف ( ب ر خ ) با ذات آوایی که این سه حرف منطبق بر عالم واقع از محل صدور آوای آنها از ابزارهای ایجاد کلام واقع شده در دهان دارند برای احداث ساختمان کلمه ی ( برخی ) باعث ایجاد مفاهیمی مثل باز شدن و خرامیدگی با یک حالت که دارای استمرار در وجود این حالت باشد می باشد.
جهت درک بهتر این مطلب مطالعه ی متن تحلیل شده در خصوص کلمه ی بخار می تواند ما را بهتر به معنا و مفهوم نهفته در کلمه ی برخی برساند؛
بُخار؛ معنا و مفهوم کلمه ی بخار و تبخیر مرتبط با با مفهوم کلمه ی پُختن به معنی بخش شدن و پخش شدن و از هم پاشیدن و تقسیم شدن می باشد.
کلماتی که مفهوم پخش شدگی و از هم باز شدن در باطن آن مستتر می باشد عبارتند از ( برخی بخش پخش بخار خراب خبر باخت ) یا کلمه ی پخش در اصطلاح پخش و پالایش که مرتبط با همین ریشه و مفهوم می باشد.
در کلمه ی پالایش با مفهوم بُرش دادن عناصر از همدیگر به معنی جداسازی عناصر از همدیگر، حرف ( پ ل ) در این کلمه از طریق قانون قلب ها به دلیل محل و نقطه ی مشترک صدور آوا قابل تبدیل به حرف ( ب ر ) می باشد و باعث قابل مشاهده شدن کلمه ی بُرش برای درک مفهوم این کلمه می شود.
بر همین مبنا کلمه بخار مقوله ای است که مفهوم پختن و از هم پاشیدگی را در خود پنهان دارد.
کلمه ی بَخْتَتَن نیز به مفهوم روزی که همه چیز پخته می شود یا به صورت ناگهانی همه چیز از هم پخش شدن و باختن و از دست دادن مفهوم می دهد.
ذات آوایی حرف ( ب پ ) در کلمه ی بخش و پخش از محل صدور آوای آن در کلمات، یک ذات آوایی تک ضرب با حالت باز شدن و بسط شونده در یک زمان کم را در عالم واقع تداعی می کند مثل کلمه بمب.
هرچند حرف ( ب ) در کلمه ی بوسه و بوستان و بسته این شبهه را ایجاد می کند که این حرف درست نیست.
ولی حرف ( ب ) در میان ساختمان کلمه ی بستن، یک مقوله با پتانسیل بالقوه در باز و بست یا انقباض و انبساط را در خود دارد.
یعنی حتی کلمه بسته یک مقوله منبسط شدن و باز شدن در درون خود در جهت دیگر برای ایجاد یک ساز و کاری به نام بازو با عملکرد باز و بست دارد. و این کلمه به ما می گوید همه چیز در حال باز و بست می باشد.
زمانی که کسی جز وجود پاک و مقدس خداوند متعال نبود و خداوند متعال تنهای تنها بود.
... [مشاهده متن کامل]
ابد ؛ مفهوم این کلمه اشاره به یک آبادی دیبا شده و بی انتها دارد
اَز ؛
نحوه ی ایجاد ریشه و جوانه زنی برای ساخته شدن ساختمان کلمات که از دستگاه موسیقایی خداوند متعال که در ارگانیک وجود انسان طراحی نموده است و از ترکیب و مشارکت و مزدوج شدن دو حرف با همدیگر با شخصیت های رفتاری و آوازی خاصی که دارند و باعث ایجاد قانون کانسپت حروف و قانون کانسپت کلمات در کانال و مسیر و جویبار جریان حروف و کلمات تحت عنوان جمله با اصطلاح آبراه سیال حروف و مفاهیم در پدیده ی ایجاد قانون بن واژه و ایجاد ریشه ی ثلاثی و کلمات هم خانواده در پهنه ی واژگان و دریای لغات می شود در کلمه ی ریشه ای ( از ) خدمت علاقه مندان به مبحث و مقوله ی زبانشناسی را می شود با کلمه ی ( از ) تبیین نمود.
فلسفه ی ایجاد و پیدایش کلیدواژه ی کلمه ی ( از ) در خصوص حرف ز در قانون قلب ها به دلیل محل و نقطه ی مشترک صدور آوا از ابزارهای ایجاد کلام واقع شده در دهان قابل تبدیل به حرف ( س ص ) می باشد مثل دو کلمه ی موسیقی و موزیک و فراوان از این دست کلمات دارای بار معنایی مقداری یا بخشی یا قسمتی از چیزی از جهت دریافت نمودن و کم شدن می باشد منشعب از کلمه ی اصغر با معنی تصغیر نمودن و با ریخت دیگر آن تسخیر جهت دریافت و تسخیر و تصاحب و کلماتی از قبیل اصغر آسیب آسیاب و. . . می باشد.
فلسفه ی معنایی مفهومی به نام تسخیر در روند معنا رسانی و دریافت آب زلال عالم معنا برای بینش و جهان بینی ما از طریق کلمات از پدیده ای به نام تصغیر و صغیر بودن در عالم غلیظ مادی که دارای قوانین مختص خودش برای ایجاد پدیده ی هستی می شود قابل وقوع است یعنی به زبان ساده تر صغیر بودن و تصغیر امکان و میل به تسخیر را در واقعیت فراهم می نماید.
کلمه ی دیگری که باعث کامل تر شدن معنای کلمه ی از می شود کلمه ی ( برخی ) می باشد
به طوری که کلمه ی برخی به همراه کلمه ی از در اصطلاح ( برخی از ) باعث ایجاد یک بار معنایی کامل و مرتبط با مفهوم کلمه ی از می شود.
روند افزایش و کاهش یا مضاعف و ضعیف شدن حروف در ریشه ی کلمات در مسیر و آبراه سیال مفاهیم و حروف و کلمات در خصوص کلمه ی ( از ) به معنی گرفتن که منتهی به کم شدن و کوچک شدن می شود در کلمه ی آس به معنی خورد و کوچک و مجزا باعث مشاهده شدن کلمه ی اصغر در این جریان می شود.
به گونه ای که افزونه ی حرف غ در کلمه ی اصغر که دارای یک ذات آوایی مستمر می باشد و مدل صدور آوای آن بین دو حرف ( ق ) و ( خ ) ایجاد می شود باعث خیز برداشتن کلمه ی تصغیر به سمت کلمه ی تسخیر می شود یعنی در کلمه ی تسخیر بمعنی مُسَخَّر نمودن و به تسخیر خود در آوردن با ترجمه ی موازی تصاحب نمودن، مفهوم چیزی را از چیزهایی جدا نمودن و کم کردن و کوچک نمودن و منحصر به فرد شدن وجود دارد.
شناخت مفهوم مجزا و منحصر به فرد و یکتا را اگر در کلمات با موقعیت های کاربردی دیگر جستجو کنیم در کلماتی از قبیل آسمان به لحاظ یکپارچگی و یا کلمه ی آسان از جهت به تنهایی از پس کاری بر آمدن و یا در کلمه ای به نام آسیا از جهت مستقل بودن یک قاره یا کلمه ی آسیاب به معنی خوردکن از جهت مجزا نمودن اعضا و قطعات یک سیستم مجتمع شده یا در کلمه ی آسیب مرتبط با کلمه ی آزار و اذیت از جهت ناقص شدن یک سیستم با از دست دادن اجزا و اعضای آن سیستم و یا در کلمه ی اسیر و اسارت از جهت جدا شدن از اجتماع و یا کلمه ی اسید از جهت عملکرد متلاشی کننده بودن این ماده ی شیمیایی و یا در کلمه با ریخت عَص در کلمه ی عصر به معنی برهه و قسمت و بخشی از زمان و یا در کلمه ی عُسر با اصطلاح در عُسر و حَرَج قرار گرفتن به معنی در تنگنا و تنهایی قرار گرفتن و فراوان از این دست مثال ها قابل دریافت و قابل مشاهده است.
حکمت نگارش و صورتگری حرف ( س ص ) با یک آوا و با دو صورت در کلمه ی اصغر و آسیب اشاره به مفهوم چیزی خورد و کوچک در یک محیط دارای پیرامون در حرف ص و چیزهای مجزا و قابل مشاهده در یک پهنه ی دارای وسعت در حرف س دارد.
معنا و مفهوم کلمه ی آسیب مرتبط با کلمه ی آسَک و آسیاب که دارای مفهوم خورد شدن و از هم پاشیدن و کوچک شدن می باشد در اصطلاح آس یدک بر سر در فروشگاه های لوازم یدکی خودروها اشاره به فروش قطعات مجزا دارد که با مونتاژ و سرهم بندی و تجمیع نمودن این قطعات مجزا باعث ایجاد یک سیستم در دستگاهی به نام خودرو می شود.
همچنین تعریف تک و واحد در جهت کوچک بودن و مجزا بودن در بازی پاسور با نام بازی حُکم با نماد A بر روی این ورقه، برگه ی آس با اصطلاح آس یا تک خودت را رو کن نیز یک اصطلاح رایج می باشد.
کلمه ی برخی نیز که یک کلمه ی مرتبط و مشترک با مفهوم کلمه ی از می باشد در مطلب زیر خدمت علاقه مندان به مقوله ی زبانشناسی تحلیل و تفسیر و تبیین شده است ؛
برخیدن ؛
تعاریفی مثل بدر آوردن ، جدا کردن ، بیرون کشیدن ، درو کردن ، جزء جزء کردن، بخش بخش کردن، پاره پاره کردن ، بریدن ، بُرش دادن از جهت این می باشد که مرتبط با معنا و مفهوم کلمه ی برخی می باشد.
برخی ؛
پاره ای از چیزی ، بخشی از چیزی ، مقداری از چیزی.
مدل ساختمان کلمه ی ( برخی ) که به همراه کلمه ی ( از ) در مکاتبات و مکالمات روزمره استفاده می شود از طریق قانون و قواعد ایجاد کلمات از قانون لاتین در پاتیل کلمات ایجاد شده است.
مصدر ثلاثی کلمه ی ( برخی ) سه حرف ( ب ر خ ) می باشد و ریشه ثلاثی این مصدر دو حرف ( ب خ ) می باشد.
اتحاد و اجتماع سه حرف ( ب ر خ ) با ذات آوایی که این سه حرف منطبق بر عالم واقع از محل صدور آوای آنها از ابزارهای ایجاد کلام واقع شده در دهان دارند برای احداث ساختمان کلمه ی ( برخی ) باعث ایجاد مفاهیمی مثل باز شدن و خرامیدگی با یک حالت که دارای استمرار در وجود این حالت باشد می باشد.
جهت درک بهتر این مطلب مطالعه ی متن تحلیل شده در خصوص کلمه ی بخار می تواند ما را بهتر به معنا و مفهوم نهفته در کلمه ی برخی برساند؛
بُخار؛ معنا و مفهوم کلمه ی بخار و تبخیر مرتبط با با مفهوم کلمه ی پُختن به معنی بخش شدن و پخش شدن و از هم پاشیدن و تقسیم شدن می باشد.
کلماتی که مفهوم پخش شدگی و از هم باز شدن در باطن آن مستتر می باشد عبارتند از ( برخی بخش پخش بخار خراب خبر باخت ) یا کلمه ی پخش در اصطلاح پخش و پالایش که مرتبط با همین ریشه و مفهوم می باشد.
در کلمه ی پالایش با مفهوم بُرش دادن عناصر از همدیگر به معنی جداسازی عناصر از همدیگر، حرف ( پ ل ) در این کلمه از طریق قانون قلب ها به دلیل محل و نقطه ی مشترک صدور آوا قابل تبدیل به حرف ( ب ر ) می باشد و باعث قابل مشاهده شدن کلمه ی بُرش برای درک مفهوم این کلمه می شود.
بر همین مبنا کلمه بخار مقوله ای است که مفهوم پختن و از هم پاشیدگی را در خود پنهان دارد.
کلمه ی بَخْتَتَن نیز به مفهوم روزی که همه چیز پخته می شود یا به صورت ناگهانی همه چیز از هم پخش شدن و باختن و از دست دادن مفهوم می دهد.
ذات آوایی حرف ( ب پ ) در کلمه ی بخش و پخش از محل صدور آوای آن در کلمات، یک ذات آوایی تک ضرب با حالت باز شدن و بسط شونده در یک زمان کم را در عالم واقع تداعی می کند مثل کلمه بمب.
هرچند حرف ( ب ) در کلمه ی بوسه و بوستان و بسته این شبهه را ایجاد می کند که این حرف درست نیست.
ولی حرف ( ب ) در میان ساختمان کلمه ی بستن، یک مقوله با پتانسیل بالقوه در باز و بست یا انقباض و انبساط را در خود دارد.
یعنی حتی کلمه بسته یک مقوله منبسط شدن و باز شدن در درون خود در جهت دیگر برای ایجاد یک ساز و کاری به نام بازو با عملکرد باز و بست دارد. و این کلمه به ما می گوید همه چیز در حال باز و بست می باشد.