پیشنهادِ واژه یِ " زتر" ( یا " اَزتر" ) در پارسی به جایِ واژه ی " اَز طریق":
داریوشِ بزرگ در سنگنبشته یِ " DZc" در سوئز این پاره گزاره را آورده است:
" تَرَ ایمام یَئوویام:tara imām yauviyām" به معنایِ " ازطریقِ این آبراه/کانال".
... [مشاهده متن کامل]
بررسیِ این پاره گزاره:
در این پاره گزاره " تَرَ" به معنایِ "از طریق" و برابر با واژگانِ آلمانیِ "ueber, durch" و همچنین " ueber . . . hin" و "durch. . . hindurch" است.
ما واژه یِ"تَرَ" را در این معنا به ریختهای " تَر، تَریست" و همچنین با دگرگونیِ آواییِ "ر/ل" به ریخت" تل" در زبانِ پارسیِ میانه نیز داشته ایم. در زبانِ اوستاییِ کهن"tarə̄" و در زبانِ اوستاییِ جوان "tarō" را داشته ایم.
واژه یِ "ایمام:imām" با "اِم" به معنایِ "این" در واژگانی همچون "امشب، امسال، امروز و. . . " پیوندِ ریشه ای دارد.
واژه یِ " یَئوویام:yauviyām" به معنایِ "آبراه، کانال" که با واژه یِ "یوی:yōy" درپارسیِ میانه و واژه یِ "جوی" در پارسیِ نو همبسته است.
. . . .
پرسشِ کلیدی این است که جدای از آنچه از ریشه یِ ایرانیِ واژگانِ "طریق، ازطریق" می دانیم، ما چگونه می توانیم برپایه یِ زبانِ پارسیِ باستان از واژه یِ "تَرَ" در پارسیِ نو بهره بگیریم؟
پاسخ: ما هنگامیکه میخواهیم واژه یِ پارسیِ باستانِ "تَرَ"را به پارسیِ نو برگردانیم، واژه یِ "از طریق" را بکار می بریم، درست به همان گونه ای که واژگانِ "زیرا، زبَر و. . . " و همچنین به گُمانِ فراوان واژه یِ "زیر" را بکار می بریم. ما در واژگانِ نامبرده کوته نوشتِ واژه یِ "از"را داریم:
زیرا ( ی ) = ز. ایرا ( ی ) ( "ایرای" در پارسیِ میانه به معنایِ "به این دلیل" بوده است ) ؛
زبَر = ز. بَر؛
زیر= ز. ایر ( "ایر" در پارسیِ میانه به معنای " پایین، فرو، زیر" بوده است ) . ( به گمانِ فراوان )
اکنون برپایه یِ واژگانِ نامبرده و با نگاه به واژه یِ "از طریق" به جایِ " تَرَ" داریم:
"زتر = ز. تَر" به معنایِ "از طریق". ( همچنین است: ازتَر )
این پیشنهاد هیچ نابسامانی ای در زبانِ پارسی پدید نمی آورد، چراکه ما هم اینک پسوند "تَر" را بعنوان صفت تفضیلی بکار می بریم، از اینرو واژه یِ پیش از "تَر" در صفت تفضیلی می بایست "صفت" باشد نَه پیش نهلی ( =حرف اضافه ای ) همچون "از/ز".
. . . . .
پَسگشتها:
1 - روبرگِ 150 از نبیگِ "سنگنبشته هایِ پارسیِ کهنِ هخامنشیان" ( به آلمانی از رودیگر اشمیت )
2 - روبرگِ 251 از نبیگِ "واژه نامه یِ شاه نبشته هایِ پارسیِ کهن" ( به آلمانی از رودیگر اشمیت )


" از طریقِ X " = " از تَرِ X " یا " زتَرِ X " = " تَرِ/تَریستِ X "
" زتَر " ساختواژه ای بمانندِ " زیر، زبَر، زیرا " دارد که در آنها " ز" کوته نوشتِ " از " می باشد.
واژگانِ " طریق، طرق و. . . " دارایِ ریشه یِ پارسی و از ریشه یِ اوستاییِ " تَر :tar " هستند. در زبانِ پارسیِ میانه دو پیش نهلِ ( Preaposition ) " تَر :tar " و " تَریست:tarist " به چمِ " across ، through " بوده اند که همانا نشاندهنده یِ آن است که واژه یِ " از طریقِ " نیز از این واژگان برخاسته است. ما " تَر" را در واژه یِ " گُذشتن/گُذردَن، گُذَر - " نیز داریم که " ذَر " در آن همان " تَر" اوستایی است.
... [مشاهده متن کامل]
گمان می رود که بخشِ دیگرِ واژگانِ " طریق، طرق " از پسوندهایِ " - یگ/ - َ گ" یا از همان " - یست" ساخته شده اند.
این یک گواهیِ آشکار است ولی این بهانه ای برایِ بکارگیریِ این دست واژگانِ تازی شده در زبانِ پارسی نیست. نگاهِ ما باید به گویشورانِ اوستایی و پارسیِ میانه باشد. ما هر چه از فروزه هایِ نیاکانمان دور شدیم و به بیگانگان نگریستیم، پسرفت کردیم.
. . . . .
پَسگشت :
1 - رویبرگ 210 از نبیگِ " زبانهایِ ایرانی " ( گرنوت ویندفُر )
به واسطه
✍️ by/in virtue of something
با میانجیگری . . .
با میانهٔ . . .
از راه . . .
از شیوهٔ . . .
از روش . . .
از رهگذر
به موجب
بروی، توسط، بوسیله
به ناو راه - درناوراه
از راه، از سوی، به شیوه، با شیوه، به کمک، با کمک، با