از جمادی

پیشنهاد کاربران

از جمادی مردم و نامی شدم
وز نما مردم ز حیوان سر زدم
مردم از حیوانی و آدم شدم
پس چه ترسم کی ز مردن کم شدم
حمله دیگر بمیرم از بشر
تا برآرم از ملائک بال و پر
بار دیگر از ملک پران شوم
آنچه اندر وهم ناید آن شوم
...
[مشاهده متن کامل]

پس عدم گردم عدم چون ارغنون
گویدم کانا الیه راجعون ( مولوی )
معنی:
جماد ( خاک ) ، نامی ( روینده )
می گوید خاک بودم و جان گرفتم و گیاه شدم.
نما ( گیاه )
از گیاه بودن مردم و جانور شدم
سپس مردم و در پیکر انسان زاده شدم
از انسان بودن هم می میرم و فرشته می شوم
از فرشته بودن هم می میرم و چیزی می شوم که واژه ای برای آن نداریم
سپس در هستی برتر ذوب می شوم