از بیم مور در دهان ( دهن ) اژدها شدن ؛ از چاله درآمدن و به چاه درافتادن. از خطری خرد جستن و درخطری بزرگ گرفتار آمدن. ( از آنندراج ) :
از شاه زی فقیه چنان بود رفتنم
کز بیم مور در دهن اژدها شدم.
ناصرخسرو.
از شاه زی فقیه چنان بود رفتنم
کز بیم مور در دهن اژدها شدم.
ناصرخسرو.