ارمانیدن

لغت نامه دهخدا

ارمانیدن. [ اَ دَ ] ( مص ) آرزو و حسرت بردن. ( برهان ) ( سروری ). افسوس و پشیمانی خوردن. ( برهان ). رجوع به آرمان و ارمان شود.

پیشنهاد کاربران

آرمانیدن ( رَ دَ ) مصدر متعدّی منشعب از مصدر لازم آرمیدن به معنای به آرامش واداشتن.
《این گفته های ژوپین بی درنگ نمونه ای را، به رنگی ناشناخته، از روابطم با فرانسوا به من ارائه داد که با آنی که اغلب خوش داشتم چشمانم را بر آن بیارمانم و . . .
...
[مشاهده متن کامل]

کتاب《 در جستجوی زمان از دست رفته》اثر مارسل پروست، ترجمه ی مهدی سحابی، صفحه ی ۹۰