همه دل پر از شادی و می بدست
رخان ارغوانی بنابوده مست.
فردوسی.
دریغ آن رُخ ارغوانی چو ماه دریغ آن بر و برز و بالای شاه.
فردوسی.
خوشا با رفیقان یکدل نشستن بهم نوش کردن می ارغوانی.
فرخی.
نوبهار از خوید و گل آراست گیتی رنگ رنگ ارغوانی گشت خاک و پرنیانی گشت سنگ.
منوچهری.
گل از باده ارغوانی به رشک چکان از هوا مهرگانی سرشک.
اسدی.
چو باشد رنگ رویم ارغوانی نداند دشمنم رنگ نهانی.
( ویس و رامین ).
رویش از اطلس ارغوانی و عارض از نرمدست گلگون. ( نظام قاری ).ارغوانی روی او بطانه اش گلگون بود
گر بیابیدش بجامه خانه قاری برید.
نظام قاری.
و رجوع به ارغوان شود. || قسمی یاقوت. رجوع به ارجوانی شود.




