ارتشی

/~arteSi/

مترادف ارتشی: سپاهی، سرباز، لشکری، نظامی

معنی انگلیسی:
martial, martially, military, serviceman, belonging to the army, gl

فرهنگ معین

(اَ تِ ) (ص نسب . ) ۱ - منسوب و مربوط به ارتش . ۲ - آن که در ارتش کار می کند. ۳ - به رنگ لباس های نظامی ، خاکی .

مترادف ها

military (صفت)
جنگی، نظامی، ارتشی

فارسی به عربی

جیش

پیشنهاد کاربران

🔴 ارتش
🔥 ار = مرد ، قهرمان
🔥 تش = خلاصه شده کلمه دویوش یا دوئوش = دعوای تن به تن
پس ارتش یعنی =
نیروی پهلوانانی که تن به تن و مردانه می جنگند
❤ ارتش هم مثل خیلی از کلمات این گویش
...
[مشاهده متن کامل]

تورکیست
⚠️ در هوش مصنوعی نوشته کلمه ارتش
قبل ازینکه به صورت ارتش نوشته شده باشد
به صورت ارتشدار استفاده میشد
اما همان هوش مصنوعی با هوش خیلی زیادش نتوانست
نحوه ساخت این کلمه را توضیح دهد😉
⛔ یکم منطقی فک کنیم

ارتشی
اِرْتَشَی الْمُوَظَّف یعنی أَخَذَ الرَّشْوَةَ.
در زبان عربی کلمه اِرْتَشَی یعنی رِشوِه گرفت.