اذن ولی

پیشنهاد کاربران

یکی از پژوهشگران معاصر در پاسخ به این پرسش، میان �باکره� و �غیر باکره� تفاوت گذارده و گفته است که در جاهلیت، در مورد دختر ( باکره ) ، مردى که ولی او بوده، سلطه اى کامل و مطلق داشته است، به طورى که اگر از دخترى خواستگارى می شد، این پدر و پس از او، برادر بزرگ تر و یا عمو بود که تصمیم می گرفت و دختر حق هیچ گونه اظهار نظرى نداشت. پژوهشگرى دیگر، با استناد به برخی از نمونه ها و اشعار عرب جاهلی کوشیده است تا ثابت کند که پس از خواستگارى، به طور کلی ولی زن با خود زن مشورت، و نظر او را درباره قبول یا ردّ مرد خواستگار اخذ می کرد. در این باره، این تحلیل جالب توجه است:
...
[مشاهده متن کامل]

اگر مشاهده می شود که در میان برخی بزرگان قبایل بودند کسانی که با دختران خود در مورد خواستگارانشان مشورت می کردند، این در زمانی بود که آن خواستگاران متعدد، نزد ولی از نظر شرافت و سیادت یکسان به شمار می آمدند، بنابراین در چنین صورتی ولی با دختر مشورت می کرد تا یکی از آنان را انتخاب کند; بسته به ترجیحی که در نظر دختر نسبت به مزیت هاى شخص منتخب وجود داشت، مزیت هایی مانند کَرَم، شجاعت، حُسن خلق و هوش مندى

اذن ولی