[ویکی فقه] پرفسور ادوارد براون پسر صاحب و رییس یک کارخانه کشتی سازی در نیوکاسل در شمال انگلیس بود. او عاشق زبان فارسی و دیدار از ایران بود که حاصل آن کتاب «یک سال در میان ایرانیان» بود. وی در ۷ فوریه ۱۸۶۲م به دنیا آمد پس از آن که تحصیلات ابتدایی خود را تمام کرد پدرش او را به مدرسه ایتون فرستاد. پدر میخواست فرزندش در همان رشته مهندسی کشتی سازی که حرفه و رشته خودش بود تحصیل کند اما ادوارد شوقی به این کار نداشت و قبل از ۱۶سالگی این مدرسه را ترک کرد پدرش نیز او را به تحصیل طب واداشت و به دانشگاه کمبریج فرستاد. در آن زمان میان روسیه و عثمانی جنگ در گرفته بود او در آن موقع طرفدار ترکیه بود تا آن جا که دلش می خواست در میان سپاه ترک ها با روس ها بجنگد. خودش می نویسد: اول جانبدار ترک ها نبودم بلکه جانبدار طرفی بودم که جنگ را می باخت همیشه هنگامی که یک طرف شجاعانه می کوشد تا شکست نیابد همدردی انسان را بر می انگیزد به علاوه کوشش دست ضدترک در انگلیس که ناجوان مردانه می خواستند موضوع عدالت محض را با سیاست حزبی مخلوط کنند بیش از اندازه موجب انزجار من می شد.
wikifeqh:
پیشنهاد کاربران
سخنان ادوارد براون درباره زبان فارسی : زبان فارسی یکی از شیرین ترین، دل انگیزترین و پرمضمون ترین زبان های جهان است . هر کس می خواست در شرق مردی فاضل و دانشمند به شمار آید، ناگزیر بود زبان فارسی بداند. ... [مشاهده متن کامل]
ادبیات فارسی گنجینه ای است از اندیشه های بلند، احساسات لطیف و حکمت جاودانه. یاد گرفتن فارسی نه تنها وسیله ای برای شناختن مردمی شریف و فرهنگی بزرگ است، بلکه خود لذتی ادبی و معنوی است. اگر اروپا دانسته بود که چه گوهرهایی در شعر فارسی نهفته است، شاید قرن ها پیش آن را چون گنجی بی همتا می ستود. فارسی نه فقط زبان ایرانیان که روح ایران است؛ هرکه با فارسی آشنا شود، گویی پرده از چهره ی دل ایران برداشته است. آن گاه که به فارسی سخن می گوییم، حس می کنم با زبانی از جنس موسیقی حرف می زنیم چیزی میان نغمه و معنا . هیچ زبانی چون فارسی نتواند معنی زیبایی را با لفظ زیبا درآمیزد؛ هر واژه چون نگینی است بر حلقه سخن.
ادوارد گرانویل براون ( Edward Granville Browne ) در ۷ فوریهٔ ۱۸۶۲ در گلاسترشر در جنوب انگلستان زاده شد پدر براون لرد ثروتمندی بود. او صاحب یک کمپانی کشتی سازی بزرگ بود و به ادوارد پیشنهاد کرد که برای حفظ میراث خانوادگی شان مهندس شود، ولی براون به مهندسی علاقه نداشت. پدر او که فردی روشنفکر بود پذیرفت و از او خواست پزشکی بخواند. براون در دانشکده پزشکی کمبریج پذیرفته شد. ... [مشاهده متن کامل]
هم زمان با آموختن دروس مقدماتی پزشکی، زبان فارسی را نیز به عنوان یکی از دروس پایه انتخاب کرد. کمی بعد به او خبر دادند فلوشیب وی برای آموزش زبان فارسی در کالج پذیرفته شده است. وی از مسئول کالج خواست برای آشنایی بیشتر با زبان و فرهنگ فارسی یک سال به ایران سفر کند و او پذیرفت. در سال 1887 براون اول به استانبول رفت و سپس وارد ایران شد. براون نخست به شهر خوی سفر کرد براون در خوی به مجمع دراویش رفت و با میرجلاالدین دوریش حشر و نشر داشت. پس از مدتی به ارومیه و پس از آن به کاشان و یزد رفت. وقتی پس از هفت ماه وارد تهران شد، آن را شهری بی اصالت و فاسد خواند که بعد از دیدن شهرهای تاریخی مثل یزد و کاشان دلتنگش می کند. در دوران اقامتش در تهران با چهره های مشهوری مانند مخبرالدوله، دکتر طلوع زاد و سید ابوالحسن جلوه در ارتباط بود. پس از این یک سال براون تجربیاتش را در کتابی با عنوان �یک سال در میان ایرانیان� منتشر کرد که به فارسی نیز ترجمه شده است. براون ظرائف و تفاوت های بین انواع لهجه های ترکی عثمانی، آذربایجانی، تبریزی، قمی یا قزوینی را تشخیص می داد و درباره اصطلاحات زبان فارسی مانند یک زبان شناس دقت داشت. براون هر جا احساس می کرد به مردم ایران اهانت شده منقلب می شد و واکنش نشان می داد. مثلاً وقتی کتاب �حاجی بابای اصفهانی� را خواند از جیمز موریه انتقاد کرد. او همواره در برابر کسانی که به ایرانیان کینه توزی داشتند می ایستاد و از حقوق ایرانیان دفاع می کرد. براون در شناساندن مدنیت و تمدن ایرانی در زمان مشروطه تلاش های فراوانی کرد. او مرتب در روزنامه تایمز سرمقاله هایی در دفاع از مشروطه ایران می نوشت. برای فشار آوردن به محمدعلی شاه برای بازگشت به مشروطه از دوستان پارلمانی اش در انگلستان و بعدها سید حسن تقی زاده استفاده کرد. براون برای نخستین بار کرسی استادی زبان فارسی را در کمبریج دایر کرد، با این که ورود براون به عالم شرق شناسی با زبان ترکی آغاز شد، عربی و فارسی را هم یاد گرفت. براون در کتاب �یک سال در میان ایرانیان� به گویش های مختلف فارسی نیز پرداخته و در این باره مقاله ای با عنوان �شعر در گویش های ایرانی� نوشت. براون به اسلام احترام می گذاشت و در مذاهب دیگر مثل بهائیت به عنوان دین شناس تحقیق می کرد. غالباً شرق شناسان شرق را از بالا نگاه می کردند، چون غرب را بالاتر از شرق می دانستند اما براون با این نظریه مخالف و معتقد بود اگر مسلمانان جهان بتوانند متحد شوند می توانند در برابر استعمار غرب پیروز شوند. مهم ترین اثر براون مجموعه چهار جلدی �تاریخ ادبی ایران� است که طی سی سال تالیف شد. مهم ترین کاربرد این کتاب آموزش شیوه تحقیق در تاریخ ادبیات به ماست. براون در این مجموعه علاوه بر تذکره شاعران و نمونه آثارشان، اوضاع و احوال اجتماعی دوران آنها را نیز مطرح کرد. وی در سال 1926 چشم از جهان فرو بست .
ادوارد گرانویل براون ( انگلیسی: Edward Granville Browne؛ زاده ۷ فوریهٔ ۱۸۶۲ – درگذشته ۵ ژانویهٔ ۱۹۲۶ ) ، خاورشناس و ایران شناس بریتانیایی بود. او کتاب های زیادی در زمینهٔ تاریخ و ادبیات نگاشته است. ادوارد گرانویل براون در ۷ فوریهٔ ۱۸۶۲ در گلاسترشر در جنوب انگلستان، در خانواده ای ثروتمند به دنیا آمد. پدرش، سِر بنجامین براون، کارخانهٔ کشتی سازی داشت و مادرش اهل نورثمبری بود. براون تحصیلات دانشگاهی خود را در کالج ایتن آغاز کرد، پدر می خواست که پسرش رشتهٔ مهندسی را ادامه دهد؛ ولی ادوارد بیشتر به پزشکی علاقه داشت و سرانجام در ۱۸۷۹ در دانشگاه کمبریج به تحصیل در این رشته پرداخت. ... [مشاهده متن کامل]
براون در سال ۱۸۷۷، هنگامی که تنها پانزده سال داشت، اخبار جنگ میان امپراتوری عثمانی و امپراتوری روسیه را می شنید و همین امر باعث علاقهٔ او به خاورمیانه شد. او در این جنگ، بنا به ویژگی های شخصیتی اش، جانب طرفی را می گرفت که در بریتانیا کمتر محبوب بود، یعنی ترک ها. در این مقطع بود که مطالعات خاورشناسی خود را آغاز کرد. ابتدا زبان ترکی را فراگرفت و سپس فارسی و عربی. ادوارد علاقه ای به مباحث زبان شناسی نداشت و شیوهٔ زبان آموزی اش کاملاً عملی بود، یعنی هر متنی را که می توانست پیدا کند می خواند، با متخصصان مشورت می کرد و از معاشرت با سخنگویان مادری آن زبان نهایت بهره را می برد. این شیوهٔ زبان آموزی او، بنا به قضاوت هم عصران و آثار منتشرشدهٔ او، به طرز شگفت انگیزی موفق بود. پس از فارغ التحصیلی از دانشگاه کمبریج در ۱۸۸۲، پدر براون او را راضی کرد که تحصیلات پزشکی اش را ادامه بدهد و در ازای آن، او را به سفر تابستانی به استانبول فرستاد. براون سه سال بعد را صرف تحصیل، کارورزی ( پزشکی ) و طبابت کرد و هروقت فرصتی دست می داد علاقهٔ شخصی اش یعنی مطالعات خاورشناسی را هم دنبال می کرد. در ۱۸۸۷، براون مدارج پزشکی اش را کامل کرد و از کالج کمبریج هم فلوشیپ گرفت که به او امکان داد که یک سال را در ایران بگذراند - چراکه در آن زمان بی تردید مطالعات ایران شناسی بود که تمام توجه او را به خود جلب کرده بود. همین دیدار از ایران بود که کتاب درخشان «یک سال در میان ایرانیان» را ایجاد کرد که علیرغم عنوان، رویکرد و سبک رومانتیک و قدیمی ای که دارد، همچنان یکی از منابع کلاسیک محسوب می شود. این کتاب اولین بار در سال ۱۸۹۳ منتشر شد و تاکنون بارها توسط ناشران مختلف منتشر شده است.
بنام خدای در هم کوبنده ستمگران با سلام، این شرق شناس بریتانیایی که ظاهرا به سه زبان فارسی ، عربی، ترکی علاقه داشت تاریخ ادبیات ایران را به انگلیسی نوشت که ترجمه ان در دسترس هست و چهار جلد میباشد این انگلیسی طرفداران زیادی در گذشته و معاصر خود و همچنین الان نیز دارد . وی ای کتاب را جهت خدمت به ایرانیان ننوشته بلکه یک عامل ان علاقه شخصی و یا عواملی دیگر میباشد و ی از دوستان علامه قزوینی ، حسن تقی زاده که فراماسونر بود ، ویک سری دیگر از ادبا بود نامبرده با دو برادر به نام یحیی صبح ازل و بها ملاقاتداشته و این دو مدعی جانشینی باب بانی فرقه ضاله بابیه بودند که در سرزمینهای اشغالی تحت قیومیت بریتانیا بود یکی در شمال که فرقه ضاله بابی ازلی و دومی در جنوب در عکا فرقه ضاله بهاییت را بنیان نهاد ولی براون از صبح ازل دفاع میکرد و در مقدمه ای که بر کتاب تاریخ هشت ساله بابیه که توسط کنت دو گوبینو وزیر مختار فرانسه به پاریس برده شد و الان به شماره۱۰۷۱ در مخزن کتب فارسی نگهداری میشود ، در این دیباچه حدودا شصت صفحه ای از ازلیها دفاع کرده که در نهایت بهااییت پیروز و از ملکه انگلیس لقب سر گرفت ودر حقیقت این فرد یعنی ادوارد براون یک فرد جاسوس و فرقه سازی بیش نبود و این اوج ساده لوحی هست که کسی با تقی زاده و صبح ازل و بها مراوده داشته باشد و خود را ایران دوست بنامد . ... [مشاهده متن کامل]